بزرگترین آرشیو وبلاگ های فارسی

محل تبلیغات
اخبار ذوزنقه : با سامانه قدرتمند ذوزنقه پیش از بقیه مطالب جدید را مشاهده کنید و بروز باشید




خواص خوراکی ها به زبان روایات


امام علی فرمودند: اگر در سر سفره غذا نمک نباشد، ملائکه حاضر نمى شوند
 
درمان با نمک
در کتاب کافى ، هشام بن سالم ، از امام صادق (علیه السلام ) نقل مى کند که پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) به على (علیه السلام ) فرمود: ((یا على ! غذا را با نمک شروع کن و با نمک ختم نما؛ زیرا اگر کسى چنین کند، از هفتاد و دو نوع بلاء و بیمارى، از قبیل جنون و جذام و برص، در امان خواهد بود.))
حضرت على (علیه السلام ) فرمود: ((ابتداى غذا نمک بخورید، اگر مردم مى دانستند نمک چه خاصیتى دارد، هر آینه به جاى داروهاى مجرب دیگر، آن را انتخاب مى کردند.))همچنین فرمود: ((اگر در سر سفره غذا نمک نباشد، ملائکه حاضر نمى شوند؛ زیرا شروع کردن غذا با نمک، باعث صحت بدن مى شود.))
ادامه مطلب :منبع . http://entezarmahdi1.blog.ir/rss





جستجوی حقیقت


بر روی خاک‌های مقدس یادمان طلائیه
هنگام غروب رو به کربلا نشسته بودم. به شهدا فکر می‌کردم. شهدا خوشا به حال شما. ای
کاش ما هم دران زمان بودیم و این معانی ایثار و فداکاری را درک می‌کردیم. چه می‌شد
اگر توفیق من هم می‌شد تا در این دانشگاه انسان سازی شرکت می‌کردم و بنا به گفته
امام مسیر صد ساله را یک شبه طی می نمودم.

در دلم می‌گفتم چرا بعد از انقلاب و
رفراندوم مردم 98 در صد مردم به جمهوری اسلامی ایران آری گفتند اما به محض این که
میدان بلا فرا رسید و جنگ بر ما تحمیل شد از بین مردانی که توانائی حضور در میدان جنگ
را داشتند فقط و فقط یک درصد و بلکه کمتر از یک درصد در جنگ حضور پیدا کردند.

ایا با این همه ادعا و کبکبه ای که
برای خود دارم اگر در ان زمان زندگی می کردم ، در میدان نبرد جرء ان 97 درصد مصلحت
اندیش می‌شدم و یا مانندان یک درصد فدا کار، صادقانه به میدان نبرد می‌رفتم.

سال‌ها گذشت تا این که ز





جستجوی حقیقت


بر روی خاک‌های مقدس یادمان طلائیه
هنگام غروب رو به کربلا نشسته بودم. به شهدا فکر می‌کردم. شهدا خوشا به حال شما. ای
کاش ما هم دران زمان بودیم و این معانی ایثار و فداکاری را درک می‌کردیم. چه می‌شد
اگر توفیق من هم می‌شد تا در این دانشگاه انسان سازی شرکت می‌کردم و بنا به گفته
امام مسیر صد ساله را یک شبه طی می نمودم.

در دلم می‌گفتم چرا بعد از انقلاب و
رفراندوم مردم 98 در صد مردم به جمهوری اسلامی ایران آری گفتند اما به محض این که
میدان بلا فرا رسید و جنگ بر ما تحمیل شد از بین مردانی که توانائی حضور در میدان جنگ
را داشتند فقط و فقط یک درصد و بلکه کمتر از یک درصد در جنگ حضور پیدا کردند.

ایا با این همه ادعا و کبکبه ای که
برای خود دارم اگر در ان زمان زندگی می کردم ، در میدان نبرد جرء ان 97 درصد مصلحت
اندیش می‌شدم و یا مانندان یک درصد فدا کار، صادقانه به میدان نبرد می‌رفتم.

سال‌ها گذشت تا این که ز





جستجوی حقیقت


بر روی خاک‌های مقدس یادمان طلائیه
هنگام غروب رو به کربلا نشسته بودم. به شهدا فکر می‌کردم. شهدا خوشا به حال شما. ای
کاش ما هم دران زمان بودیم و این معانی ایثار و فداکاری را درک می‌کردیم. چه می‌شد
اگر توفیق من هم می‌شد تا در این دانشگاه انسان سازی شرکت می‌کردم و بنا به گفته
امام مسیر صد ساله را یک شبه طی می نمودم.

در دلم می‌گفتم چرا بعد از انقلاب و
رفراندوم مردم 98 در صد مردم به جمهوری اسلامی ایران آری گفتند اما به محض این که
میدان بلا فرا رسید و جنگ بر ما تحمیل شد از بین مردانی که توانائی حضور در میدان جنگ
را داشتند فقط و فقط یک درصد و بلکه کمتر از یک درصد در جنگ حضور پیدا کردند.

ایا با این همه ادعا و کبکبه ای که
برای خود دارم اگر در ان زمان زندگی می کردم ، در میدان نبرد جرء ان 97 درصد مصلحت
اندیش می‌شدم و یا مانندان یک درصد فدا کار، صادقانه به میدان نبرد می‌رفتم.

سال‌ها گذشت تا این که ز





جستجوی حقیقت


بر روی خاک‌های مقدس یادمان طلائیه
هنگام غروب رو به کربلا نشسته بودم. به شهدا فکر می‌کردم. شهدا خوشا به حال شما. ای
کاش ما هم دران زمان بودیم و این معانی ایثار و فداکاری را درک می‌کردیم. چه می‌شد
اگر توفیق من هم می‌شد تا در این دانشگاه انسان سازی شرکت می‌کردم و بنا به گفته
امام مسیر صد ساله را یک شبه طی می نمودم.

در دلم می‌گفتم چرا بعد از انقلاب و
رفراندوم مردم 98 در صد مردم به جمهوری اسلامی ایران آری گفتند اما به محض این که
میدان بلا فرا رسید و جنگ بر ما تحمیل شد از بین مردانی که توانائی حضور در میدان جنگ
را داشتند فقط و فقط یک درصد و بلکه کمتر از یک درصد در جنگ حضور پیدا کردند.

ایا با این همه ادعا و کبکبه ای که
برای خود دارم اگر در ان زمان زندگی می کردم ، در میدان نبرد جرء ان 97 درصد مصلحت
اندیش می‌شدم و یا مانندان یک درصد فدا کار، صادقانه به میدان نبرد می‌رفتم.

سال‌ها گذشت تا این که ز





جستجوی حقیقت


بر روی خاک‌های مقدس یادمان طلائیه
هنگام غروب رو به کربلا نشسته بودم. به شهدا فکر می‌کردم. شهدا خوشا به حال شما. ای
کاش ما هم دران زمان بودیم و این معانی ایثار و فداکاری را درک می‌کردیم. چه می‌شد
اگر توفیق من هم می‌شد تا در این دانشگاه انسان سازی شرکت می‌کردم و بنا به گفته
امام مسیر صد ساله را یک شبه طی می نمودم.

در دلم می‌گفتم چرا بعد از انقلاب و
رفراندوم مردم 98 در صد مردم به جمهوری اسلامی ایران آری گفتند اما به محض این که
میدان بلا فرا رسید و جنگ بر ما تحمیل شد از بین مردانی که توانائی حضور در میدان جنگ
را داشتند فقط و فقط یک درصد و بلکه کمتر از یک درصد در جنگ حضور پیدا کردند.

ایا با این همه ادعا و کبکبه ای که
برای خود دارم اگر در ان زمان زندگی می کردم ، در میدان نبرد جرء ان 97 درصد مصلحت
اندیش می‌شدم و یا مانندان یک درصد فدا کار، صادقانه به میدان نبرد می‌رفتم.

سال‌ها گذشت تا این که ز





جستجوی حقیقت


بر روی خاک‌های مقدس یادمان طلائیه
هنگام غروب رو به کربلا نشسته بودم. به شهدا فکر می‌کردم. شهدا خوشا به حال شما. ای
کاش ما هم دران زمان بودیم و این معانی ایثار و فداکاری را درک می‌کردیم. چه می‌شد
اگر توفیق من هم می‌شد تا در این دانشگاه انسان سازی شرکت می‌کردم و بنا به گفته
امام مسیر صد ساله را یک شبه طی می نمودم.

در دلم می‌گفتم چرا بعد از انقلاب و
رفراندوم مردم 98 در صد مردم به جمهوری اسلامی ایران آری گفتند اما به محض این که
میدان بلا فرا رسید و جنگ بر ما تحمیل شد از بین مردانی که توانائی حضور در میدان جنگ
را داشتند فقط و فقط یک درصد و بلکه کمتر از یک درصد در جنگ حضور پیدا کردند.

ایا با این همه ادعا و کبکبه ای که
برای خود دارم اگر در ان زمان زندگی می کردم ، در میدان نبرد جرء ان 97 درصد مصلحت
اندیش می‌شدم و یا مانندان یک درصد فدا کار، صادقانه به میدان نبرد می‌رفتم.

سال‌ها گذشت تا این که ز





جستجوی حقیقت


بر روی خاک‌های مقدس یادمان طلائیه
هنگام غروب رو به کربلا نشسته بودم. به شهدا فکر می‌کردم. شهدا خوشا به حال شما. ای
کاش ما هم دران زمان بودیم و این معانی ایثار و فداکاری را درک می‌کردیم. چه می‌شد
اگر توفیق من هم می‌شد تا در این دانشگاه انسان سازی شرکت می‌کردم و بنا به گفته
امام مسیر صد ساله را یک شبه طی می نمودم.

در دلم می‌گفتم چرا بعد از انقلاب و
رفراندوم مردم 98 در صد مردم به جمهوری اسلامی ایران آری گفتند اما به محض این که
میدان بلا فرا رسید و جنگ بر ما تحمیل شد از بین مردانی که توانائی حضور در میدان جنگ
را داشتند فقط و فقط یک درصد و بلکه کمتر از یک درصد در جنگ حضور پیدا کردند.

ایا با این همه ادعا و کبکبه ای که
برای خود دارم اگر در ان زمان زندگی می کردم ، در میدان نبرد جرء ان 97 درصد مصلحت
اندیش می‌شدم و یا مانندان یک درصد فدا کار، صادقانه به میدان نبرد می‌رفتم.

سال‌ها گذشت تا این که ز





جستجوی حقیقت


بر روی خاک‌های مقدس یادمان طلائیه
هنگام غروب رو به کربلا نشسته بودم. به شهدا فکر می‌کردم. شهدا خوشا به حال شما. ای
کاش ما هم دران زمان بودیم و این معانی ایثار و فداکاری را درک می‌کردیم. چه می‌شد
اگر توفیق من هم می‌شد تا در این دانشگاه انسان سازی شرکت می‌کردم و بنا به گفته
امام مسیر صد ساله را یک شبه طی می نمودم.

در دلم می‌گفتم چرا بعد از انقلاب و
رفراندوم مردم 98 در صد مردم به جمهوری اسلامی ایران آری گفتند اما به محض این که
میدان بلا فرا رسید و جنگ بر ما تحمیل شد از بین مردانی که توانائی حضور در میدان جنگ
را داشتند فقط و فقط یک درصد و بلکه کمتر از یک درصد در جنگ حضور پیدا کردند.

ایا با این همه ادعا و کبکبه ای که
برای خود دارم اگر در ان زمان زندگی می کردم ، در میدان نبرد جرء ان 97 درصد مصلحت
اندیش می‌شدم و یا مانندان یک درصد فدا کار، صادقانه به میدان نبرد می‌رفتم.

سال‌ها گذشت تا این که ز





جستجوی حقیقت


بر روی خاک‌های مقدس یادمان طلائیه
هنگام غروب رو به کربلا نشسته بودم. به شهدا فکر می‌کردم. شهدا خوشا به حال شما. ای
کاش ما هم دران زمان بودیم و این معانی ایثار و فداکاری را درک می‌کردیم. چه می‌شد
اگر توفیق من هم می‌شد تا در این دانشگاه انسان سازی شرکت می‌کردم و بنا به گفته
امام مسیر صد ساله را یک شبه طی می نمودم.

در دلم می‌گفتم چرا بعد از انقلاب و
رفراندوم مردم 98 در صد مردم به جمهوری اسلامی ایران آری گفتند اما به محض این که
میدان بلا فرا رسید و جنگ بر ما تحمیل شد از بین مردانی که توانائی حضور در میدان جنگ
را داشتند فقط و فقط یک درصد و بلکه کمتر از یک درصد در جنگ حضور پیدا کردند.

ایا با این همه ادعا و کبکبه ای که
برای خود دارم اگر در ان زمان زندگی می کردم ، در میدان نبرد جرء ان 97 درصد مصلحت
اندیش می‌شدم و یا مانندان یک درصد فدا کار، صادقانه به میدان نبرد می‌رفتم.

سال‌ها گذشت تا این که ز





جستجوی حقیقت


بر روی خاک‌های مقدس یادمان طلائیه
هنگام غروب رو به کربلا نشسته بودم. به شهدا فکر می‌کردم. شهدا خوشا به حال شما. ای
کاش ما هم دران زمان بودیم و این معانی ایثار و فداکاری را درک می‌کردیم. چه می‌شد
اگر توفیق من هم می‌شد تا در این دانشگاه انسان سازی شرکت می‌کردم و بنا به گفته
امام مسیر صد ساله را یک شبه طی می نمودم.

در دلم می‌گفتم چرا بعد از انقلاب و
رفراندوم مردم 98 در صد مردم به جمهوری اسلامی ایران آری گفتند اما به محض این که
میدان بلا فرا رسید و جنگ بر ما تحمیل شد از بین مردانی که توانائی حضور در میدان جنگ
را داشتند فقط و فقط یک درصد و بلکه کمتر از یک درصد در جنگ حضور پیدا کردند.

ایا با این همه ادعا و کبکبه ای که
برای خود دارم اگر در ان زمان زندگی می کردم ، در میدان نبرد جرء ان 97 درصد مصلحت
اندیش می‌شدم و یا مانندان یک درصد فدا کار، صادقانه به میدان نبرد می‌رفتم.

سال‌ها گذشت تا این که ز





پاره ای از خرافات اعراب جاهلیت


پاره ای از خرافات اعراب جاهلیت
عربهای جاهلیت عقاید خرافی بسیاری نیز داشتند که شمه ای از آنها را «ابشهی» در کتاب «المستطرف» و ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه(4)نقل کرده اند که از نظر اطلاع ازانحطاط فکری آنان و خدمت بزرگی که آئین مقدس اسلام وپیامبر گرامی آن به آنها کرد تذکر برخی از آنها در اینجا بد
[159]
نیست که از آنجمله می نویسند:
بسیاری از آنها هنگامی که می خواستند به سفری بروندشاخه گل «رتم» (5)را گره می زدند و چون باز می گشتند به سراغ آن گره می رفتند و چنانچه آن گره باز شده بود معتقد بودند که زن آنها در غیاب به آنها خیانت ناموسی کرده و اگر گره باز نشده بود مطمئن می شدند که زنشان در غیاب خیانتی به ایشان نکرده! ...
و یا اینکه هرگاه دچار خشکسالی می شدند درختهائی مانند «سلع» و «عشر» را که چوب آنها آتش زیادی داشت می کندند وقسمتی از آنرا بر دم گاو می بستند و آنرا آتش زده و آن گاو زبان بسته ر





پاره ای از خرافات اعراب جاهلیت


پاره ای از خرافات اعراب جاهلیت
عربهای جاهلیت عقاید خرافی بسیاری نیز داشتند که شمه ای از آنها را «ابشهی» در کتاب «المستطرف» و ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه(4)نقل کرده اند که از نظر اطلاع ازانحطاط فکری آنان و خدمت بزرگی که آئین مقدس اسلام وپیامبر گرامی آن به آنها کرد تذکر برخی از آنها در اینجا بد
[159]
نیست که از آنجمله می نویسند:
بسیاری از آنها هنگامی که می خواستند به سفری بروندشاخه گل «رتم» (5)را گره می زدند و چون باز می گشتند به سراغ آن گره می رفتند و چنانچه آن گره باز شده بود معتقد بودند که زن آنها در غیاب به آنها خیانت ناموسی کرده و اگر گره باز نشده بود مطمئن می شدند که زنشان در غیاب خیانتی به ایشان نکرده! ...
و یا اینکه هرگاه دچار خشکسالی می شدند درختهائی مانند «سلع» و «عشر» را که چوب آنها آتش زیادی داشت می کندند وقسمتی از آنرا بر دم گاو می بستند و آنرا آتش زده و آن گاو زبان بسته ر





پاره ای از خرافات اعراب جاهلیت


پاره ای از خرافات اعراب جاهلیت
عربهای جاهلیت عقاید خرافی بسیاری نیز داشتند که شمه ای از آنها را «ابشهی» در کتاب «المستطرف» و ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه(4)نقل کرده اند که از نظر اطلاع ازانحطاط فکری آنان و خدمت بزرگی که آئین مقدس اسلام وپیامبر گرامی آن به آنها کرد تذکر برخی از آنها در اینجا بد
[159]
نیست که از آنجمله می نویسند:
بسیاری از آنها هنگامی که می خواستند به سفری بروندشاخه گل «رتم» (5)را گره می زدند و چون باز می گشتند به سراغ آن گره می رفتند و چنانچه آن گره باز شده بود معتقد بودند که زن آنها در غیاب به آنها خیانت ناموسی کرده و اگر گره باز نشده بود مطمئن می شدند که زنشان در غیاب خیانتی به ایشان نکرده! ...
و یا اینکه هرگاه دچار خشکسالی می شدند درختهائی مانند «سلع» و «عشر» را که چوب آنها آتش زیادی داشت می کندند وقسمتی از آنرا بر دم گاو می بستند و آنرا آتش زده و آن گاو زبان بسته ر





پاره ای از خرافات اعراب جاهلیت


پاره ای از خرافات اعراب جاهلیت
عربهای جاهلیت عقاید خرافی بسیاری نیز داشتند که شمه ای از آنها را «ابشهی» در کتاب «المستطرف» و ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه(4)نقل کرده اند که از نظر اطلاع ازانحطاط فکری آنان و خدمت بزرگی که آئین مقدس اسلام وپیامبر گرامی آن به آنها کرد تذکر برخی از آنها در اینجا بد
[159]
نیست که از آنجمله می نویسند:
بسیاری از آنها هنگامی که می خواستند به سفری بروندشاخه گل «رتم» (5)را گره می زدند و چون باز می گشتند به سراغ آن گره می رفتند و چنانچه آن گره باز شده بود معتقد بودند که زن آنها در غیاب به آنها خیانت ناموسی کرده و اگر گره باز نشده بود مطمئن می شدند که زنشان در غیاب خیانتی به ایشان نکرده! ...
و یا اینکه هرگاه دچار خشکسالی می شدند درختهائی مانند «سلع» و «عشر» را که چوب آنها آتش زیادی داشت می کندند وقسمتی از آنرا بر دم گاو می بستند و آنرا آتش زده و آن گاو زبان بسته ر





پاره ای از خرافات اعراب جاهلیت


پاره ای از خرافات اعراب جاهلیت
عربهای جاهلیت عقاید خرافی بسیاری نیز داشتند که شمه ای از آنها را «ابشهی» در کتاب «المستطرف» و ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه(4)نقل کرده اند که از نظر اطلاع ازانحطاط فکری آنان و خدمت بزرگی که آئین مقدس اسلام وپیامبر گرامی آن به آنها کرد تذکر برخی از آنها در اینجا بد
[159]
نیست که از آنجمله می نویسند:
بسیاری از آنها هنگامی که می خواستند به سفری بروندشاخه گل «رتم» (5)را گره می زدند و چون باز می گشتند به سراغ آن گره می رفتند و چنانچه آن گره باز شده بود معتقد بودند که زن آنها در غیاب به آنها خیانت ناموسی کرده و اگر گره باز نشده بود مطمئن می شدند که زنشان در غیاب خیانتی به ایشان نکرده! ...
و یا اینکه هرگاه دچار خشکسالی می شدند درختهائی مانند «سلع» و «عشر» را که چوب آنها آتش زیادی داشت می کندند وقسمتی از آنرا بر دم گاو می بستند و آنرا آتش زده و آن گاو زبان بسته ر





پاره ای از خرافات اعراب جاهلیت


پاره ای از خرافات اعراب جاهلیت
عربهای جاهلیت عقاید خرافی بسیاری نیز داشتند که شمه ای از آنها را «ابشهی» در کتاب «المستطرف» و ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه(4)نقل کرده اند که از نظر اطلاع ازانحطاط فکری آنان و خدمت بزرگی که آئین مقدس اسلام وپیامبر گرامی آن به آنها کرد تذکر برخی از آنها در اینجا بد
[159]
نیست که از آنجمله می نویسند:
بسیاری از آنها هنگامی که می خواستند به سفری بروندشاخه گل «رتم» (5)را گره می زدند و چون باز می گشتند به سراغ آن گره می رفتند و چنانچه آن گره باز شده بود معتقد بودند که زن آنها در غیاب به آنها خیانت ناموسی کرده و اگر گره باز نشده بود مطمئن می شدند که زنشان در غیاب خیانتی به ایشان نکرده! ...
و یا اینکه هرگاه دچار خشکسالی می شدند درختهائی مانند «سلع» و «عشر» را که چوب آنها آتش زیادی داشت می کندند وقسمتی از آنرا بر دم گاو می بستند و آنرا آتش زده و آن گاو زبان بسته ر






1