بزرگترین آرشیو وبلاگ های فارسی

محل تبلیغات
اخبار ذوزنقه : با سامانه قدرتمند ذوزنقه پیش از بقیه مطالب جدید را مشاهده کنید و بروز باشید




بِربِریت


با بابام در مورد اعدام صحبت می کردیم...
من : شنیدی که لاریجانی [رییس قوه قضاییه] گفته ما نمیخوایم یه محکوم به اعدام رو اینقدر نگه داریم که بعدش که نمازخون شد ...
بابام پرید وسط حرفم که بعله اینا یه اعدامی رو اینقدر نگه میدارن بعد هم به یه بهونه ای آزادش میکنن.
گفتم نه اینجوری گفته :
گفته ما قصد نداریم نگهشون داریم که وقتی سربراه شدن آزادشون کنیم باید سریع اعدام کنیم بره! با همچین موجودی طرفیم!
بابام بِربِر منو نگاه میکرد...
:منبع . http://hadiname.blog.ir/rss





بِربِریت


با بابام در مورد اعدام صحبت می کردیم...
من : شنیدی که لاریجانی [رییس قوه قضاییه] گفته ما نمیخوایم یه محکوم به اعدام رو اینقدر نگه داریم که بعدش که نمازخون شد ...
بابام پرید وسط حرفم که بعله اینا یه اعدامی رو اینقدر نگه میدارن بعد هم به یه بهونه ای آزادش میکنن.
گفتم نه اینجوری گفته :
گفته ما قصد نداریم نگهشون داریم که وقتی سربراه شدن آزادشون کنیم باید سریع اعدام کنیم بره! با همچین موجودی طرفیم!
بابام بِربِر منو نگاه میکرد...
:منبع . http://hadiname.blog.ir/rss





بِربِریت


با بابام در مورد اعدام صحبت می کردیم...
من : شنیدی که لاریجانی [رییس قوه قضاییه] گفته ما نمیخوایم یه محکوم به اعدام رو اینقدر نگه داریم که بعدش که نمازخون شد ...
بابام پرید وسط حرفم که بعله اینا یه اعدامی رو اینقدر نگه میدارن بعد هم به یه بهونه ای آزادش میکنن.
گفتم نه اینجوری گفته :
گفته ما قصد نداریم نگهشون داریم که وقتی سربراه شدن آزادشون کنیم باید سریع اعدام کنیم بره! با همچین موجودی طرفیم!
بابام بِربِر منو نگاه میکرد...
:منبع . http://hadiname.blog.ir/rss





آقوی هم ساده


اصن یادم نمیره اون روزو که بابام کارنامه ترممو گرفته بود دستش، انگشتشو رو نمره ها دونه دونه میاورد پایین که دونه دونه بازجویی کنه. من داشتم از ذوق رسیدن انگشتش به زبان انگیسی نوزده و فلسفه منطق هجده و ادبیات بیست اوردوز میکردم، بابام انگار که تو فیلم سانسور شده صحنه دیده باشه، نرم نرم همه رو رد کرد رفت وایساد رو سیزده تاریخ. تا شب هم همونجا موند. :منبع . http://raport.blog.ir/rss





اسماعیل بابا تنها شد


چسبیدم به بابا. فک میکنم بهش که نزدیکترین ادم زندگیشو از دست داده . سرشو بغل گرفتم تا فک نکنه تنهاس اما تنهاس تنها کسشو تنها آدمی که تو زندگی از گذشته ها براش مونده بود رو از دست داد. 
بابام تنها شد .
بابام بی اسماعیل دووم نمی آره.


:منبع . http://boosmahi.blog.ir/rss





اسماعیل بابا تنها شد


چسبیدم به بابا. فک میکنم بهش که نزدیکترین ادم زندگیشو از دست داده . سرشو بغل گرفتم تا فک نکنه تنهاس اما تنهاس تنها کسشو تنها آدمی که تو زندگی از گذشته ها براش مونده بود رو از دست داد. 
بابام تنها شد .
بابام بی اسماعیل دووم نمی آره.


:منبع . http://boosmahi.blog.ir/rss





اسماعیل بابا تنها شد


چسبیدم به بابا. فک میکنم بهش که نزدیکترین ادم زندگیشو از دست داده . سرشو بغل گرفتم تا فک نکنه تنهاس اما تنهاس تنها کسشو تنها آدمی که تو زندگی از گذشته ها براش مونده بود رو از دست داد. 
بابام تنها شد .
بابام بی اسماعیل دووم نمی آره.


:منبع . http://boosmahi.blog.ir/rss





اسماعیل بابا تنها شد


چسبیدم به بابا. فک میکنم بهش که نزدیکترین ادم زندگیشو از دست داده . سرشو بغل گرفتم تا فک نکنه تنهاس اما تنهاس تنها کسشو تنها آدمی که تو زندگی از گذشته ها براش مونده بود رو از دست داد. 
بابام تنها شد .
بابام بی اسماعیل دووم نمی آره.


:منبع . http://boosmahi.blog.ir/rss





اسماعیل بابا تنها شد


چسبیدم به بابا. فک میکنم بهش که نزدیکترین ادم زندگیشو از دست داده . سرشو بغل گرفتم تا فک نکنه تنهاس اما تنهاس تنها کسشو تنها آدمی که تو زندگی از گذشته ها براش مونده بود رو از دست داد. 
بابام تنها شد .
بابام بی اسماعیل دووم نمی آره.


:منبع . http://boosmahi.blog.ir/rss





اسماعیل بابا تنها شد


چسبیدم به بابا. فک میکنم بهش که نزدیکترین ادم زندگیشو از دست داده . سرشو بغل گرفتم تا فک نکنه تنهاس اما تنهاس تنها کسشو تنها آدمی که تو زندگی از گذشته ها براش مونده بود رو از دست داد. 
بابام تنها شد .
بابام بی اسماعیل دووم نمی آره.


:منبع . http://boosmahi.blog.ir/rss





اسماعیل بابا تنها شد


چسبیدم به بابا. فک میکنم بهش که نزدیکترین ادم زندگیشو از دست داده . سرشو بغل گرفتم تا فک نکنه تنهاس اما تنهاس تنها کسشو تنها آدمی که تو زندگی از گذشته ها براش مونده بود رو از دست داد. 
بابام تنها شد .
بابام بی اسماعیل دووم نمی آره.


:منبع . http://boosmahi.blog.ir/rss





شیر با طعم شراب


از دوستان پدرم بود. وقتی بازنشست شد 240 - 250 میلیونی پول داشت و دوست داشت برا خودش کسب و کاری درست کنه. اومد سراغ پدرم. پیشنهاد داده بود که بابام کمکش کنه تا بتونه یه گاو داری راه بندازه. بابام هم حدود 500 میلیون بهش داده بود و شراکتی یه گاو داری خریدند. قرار هم شد دو به یک سود گاو داری برا پدرم باشه. اما به هر حال کار اون بنده خدا هم راه افتاد. 
تا اینجا چیز مهمی نبود که بخوام تعریف کنم ،‌قسمت مهم داستان از این قراره که بابام به اون اقا گفت خدا وکیلی تو فصل سرما این حیوونا رو چیز خور نکن. 
اون اقا هم میگفت نه بابا اینا همش حرفه. چیز میز کجا بود . 
اما بابام با شوخی و جدی چند بار بهش گفت یه وقت از این اب شنگولی ها بهشون ندی. 
من تعجب کردم که مگه به گاو هم چیز میز میدن بخوره ؟ 
بابام میگفت : روی علوفه گاو ها اب شنگولی میریزن که تو سرمای زیاد مقاومت بدنشون بره بالا و تلف نشن. 
اون اقا منکر





شیر با طعم شراب


از دوستان پدرم بود. وقتی بازنشست شد 240 - 250 میلیونی پول داشت و دوست داشت برا خودش کسب و کاری درست کنه. اومد سراغ پدرم. پیشنهاد داده بود که بابام کمکش کنه تا بتونه یه گاو داری راه بندازه. بابام هم حدود 500 میلیون بهش داده بود و شراکتی یه گاو داری خریدند. قرار هم شد دو به یک سود گاو داری برا پدرم باشه. اما به هر حال کار اون بنده خدا هم راه افتاد. 
تا اینجا چیز مهمی نبود که بخوام تعریف کنم ،‌قسمت مهم داستان از این قراره که بابام به اون اقا گفت خدا وکیلی تو فصل سرما این حیوونا رو چیز خور نکن. 
اون اقا هم میگفت نه بابا اینا همش حرفه. چیز میز کجا بود . 
اما بابام با شوخی و جدی چند بار بهش گفت یه وقت از این اب شنگولی ها بهشون ندی. 
من تعجب کردم که مگه به گاو هم چیز میز میدن بخوره ؟ 
بابام میگفت : روی علوفه گاو ها اب شنگولی میریزن که تو سرمای زیاد مقاومت بدنشون بره بالا و تلف نشن. 
اون اقا منکر





سکانس Nucturnal Animals


همیششششه شب‌هایی که شب‌های سردیه و زوزه‌ی باد توی دریچه‌ی کولر می‌پیچه و پنجره‌ها لق لق می‌زنن و همه چیز حس خفقان و تنهایی مضاعف داره، همیشششه مساوی میشه با شب‌هایی که بابام از سر شب می‌خوابه_ برعکس هزار و یک شب دیگه‌ای که تا خود صبح بیداره_ چون وقتی بابام هم خوابه، تمام اون سردی و زوزه‌ی باد و لق لق پنجره‌ها و تنهایی و خفقان تو سکووووت محض خونه صد برابر حس میشه! برعکس وقت‌هایی که اونم بیداره و انگار که خونه جون داره و زنده است نه مثل امشب سررررد و ساکت و راکد، درست مثل یه قبرستون!_گلوله شده زیر پتو و تاریکی محض در انتظار هرررر چه زودتر رسیدن روشنایی_ :منبع . http://mysekance.blog.ir/rss





سکانس Nucturnal Animals


همیششششه شب‌هایی که شب‌های سردیه و زوزه‌ی باد توی دریچه‌ی کولر می‌پیچه و پنجره‌ها لق لق می‌زنن و همه چیز حس خفقان و تنهایی مضاعف داره، همیشششه مساوی میشه با شب‌هایی که بابام از سر شب می‌خوابه_ برعکس هزار و یک شب دیگه‌ای که تا خود صبح بیداره_ چون وقتی بابام هم خوابه، تمام اون سردی و زوزه‌ی باد و لق لق پنجره‌ها و تنهایی و خفقان تو سکووووت محض خونه صد برابر حس میشه! برعکس وقت‌هایی که اونم بیداره و انگار که خونه جون داره و زنده است نه مثل امشب سررررد و ساکت و راکد، درست مثل یه قبرستون!_گلوله شده زیر پتو و تاریکی محض در انتظار هرررر چه زودتر رسیدن روشنایی_ :منبع . http://mysekance.blog.ir/rss





سکانس Nucturnal Animals


همیششششه شب‌هایی که شب‌های سردیه و زوزه‌ی باد توی دریچه‌ی کولر می‌پیچه و پنجره‌ها لق لق می‌زنن و همه چیز حس خفقان و تنهایی مضاعف داره، همیشششه مساوی میشه با شب‌هایی که بابام از سر شب می‌خوابه_ برعکس هزار و یک شب دیگه‌ای که تا خود صبح بیداره_ چون وقتی بابام هم خوابه، تمام اون سردی و زوزه‌ی باد و لق لق پنجره‌ها و تنهایی و خفقان تو سکووووت محض خونه صد برابر حس میشه! برعکس وقت‌هایی که اونم بیداره و انگار که خونه جون داره و زنده است نه مثل امشب سررررد و ساکت و راکد، درست مثل یه قبرستون!_گلوله شده زیر پتو و تاریکی محض در انتظار هرررر چه زودتر رسیدن روشنایی_ :منبع . http://mysekance.blog.ir/rss





سکانس Nucturnal Animals


همیششششه شب‌هایی که شب‌های سردیه و زوزه‌ی باد توی دریچه‌ی کولر می‌پیچه و پنجره‌ها لق لق می‌زنن و همه چیز حس خفقان و تنهایی مضاعف داره، همیشششه مساوی میشه با شب‌هایی که بابام از سر شب می‌خوابه_ برعکس هزار و یک شب دیگه‌ای که تا خود صبح بیداره_ چون وقتی بابام هم خوابه، تمام اون سردی و زوزه‌ی باد و لق لق پنجره‌ها و تنهایی و خفقان تو سکووووت محض خونه صد برابر حس میشه! برعکس وقت‌هایی که اونم بیداره و انگار که خونه جون داره و زنده است نه مثل امشب سررررد و ساکت و راکد، درست مثل یه قبرستون!_گلوله شده زیر پتو و تاریکی محض در انتظار هرررر چه زودتر رسیدن روشنایی_ :منبع . http://mysekance.blog.ir/rss





سکانس Nucturnal Animals


همیششششه شب‌هایی که شب‌های سردیه و زوزه‌ی باد توی دریچه‌ی کولر می‌پیچه و پنجره‌ها لق لق می‌زنن و همه چیز حس خفقان و تنهایی مضاعف داره، همیشششه مساوی میشه با شب‌هایی که بابام از سر شب می‌خوابه_ برعکس هزار و یک شب دیگه‌ای که تا خود صبح بیداره_ چون وقتی بابام هم خوابه، تمام اون سردی و زوزه‌ی باد و لق لق پنجره‌ها و تنهایی و خفقان تو سکووووت محض خونه صد برابر حس میشه! برعکس وقت‌هایی که اونم بیداره و انگار که خونه جون داره و زنده است نه مثل امشب سررررد و ساکت و راکد، درست مثل یه قبرستون!_گلوله شده زیر پتو و تاریکی محض در انتظار هرررر چه زودتر رسیدن روشنایی_ :منبع . http://mysekance.blog.ir/rss





سکانس Nucturnal Animals


همیششششه شب‌هایی که شب‌های سردیه و زوزه‌ی باد توی دریچه‌ی کولر می‌پیچه و پنجره‌ها لق لق می‌زنن و همه چیز حس خفقان و تنهایی مضاعف داره، همیشششه مساوی میشه با شب‌هایی که بابام از سر شب می‌خوابه_ برعکس هزار و یک شب دیگه‌ای که تا خود صبح بیداره_ چون وقتی بابام هم خوابه، تمام اون سردی و زوزه‌ی باد و لق لق پنجره‌ها و تنهایی و خفقان تو سکووووت محض خونه صد برابر حس میشه! برعکس وقت‌هایی که اونم بیداره و انگار که خونه جون داره و زنده است نه مثل امشب سررررد و ساکت و راکد، درست مثل یه قبرستون!_گلوله شده زیر پتو و تاریکی محض در انتظار هرررر چه زودتر رسیدن روشنایی_ :منبع . http://mysekance.blog.ir/rss





سکانس Nucturnal Animals


همیششششه شب‌هایی که شب‌های سردیه و زوزه‌ی باد توی دریچه‌ی کولر می‌پیچه و پنجره‌ها لق لق می‌زنن و همه چیز حس خفقان و تنهایی مضاعف داره، همیشششه مساوی میشه با شب‌هایی که بابام از سر شب می‌خوابه_ برعکس هزار و یک شب دیگه‌ای که تا خود صبح بیداره_ چون وقتی بابام هم خوابه، تمام اون سردی و زوزه‌ی باد و لق لق پنجره‌ها و تنهایی و خفقان تو سکووووت محض خونه صد برابر حس میشه! برعکس وقت‌هایی که اونم بیداره و انگار که خونه جون داره و زنده است نه مثل امشب سررررد و ساکت و راکد، درست مثل یه قبرستون!_گلوله شده زیر پتو و تاریکی محض در انتظار هرررر چه زودتر رسیدن روشنایی_ :منبع . http://mysekance.blog.ir/rss





ماشین


قبل از اینکه گواهینامه بگیرم خیلی عشق ماشین بودم.  خیلی سال قبل از گرفتن گواهینامه رانندگی بلد بودم. 
اولین ماشینم بعد گواهینامه یه پراید بود که بابام خرید. اما عمرش به دنیا نبود و خیلی زود فروختمش و خودم یه 206 خریدم با پول خودم. بعدش یه سمند خریدم. اما 206 رو بیشتر دوست داشتم. بعد اون چشم انتظار یه تویوتای شاسی بلند شدم اما خیلی زود از ماشینهای گنده بدم اومد. مخصوصا تو ترافیک لامصب تهران که با کمبود جای پارک و سختی عبور از کوچه های باریک مواجه میشدم. 
اما نمیشد دل ازش کند. وقتی توش میشینی کاملا به جاده و مسیر اشراف داری.
به خاطر همین بزرگ بودنش اونو ول کردم و رفتم تو نخ ماشین خارجی متوسط. 
 دوباره رو به سواری اورم.
هیچ وقت ماشین گاز سوز برام جالب و جذاب نشد.
بجز بار اول همه ماشینام رو خودم رفتم پای معامله. حتی اگر پولشو هم بابام بده اما خودم تنهایی رفتم پای معامله . تا حالا هم ضرر نکردم.





ماشین


قبل از اینکه گواهینامه بگیرم خیلی عشق ماشین بودم.  خیلی سال قبل از گرفتن گواهینامه رانندگی بلد بودم. 
اولین ماشینم بعد گواهینامه یه پراید بود که بابام خرید. اما عمرش به دنیا نبود و خیلی زود فروختمش و خودم یه 206 خریدم با پول خودم. بعدش یه سمند خریدم. اما 206 رو بیشتر دوست داشتم. بعد اون چشم انتظار یه تویوتای شاسی بلند شدم اما خیلی زود از ماشینهای گنده بدم اومد. مخصوصا تو ترافیک لامصب تهران که با کمبود جای پارک و سختی عبور از کوچه های باریک مواجه میشدم. 
اما نمیشد دل ازش کند. وقتی توش میشینی کاملا به جاده و مسیر اشراف داری.
به خاطر همین بزرگ بودنش اونو ول کردم و رفتم تو نخ ماشین خارجی متوسط. 
 دوباره رو به سواری اورم.
هیچ وقت ماشین گاز سوز برام جالب و جذاب نشد.
بجز بار اول همه ماشینام رو خودم رفتم پای معامله. حتی اگر پولشو هم بابام بده اما خودم تنهایی رفتم پای معامله . تا حالا هم ضرر نکردم.





ماشین


قبل از اینکه گواهینامه بگیرم خیلی عشق ماشین بودم.  خیلی سال قبل از گرفتن گواهینامه رانندگی بلد بودم. 
اولین ماشینم بعد گواهینامه یه پراید بود که بابام خرید. اما عمرش به دنیا نبود و خیلی زود فروختمش و خودم یه 206 خریدم با پول خودم. بعدش یه سمند خریدم. اما 206 رو بیشتر دوست داشتم. بعد اون چشم انتظار یه تویوتای شاسی بلند شدم اما خیلی زود از ماشینهای گنده بدم اومد. مخصوصا تو ترافیک لامصب تهران که با کمبود جای پارک و سختی عبور از کوچه های باریک مواجه میشدم. 
اما نمیشد دل ازش کند. وقتی توش میشینی کاملا به جاده و مسیر اشراف داری.
به خاطر همین بزرگ بودنش اونو ول کردم و رفتم تو نخ ماشین خارجی متوسط. 
 دوباره رو به سواری اورم.
هیچ وقت ماشین گاز سوز برام جالب و جذاب نشد.
بجز بار اول همه ماشینام رو خودم رفتم پای معامله. حتی اگر پولشو هم بابام بده اما خودم تنهایی رفتم پای معامله . تا حالا هم ضرر نکردم.





سجوق


نمیدونم تا حالا سجوق خوردید یا نه یه نوع شیرینی سنتی وصدالبته طبیعیه..دیشب با تمام اهل خانه بسیج شدیم و سه تا سینی بزرگ درست کردیم بجز داداشم که درس داشتن..یعنی فک کن بابام هم اومد کمک.منو بابام و مامان..خیلی خوش گذشت بعد دیگه شب ساعت 3 خوابیدم قبلش خواهرم گفته بود باهاشون صبح برم دعای ندبه صبح پاشدم دیدم خیلی خوابم میاد اس دادم نمیام برید شما این دومین هفته ی که اینجوری میشه..سعادت ندارم هعیبعد طرفای 10پاشدم ..خاله م چند بار زنگیده بود که برم خونشون برا کمک تو درسای دختر خاله م برم چنتا برنامه نصب کنم برا درس کارو فناوری اما من هی رفتار دیروز دختر خاله م یادم میومد گفتم نمیرم باید ادب بشه و هی من هیچی نمیگم پررو میشه
دیگه ظهر رفتیم نماز جمعه اما دریغ از حتی یه کلمه حرف در مورد آتش نشانا تو خطبه واقعا ناراحت شدم 
دیگه برگشتیم و بعد نهار بابام خواهش کرد برم ؛ با مامانم رفتیم زیاد محلش نذاشت





سجوق


نمیدونم تا حالا سجوق خوردید یا نه یه نوع شیرینی سنتی وصدالبته طبیعیه..دیشب با تمام اهل خانه بسیج شدیم و سه تا سینی بزرگ درست کردیم بجز داداشم که درس داشتن..یعنی فک کن بابام هم اومد کمک.منو بابام و مامان..خیلی خوش گذشت بعد دیگه شب ساعت 3 خوابیدم قبلش خواهرم گفته بود باهاشون صبح برم دعای ندبه صبح پاشدم دیدم خیلی خوابم میاد اس دادم نمیام برید شما این دومین هفته ی که اینجوری میشه..سعادت ندارم هعیبعد طرفای 10پاشدم ..خاله م چند بار زنگیده بود که برم خونشون برا کمک تو درسای دختر خاله م برم چنتا برنامه نصب کنم برا درس کارو فناوری اما من هی رفتار دیروز دختر خاله م یادم میومد گفتم نمیرم باید ادب بشه و هی من هیچی نمیگم پررو میشه
دیگه ظهر رفتیم نماز جمعه اما دریغ از حتی یه کلمه حرف در مورد آتش نشانا تو خطبه واقعا ناراحت شدم 
دیگه برگشتیم و بعد نهار بابام خواهش کرد برم ؛ با مامانم رفتیم زیاد محلش نذاشت





Bald-hood


غلام؛
اوس غلام‌ سلمونی داشت. اصلا نمیدونم در حال حاضر زنده هست یا نه‌. و اینکه اصلا مغازه‌ش کجا بود؟ چندان هم کنجکاو نیستم به دونستن این موضوع. هر بار میرفتیم، یه تخته میذاشت رو دسته‌های صندلیِ اصلاح، که من بشینم روش. این تخته‌ها رو معمولا واسه بچه‌ها استفاده میکردند که قدشون بیاد بالا و اصلاح سرشون راحت باشه. هر بار می‌پرسید چه مدلی بزنم؟ بابام هم میگفت آلمانی بزن. و من فکر میکردم لابد موهام مثه این بچه خارجیا میشه توی این فیلما. اما حقیقت امر این بود که اوس غلام فقط بلد بود کله رو کچل کنه. بدون هیچ مدلی.
بابام؛
گاهی هم بابام توی حموم واسم کوتاه می‌کرد. تو حموم میشستم رو چارپایه. من آینه به دست، بابام قیچی و ماشین به دست. هِی از موهای وسط ِ سرِ ما می‌کاست و میگفت؛ خیلی اینجاش پرپُشته. ما هم هی نک و ناله میکردیم که باباجون ول کن اونجا رو. این جلوشو کوتاه کن جون عمه‌ت. و پدر میگفت؛ آخه جلوش





ماشین


قبل از اینکه گواهینامه بگیرم خیلی عشق ماشین بودم.  خیلی سال قبل از گرفتن گواهینامه رانندگی بلد بودم. 
اولین ماشینم بعد گواهینامه یه پراید بود که بابام خرید. اما عمرش به دنیا نبود و خیلی زود فروختمش و خودم یه 206 خریدم با پول خودم. بعدش یه سمند خریدم. اما 206 رو بیشتر دوست داشتم. بعد اون چشم انتظار یه تویوتای شاسی بلند شدم اما خیلی زود از ماشینهای گنده بدم اومد. مخصوصا تو ترافیک لامصب تهران که با کمبود جای پارک و سختی عبور از کوچه های باریک مواجه میشدم. 
اما نمیشد دل ازش کند. وقتی توش میشینی کاملا به جاده و مسیر اشراف داری.
به خاطر همین بزرگ بودنش اونو ول کردم و رفتم تو نخ ماشین خارجی متوسط. 
 دوباره رو به سواری اورم.
هیچ وقت ماشین گاز سوز برام جالب و جذاب نشد.
بجز بار اول همه ماشینام رو خودم رفتم پای معامله. حتی اگر پولشو هم بابام بده اما خودم تنهایی رفتم پای معامله . تا حالا هم ضرر نکردم.





ماشین


قبل از اینکه گواهینامه بگیرم خیلی عشق ماشین بودم.  خیلی سال قبل از گرفتن گواهینامه رانندگی بلد بودم. 
اولین ماشینم بعد گواهینامه یه پراید بود که بابام خرید. اما عمرش به دنیا نبود و خیلی زود فروختمش و خودم یه 206 خریدم با پول خودم. بعدش یه سمند خریدم. اما 206 رو بیشتر دوست داشتم. بعد اون چشم انتظار یه تویوتای شاسی بلند شدم اما خیلی زود از ماشینهای گنده بدم اومد. مخصوصا تو ترافیک لامصب تهران که با کمبود جای پارک و سختی عبور از کوچه های باریک مواجه میشدم. 
اما نمیشد دل ازش کند. وقتی توش میشینی کاملا به جاده و مسیر اشراف داری.
به خاطر همین بزرگ بودنش اونو ول کردم و رفتم تو نخ ماشین خارجی متوسط. 
 دوباره رو به سواری اورم.
هیچ وقت ماشین گاز سوز برام جالب و جذاب نشد.
بجز بار اول همه ماشینام رو خودم رفتم پای معامله. حتی اگر پولشو هم بابام بده اما خودم تنهایی رفتم پای معامله . تا حالا هم ضرر نکردم.





ماشین


قبل از اینکه گواهینامه بگیرم خیلی عشق ماشین بودم.  خیلی سال قبل از گرفتن گواهینامه رانندگی بلد بودم. 
اولین ماشینم بعد گواهینامه یه پراید بود که بابام خرید. اما عمرش به دنیا نبود و خیلی زود فروختمش و خودم یه 206 خریدم با پول خودم. بعدش یه سمند خریدم. اما 206 رو بیشتر دوست داشتم. بعد اون چشم انتظار یه تویوتای شاسی بلند شدم اما خیلی زود از ماشینهای گنده بدم اومد. مخصوصا تو ترافیک لامصب تهران که با کمبود جای پارک و سختی عبور از کوچه های باریک مواجه میشدم. 
اما نمیشد دل ازش کند. وقتی توش میشینی کاملا به جاده و مسیر اشراف داری.
به خاطر همین بزرگ بودنش اونو ول کردم و رفتم تو نخ ماشین خارجی متوسط. 
 دوباره رو به سواری اورم.
هیچ وقت ماشین گاز سوز برام جالب و جذاب نشد.
بجز بار اول همه ماشینام رو خودم رفتم پای معامله. حتی اگر پولشو هم بابام بده اما خودم تنهایی رفتم پای معامله . تا حالا هم ضرر نکردم.





ماشین


قبل از اینکه گواهینامه بگیرم خیلی عشق ماشین بودم.  خیلی سال قبل از گرفتن گواهینامه رانندگی بلد بودم. 
اولین ماشینم بعد گواهینامه یه پراید بود که بابام خرید. اما عمرش به دنیا نبود و خیلی زود فروختمش و خودم یه 206 خریدم با پول خودم. بعدش یه سمند خریدم. اما 206 رو بیشتر دوست داشتم. بعد اون چشم انتظار یه تویوتای شاسی بلند شدم اما خیلی زود از ماشینهای گنده بدم اومد. مخصوصا تو ترافیک لامصب تهران که با کمبود جای پارک و سختی عبور از کوچه های باریک مواجه میشدم. 
اما نمیشد دل ازش کند. وقتی توش میشینی کاملا به جاده و مسیر اشراف داری.
به خاطر همین بزرگ بودنش اونو ول کردم و رفتم تو نخ ماشین خارجی متوسط. 
 دوباره رو به سواری اورم.
هیچ وقت ماشین گاز سوز برام جالب و جذاب نشد.
بجز بار اول همه ماشینام رو خودم رفتم پای معامله. حتی اگر پولشو هم بابام بده اما خودم تنهایی رفتم پای معامله . تا حالا هم ضرر نکردم.





ماشین


قبل از اینکه گواهینامه بگیرم خیلی عشق ماشین بودم.  خیلی سال قبل از گرفتن گواهینامه رانندگی بلد بودم. 
اولین ماشینم بعد گواهینامه یه پراید بود که بابام خرید. اما عمرش به دنیا نبود و خیلی زود فروختمش و خودم یه 206 خریدم با پول خودم. بعدش یه سمند خریدم. اما 206 رو بیشتر دوست داشتم. بعد اون چشم انتظار یه تویوتای شاسی بلند شدم اما خیلی زود از ماشینهای گنده بدم اومد. مخصوصا تو ترافیک لامصب تهران که با کمبود جای پارک و سختی عبور از کوچه های باریک مواجه میشدم. 
اما نمیشد دل ازش کند. وقتی توش میشینی کاملا به جاده و مسیر اشراف داری.
به خاطر همین بزرگ بودنش اونو ول کردم و رفتم تو نخ ماشین خارجی متوسط. 
 دوباره رو به سواری اورم.
هیچ وقت ماشین گاز سوز برام جالب و جذاب نشد.
بجز بار اول همه ماشینام رو خودم رفتم پای معامله. حتی اگر پولشو هم بابام بده اما خودم تنهایی رفتم پای معامله . تا حالا هم ضرر نکردم.





خدایا میشه مواظب بابام باشی ؟! لطفاً ..


بلافاصله بعد از زبان کلاس شیمی بود ، تعطیل شده بودیم که دیدم مامانم سر خیابون منتظرمه . رفتم سلام کردم گفتم چیزی شده ؟! 
یهو گفت شبکیه ی چشم بابات پاره شده .. یهو انگار یه سطل آب یخ ریخته باشن تو سرم ! یادم نمی اومد شبکیه ی چشم کجاست و چیکار میکنه .. 
با خواهرم رفته بودن دکتر ، گفته بود حتی راه نره ، حتی رانندگی نکنه ولی بابام به هر صورت داشت رانندگی میکرد و کسی جرات نداشت چیزی بگه .. چند روز پیش رفتیم دکتر !! اون دکتر بی شعور بی خیر احمق ابله بی همه چیز نفهمید .. خیر نبینه الهی .. تو که پول میگیری تو کلینیک شخصیت عکس بگیری ، ویزیت میگیری هزار باره ، میمردی تشخیص بدی ؟! تو چه فرقی با اون اپتومتریست کارشناس داری ؟! اون مدرکتم بزار در کوزه آبشو بخور :| مرتیکه خر .. 
سرد نیست ولی احساس میکنم این فشار یهویی که به هممون وارد شده ، اون قدری قوی بوده که بلرزیم و نه ناخن رو دستمون بمونه نه پوست رو





خدایا میشه مواظب بابام باشی ؟! لطفاً ..


بلافاصله بعد از زبان کلاس شیمی بود ، تعطیل شده بودیم که دیدم مامانم سر خیابون منتظرمه . رفتم سلام کردم گفتم چیزی شده ؟! 
یهو گفت شبکیه ی چشم بابات پاره شده .. یهو انگار یه سطل آب یخ ریخته باشن تو سرم ! یادم نمی اومد شبکیه ی چشم کجاست و چیکار میکنه .. 
با خواهرم رفته بودن دکتر ، گفته بود حتی راه نره ، حتی رانندگی نکنه ولی بابام به هر صورت داشت رانندگی میکرد و کسی جرات نداشت چیزی بگه .. چند روز پیش رفتیم دکتر !! اون دکتر بی شعور بی خیر احمق ابله بی همه چیز نفهمید .. خیر نبینه الهی .. تو که پول میگیری تو کلینیک شخصیت عکس بگیری ، ویزیت میگیری هزار باره ، میمردی تشخیص بدی ؟! تو چه فرقی با اون اپتومتریست کارشناس داری ؟! اون مدرکتم بزار در کوزه آبشو بخور :| مرتیکه خر .. 
سرد نیست ولی احساس میکنم این فشار یهویی که به هممون وارد شده ، اون قدری قوی بوده که بلرزیم و نه ناخن رو دستمون بمونه نه پوست رو





خدایا میشه مواظب بابام باشی ؟! لطفاً ..


بلافاصله بعد از زبان کلاس شیمی بود ، تعطیل شده بودیم که دیدم مامانم سر خیابون منتظرمه . رفتم سلام کردم گفتم چیزی شده ؟! 
یهو گفت شبکیه ی چشم بابات پاره شده .. یهو انگار یه سطل آب یخ ریخته باشن تو سرم ! یادم نمی اومد شبکیه ی چشم کجاست و چیکار میکنه .. 
با خواهرم رفته بودن دکتر ، گفته بود حتی راه نره ، حتی رانندگی نکنه ولی بابام به هر صورت داشت رانندگی میکرد و کسی جرات نداشت چیزی بگه .. چند روز پیش رفتیم دکتر !! اون دکتر بی شعور بی خیر احمق ابله بی همه چیز نفهمید .. خیر نبینه الهی .. تو که پول میگیری تو کلینیک شخصیت عکس بگیری ، ویزیت میگیری هزار باره ، میمردی تشخیص بدی ؟! تو چه فرقی با اون اپتومتریست کارشناس داری ؟! اون مدرکتم بزار در کوزه آبشو بخور :| مرتیکه خر .. 
سرد نیست ولی احساس میکنم این فشار یهویی که به هممون وارد شده ، اون قدری قوی بوده که بلرزیم و نه ناخن رو دستمون بمونه نه پوست رو





خدایا میشه مواظب بابام باشی ؟! لطفاً ..


بلافاصله بعد از زبان کلاس شیمی بود ، تعطیل شده بودیم که دیدم مامانم سر خیابون منتظرمه . رفتم سلام کردم گفتم چیزی شده ؟! 
یهو گفت شبکیه ی چشم بابات پاره شده .. یهو انگار یه سطل آب یخ ریخته باشن تو سرم ! یادم نمی اومد شبکیه ی چشم کجاست و چیکار میکنه .. 
با خواهرم رفته بودن دکتر ، گفته بود حتی راه نره ، حتی رانندگی نکنه ولی بابام به هر صورت داشت رانندگی میکرد و کسی جرات نداشت چیزی بگه .. چند روز پیش رفتیم دکتر !! اون دکتر بی شعور بی خیر احمق ابله بی همه چیز نفهمید .. خیر نبینه الهی .. تو که پول میگیری تو کلینیک شخصیت عکس بگیری ، ویزیت میگیری هزار باره ، میمردی تشخیص بدی ؟! تو چه فرقی با اون اپتومتریست کارشناس داری ؟! اون مدرکتم بزار در کوزه آبشو بخور :| مرتیکه خر .. 
سرد نیست ولی احساس میکنم این فشار یهویی که به هممون وارد شده ، اون قدری قوی بوده که بلرزیم و نه ناخن رو دستمون بمونه نه پوست رو





خدایا میشه مواظب بابام باشی ؟! لطفاً ..


بلافاصله بعد از زبان کلاس شیمی بود ، تعطیل شده بودیم که دیدم مامانم سر خیابون منتظرمه . رفتم سلام کردم گفتم چیزی شده ؟! 
یهو گفت شبکیه ی چشم بابات پاره شده .. یهو انگار یه سطل آب یخ ریخته باشن تو سرم ! یادم نمی اومد شبکیه ی چشم کجاست و چیکار میکنه .. 
با خواهرم رفته بودن دکتر ، گفته بود حتی راه نره ، حتی رانندگی نکنه ولی بابام به هر صورت داشت رانندگی میکرد و کسی جرات نداشت چیزی بگه .. چند روز پیش رفتیم دکتر !! اون دکتر بی شعور بی خیر احمق ابله بی همه چیز نفهمید .. خیر نبینه الهی .. تو که پول میگیری تو کلینیک شخصیت عکس بگیری ، ویزیت میگیری هزار باره ، میمردی تشخیص بدی ؟! تو چه فرقی با اون اپتومتریست کارشناس داری ؟! اون مدرکتم بزار در کوزه آبشو بخور :| مرتیکه خر .. 
سرد نیست ولی احساس میکنم این فشار یهویی که به هممون وارد شده ، اون قدری قوی بوده که بلرزیم و نه ناخن رو دستمون بمونه نه پوست رو





خدایا میشه مواظب بابام باشی ؟! لطفاً ..


بلافاصله بعد از زبان کلاس شیمی بود ، تعطیل شده بودیم که دیدم مامانم سر خیابون منتظرمه . رفتم سلام کردم گفتم چیزی شده ؟! 
یهو گفت شبکیه ی چشم بابات پاره شده .. یهو انگار یه سطل آب یخ ریخته باشن تو سرم ! یادم نمی اومد شبکیه ی چشم کجاست و چیکار میکنه .. 
با خواهرم رفته بودن دکتر ، گفته بود حتی راه نره ، حتی رانندگی نکنه ولی بابام به هر صورت داشت رانندگی میکرد و کسی جرات نداشت چیزی بگه .. چند روز پیش رفتیم دکتر !! اون دکتر بی شعور بی خیر احمق ابله بی همه چیز نفهمید .. خیر نبینه الهی .. تو که پول میگیری تو کلینیک شخصیت عکس بگیری ، ویزیت میگیری هزار باره ، میمردی تشخیص بدی ؟! تو چه فرقی با اون اپتومتریست کارشناس داری ؟! اون مدرکتم بزار در کوزه آبشو بخور :| مرتیکه خر .. 
سرد نیست ولی احساس میکنم این فشار یهویی که به هممون وارد شده ، اون قدری قوی بوده که بلرزیم و نه ناخن رو دستمون بمونه نه پوست رو





خدایا میشه مواظب بابام باشی ؟! لطفاً ..


بلافاصله بعد از زبان کلاس شیمی بود ، تعطیل شده بودیم که دیدم مامانم سر خیابون منتظرمه . رفتم سلام کردم گفتم چیزی شده ؟! 
یهو گفت شبکیه ی چشم بابات پاره شده .. یهو انگار یه سطل آب یخ ریخته باشن تو سرم ! یادم نمی اومد شبکیه ی چشم کجاست و چیکار میکنه .. 
با خواهرم رفته بودن دکتر ، گفته بود حتی راه نره ، حتی رانندگی نکنه ولی بابام به هر صورت داشت رانندگی میکرد و کسی جرات نداشت چیزی بگه .. چند روز پیش رفتیم دکتر !! اون دکتر بی شعور بی خیر احمق ابله بی همه چیز نفهمید .. خیر نبینه الهی .. تو که پول میگیری تو کلینیک شخصیت عکس بگیری ، ویزیت میگیری هزار باره ، میمردی تشخیص بدی ؟! تو چه فرقی با اون اپتومتریست کارشناس داری ؟! اون مدرکتم بزار در کوزه آبشو بخور :| مرتیکه خر .. 
سرد نیست ولی احساس میکنم این فشار یهویی که به هممون وارد شده ، اون قدری قوی بوده که بلرزیم و نه ناخن رو دستمون بمونه نه پوست رو





255


توی هر رابطه ، شخصیت دو طرف رابطه یه فاصله ای رو مشخص می کنه که رابطه ی مذکور تو اون فاصله به حالت ایده آل خودش می رسه.مثلا من الان که در حد نیم ساعت در روز با فاطمه حرف می زنم و ارتباط دارم ، عاشقشم ولی اگه این فاصله ذره ای کمتر شه من قطعا ازش متنفر میشم و اونم همینطور.رابطه ی من با هلیا ، نازنین ، یلدا و خیلیای دیگه در حد دوست معمولی فوق العادس چون ما با هم می خندیم و خوشحالیم ولی اگه قرار باشه بشینیم و با هم برای یه مدت طولانی حرف بزنیم صد در صد نمی تونیم همدیگه رو تحمل کنیم.
آدم می تونه فاصله ی ایده آل رو برای همه به اجرا بزاره جز برای مامان باباش.در مورد فاصله ی من و بابام همه چیز خوب و دوس داشتنیه چون بابام روشنفکرترین پدریه که من تا حالا دیدم مخصوصا از نظر احترام به حریم شخصی و آروم بودنش ( که مورد اول حقیقتا برای من تحسین برانگیزه)
ولی در مورد مامانم اینطوری نیست.ینی مامانم از دیدگ





255


توی هر رابطه ، شخصیت دو طرف رابطه یه فاصله ای رو مشخص می کنه که رابطه ی مذکور تو اون فاصله به حالت ایده آل خودش می رسه.مثلا من الان که در حد نیم ساعت در روز با فاطمه حرف می زنم و ارتباط دارم ، عاشقشم ولی اگه این فاصله ذره ای کمتر شه من قطعا ازش متنفر میشم و اونم همینطور.رابطه ی من با هلیا ، نازنین ، یلدا و خیلیای دیگه در حد دوست معمولی فوق العادس چون ما با هم می خندیم و خوشحالیم ولی اگه قرار باشه بشینیم و با هم برای یه مدت طولانی حرف بزنیم صد در صد نمی تونیم همدیگه رو تحمل کنیم.
آدم می تونه فاصله ی ایده آل رو برای همه به اجرا بزاره جز برای مامان باباش.در مورد فاصله ی من و بابام همه چیز خوب و دوس داشتنیه چون بابام روشنفکرترین پدریه که من تا حالا دیدم مخصوصا از نظر احترام به حریم شخصی و آروم بودنش ( که مورد اول حقیقتا برای من تحسین برانگیزه)
ولی در مورد مامانم اینطوری نیست.ینی مامانم از دیدگ





255


توی هر رابطه ، شخصیت دو طرف رابطه یه فاصله ای رو مشخص می کنه که رابطه ی مذکور تو اون فاصله به حالت ایده آل خودش می رسه.مثلا من الان که در حد نیم ساعت در روز با فاطمه حرف می زنم و ارتباط دارم ، عاشقشم ولی اگه این فاصله ذره ای کمتر شه من قطعا ازش متنفر میشم و اونم همینطور.رابطه ی من با هلیا ، نازنین ، یلدا و خیلیای دیگه در حد دوست معمولی فوق العادس چون ما با هم می خندیم و خوشحالیم ولی اگه قرار باشه بشینیم و با هم برای یه مدت طولانی حرف بزنیم صد در صد نمی تونیم همدیگه رو تحمل کنیم.
آدم می تونه فاصله ی ایده آل رو برای همه به اجرا بزاره جز برای مامان باباش.در مورد فاصله ی من و بابام همه چیز خوب و دوس داشتنیه چون بابام روشنفکرترین پدریه که من تا حالا دیدم مخصوصا از نظر احترام به حریم شخصی و آروم بودنش ( که مورد اول حقیقتا برای من تحسین برانگیزه)
ولی در مورد مامانم اینطوری نیست.ینی مامانم از دیدگ





255


توی هر رابطه ، شخصیت دو طرف رابطه یه فاصله ای رو مشخص می کنه که رابطه ی مذکور تو اون فاصله به حالت ایده آل خودش می رسه.مثلا من الان که در حد نیم ساعت در روز با فاطمه حرف می زنم و ارتباط دارم ، عاشقشم ولی اگه این فاصله ذره ای کمتر شه من قطعا ازش متنفر میشم و اونم همینطور.رابطه ی من با هلیا ، نازنین ، یلدا و خیلیای دیگه در حد دوست معمولی فوق العادس چون ما با هم می خندیم و خوشحالیم ولی اگه قرار باشه بشینیم و با هم برای یه مدت طولانی حرف بزنیم صد در صد نمی تونیم همدیگه رو تحمل کنیم.
آدم می تونه فاصله ی ایده آل رو برای همه به اجرا بزاره جز برای مامان باباش.در مورد فاصله ی من و بابام همه چیز خوب و دوس داشتنیه چون بابام روشنفکرترین پدریه که من تا حالا دیدم مخصوصا از نظر احترام به حریم شخصی و آروم بودنش ( که مورد اول حقیقتا برای من تحسین برانگیزه)
ولی در مورد مامانم اینطوری نیست.ینی مامانم از دیدگ





سکانس کدخدا


درست همین امروز که کدخدا برای دیالیز ترک ده و روستاشو کرده بود، با برفی که دوباره از ظهر شروع شد برگشتن به روستاش ناممکن شد و تقریبا هم به صلاح نبود و لذا کدخدا امشب رو در خونه ما در حال سر کردنه!
بعد شما ببینید از رضا و بابام که بنده خدا رو خوابوندن همون توی حال، جایی که تلوزیون همچنان روشنه و برقم فقط لطف کردن یکی رو روشن گذاشتن! بعد من یه سر رفتم طبقه بالا می‌گم خوب شما هم بگیرید بخوابید، رضا می‌گه: مگه نمی‌بینی، داریم فیلم می‌بینیم! تازه بعدشم فوتبال داره!  :| یعنی قشششنگ پیرمرد رو امشب زجر کش می‌کنن :|
#آی_ریلی_لاو_مای_فمیلی :|
**اگر می پرسید کدخدا کیست؟ کدخدای روستایی - یا به عبارت بهتر "ده"‌ی (سر جمع بیست خانوار بیشتر نیستن:دی _ از یکی از روستاها و ده‌هایی  که بابام وقتی سرباز معلم بوده،اونجا به بچه‌های مدرسه‌اشون (شامل بچه‌های خود کدخدا هم) درس می‌داده! یعنی از یه چیزی حدود سی سال





سکانس کدخدا


درست همین امروز که کدخدا برای دیالیز ترک ده و روستاشو کرده بود، با برفی که دوباره از ظهر شروع شد برگشتن به روستاش ناممکن شد و تقریبا هم به صلاح نبود و لذا کدخدا امشب رو در خونه ما در حال سر کردنه!
بعد شما ببینید از رضا و بابام که بنده خدا رو خوابوندن همون توی حال، جایی که تلوزیون همچنان روشنه و برقم فقط لطف کردن یکی رو روشن گذاشتن! بعد من یه سر رفتم طبقه بالا می‌گم خوب شما هم بگیرید بخوابید، رضا می‌گه: مگه نمی‌بینی، داریم فیلم می‌بینیم! تازه بعدشم فوتبال داره!  :| یعنی قشششنگ پیرمرد رو امشب زجر کش می‌کنن :|
#آی_ریلی_لاو_مای_فمیلی :|
**اگر می پرسید کدخدا کیست؟ کدخدای روستایی - یا به عبارت بهتر "ده"‌ی (سر جمع بیست خانوار بیشتر نیستن:دی _ از یکی از روستاها و ده‌هایی  که بابام وقتی سرباز معلم بوده،اونجا به بچه‌های مدرسه‌اشون (شامل بچه‌های خود کدخدا هم) درس می‌داده! یعنی از یه چیزی حدود سی سال





سکانس کدخدا


درست همین امروز که کدخدا برای دیالیز ترک ده و روستاشو کرده بود، با برفی که دوباره از ظهر شروع شد برگشتن به روستاش ناممکن شد و تقریبا هم به صلاح نبود و لذا کدخدا امشب رو در خونه ما در حال سر کردنه!
بعد شما ببینید از رضا و بابام که بنده خدا رو خوابوندن همون توی حال، جایی که تلوزیون همچنان روشنه و برقم فقط لطف کردن یکی رو روشن گذاشتن! بعد من یه سر رفتم طبقه بالا می‌گم خوب شما هم بگیرید بخوابید، رضا می‌گه: مگه نمی‌بینی، داریم فیلم می‌بینیم! تازه بعدشم فوتبال داره!  :| یعنی قشششنگ پیرمرد رو امشب زجر کش می‌کنن :|
#آی_ریلی_لاو_مای_فمیلی :|
**اگر می پرسید کدخدا کیست؟ کدخدای روستایی - یا به عبارت بهتر "ده"‌ی (سر جمع بیست خانوار بیشتر نیستن:دی _ از یکی از روستاها و ده‌هایی  که بابام وقتی سرباز معلم بوده،اونجا به بچه‌های مدرسه‌اشون (شامل بچه‌های خود کدخدا هم) درس می‌داده! یعنی از یه چیزی حدود سی سال





سکانس کدخدا


درست همین امروز که کدخدا برای دیالیز ترک ده و روستاشو کرده بود، با برفی که دوباره از ظهر شروع شد برگشتن به روستاش ناممکن شد و تقریبا هم به صلاح نبود و لذا کدخدا امشب رو در خونه ما در حال سر کردنه!
بعد شما ببینید از رضا و بابام که بنده خدا رو خوابوندن همون توی حال، جایی که تلوزیون همچنان روشنه و برقم فقط لطف کردن یکی رو روشن گذاشتن! بعد من یه سر رفتم طبقه بالا می‌گم خوب شما هم بگیرید بخوابید، رضا می‌گه: مگه نمی‌بینی، داریم فیلم می‌بینیم! تازه بعدشم فوتبال داره!  :| یعنی قشششنگ پیرمرد رو امشب زجر کش می‌کنن :|
#آی_ریلی_لاو_مای_فمیلی :|
**اگر می پرسید کدخدا کیست؟ کدخدای روستایی - یا به عبارت بهتر "ده"‌ی (سر جمع بیست خانوار بیشتر نیستن:دی _ از یکی از روستاها و ده‌هایی  که بابام وقتی سرباز معلم بوده،اونجا به بچه‌های مدرسه‌اشون (شامل بچه‌های خود کدخدا هم) درس می‌داده! یعنی از یه چیزی حدود سی سال





سکانس کدخدا


درست همین امروز که کدخدا برای دیالیز ترک ده و روستاشو کرده بود، با برفی که دوباره از ظهر شروع شد برگشتن به روستاش ناممکن شد و تقریبا هم به صلاح نبود و لذا کدخدا امشب رو در خونه ما در حال سر کردنه!
بعد شما ببینید از رضا و بابام که بنده خدا رو خوابوندن همون توی حال، جایی که تلوزیون همچنان روشنه و برقم فقط لطف کردن یکی رو روشن گذاشتن! بعد من یه سر رفتم طبقه بالا می‌گم خوب شما هم بگیرید بخوابید، رضا می‌گه: مگه نمی‌بینی، داریم فیلم می‌بینیم! تازه بعدشم فوتبال داره!  :| یعنی قشششنگ پیرمرد رو امشب زجر کش می‌کنن :|
#آی_ریلی_لاو_مای_فمیلی :|
**اگر می پرسید کدخدا کیست؟ کدخدای روستایی - یا به عبارت بهتر "ده"‌ی (سر جمع بیست خانوار بیشتر نیستن:دی _ از یکی از روستاها و ده‌هایی  که بابام وقتی سرباز معلم بوده،اونجا به بچه‌های مدرسه‌اشون (شامل بچه‌های خود کدخدا هم) درس می‌داده! یعنی از یه چیزی حدود سی سال





یه مهمون داریم:-D


ارومیه درس میخونه...من بچگیم دایی صداش میکردم خیلی باحاله
میگه:من موندم واقعا مرد چه کاربردی داره  بچه رو مادرش شیر میده و اروم میکنه من اصلا توان آروم کردن بچه رو ندارمقبلا حداقل اینطوری خودشونو قانع میکردن خانم نمیتونه بیرون کار کنه
+میگه این پسرمو که میخواستن تعیین جنسیت کنن اولش گفتن دختره بعد گفتن پسره آخرا شک کرده بودم دوجنسه باشه گفتم حالا بیا درستش کن هرمافرودیته
++رفته بوده پیش بابام دوست بابام ازش رشتشو پرسیدن بعد اینم رشتش حفاظت اطلاعاتهبابام سرکارش گذاشته گفته فنی میخونه اونم پردیس
بعد این مهمون ما خودش گفته دولتی میخونم بعد محلی که واسه دانشگاه گفته اصلا مال فنیا نیس
هی میگن میخندن که تا دوهفته نمیفهمه چی به چی بوده با ابن همه تناقض اطلاعات(وجدانا ملتو سرکار نذارین زشته) :منبع . http://nnchk.blog.ir/rss





ای بابام


یه قرص جینسینگ امروز انداختم بالا بجا اینکه حافظم خوب شه و کمتر خسته بشم حس حالت تهوع دارم
خووابم مییاد 
چقدر زودرنج شدممم امروزز بخاططر اینکه بابام به آبججی3پول داد بره شلمچه ولی به من نداد و اینکه مامانم به من گفت توو هیچ کاری نمیکنی و آبجی 3و گفتنتوو میتاپی توو اتاق درسم نمیخونیخیلیی . دلخور شدم درصورتیکه من چن روز پیش که مامان برا کاری رفته بود شهر آبجی3تا12خوواب بوود ومن همه ی جارو و کارا خونه رو کردمم
چققدر محسن خووبه همه ی تصوراتی که بقیه از شوهر دارن رو من با وجود محسن ندارم اینکه نمیزاره درس بخونی از مجردیت لذت ببری و از این چرتا
با دوستام هنوز قهرمم البته از یکیشون که خیلیی خنگگ بود که نفرت داشتم ولی اون یکیو که خیلیی دوس داشتمم ول کردم ولش کن
باید به محسن پیام بدممم هی خداا ینی داریم برا کنکورر میخونیم آبجی3میگفت زهرا عمران یکی از بچه های دانشجوی عمران گفته روزی 14ساعت درش میخون





مستی


بابام تعریف میکرد که فلان اقا که وضعش هم خیلی خیلی خوبه هیچ توجهی به تربیت بچه هاش نداشت. پسرش تا لنک ظهر میخوابید و عصرها هم میرفت دور دور کردن. وقتی هم بهش میگفتیم اقا بچه تون اینطوری از کف میره میگفت : ای اقا امروز همه اینطورین.
تا اینکه چند سال بعد این پسره ی تنبل نادان هر روز با باباش فحش و فحش کشی داشت که چرا بابام فلان خونه رو برام نمیخره یا فلان مبلغ پول رو به من نمیده. بابا شون هم هر روز جلو همه کلی خجالت میکشید که چرا بچه اش اینقدر دریده و بی ادبه.
یکی از دختراش هم که شوهر کرده بود بخاطر پول زیادی که پدر زن در اختیارش قرار داده بود معتاد شدو مدتی بعد دختر هم از شوهرش طلاق گرفت و برگشت پیش باباش.
مادرم جمله مهمی داره که میگه : مستی پول از مستی شراب بدتره.   :منبع . http://rahgozar1.blog.ir/rss






1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 »