بزرگترین آرشیو وبلاگ های فارسی

محل تبلیغات
اخبار ذوزنقه : با سامانه قدرتمند ذوزنقه پیش از بقیه مطالب جدید را مشاهده کنید و بروز باشید




امیدم


در کل این مدت،به امید داشتن یک چیز روز ها را سپری می کردم! با خودم میگفتم مال من است! او هم کمی فاصله می گرفت اما باز امید بود! بود بود بود بود بود ! رسیدم و دیگر دیدم نیست! تعجب کردم و مثل آن سری که او بازی را نگاه می کرد بعد حس پوچی داشت خندیدم و گفتم به ایشان هم دیگر نه بله و رسیدم به الان که باد های موسمی گذشته اند! پوستین را دور انداختم و به آسمان نگاه می کنم. :منبع . http://reymond.blog.ir/rss





امیدم


در کل این مدت،به امید داشتن یک چیز روز ها را سپری می کردم! با خودم میگفتم مال من است! او هم کمی فاصله می گرفت اما باز امید بود! بود بود بود بود بود ! رسیدم و دیگر دیدم نیست! تعجب کردم و مثل آن سری که او بازی را نگاه می کرد بعد حس پوچی داشت خندیدم و گفتم به ایشان هم دیگر نه بله و رسیدم به الان که باد های موسمی گذشته اند! پوستین را دور انداختم و به آسمان نگاه می کنم. :منبع . http://reymond.blog.ir/rss





هدف


زندگی چیز پیچیده ایه و عمر انسان هم محدود. گستردگی حافظه و روحیه یادگیری از هر چیز، از بهترین نعمت هاییه که خدا میتونه به بنده ش بده. امیدوارم به من هم این موهبت عطا شه.
اینجارو انتخاب کردم تا:

سوالاتی که در ذهنم شکل میگیره بنویسم و اگر زمانی به جوابشون رسیدم یادداشت کنم
اگر زمانی چیزی آموختم یا نکته ای و جمله ای و شعری و ... منو تحت تاثیر قرار داد، اینجا یادداشت کنم تا از خاطرم نره
در آینده فرصت بازگشت به افکارمو داشته باشم و پیشرفت روحی و فکری و عملیمو بهتر ارزیابی کنم
گاهی آرزوها و اهداف جدیدمو بنویسم  و بعدها بفهمم چقدر براشون تلاش کردم و بهشون رسیدم

:منبع . http://questionsinmind.blog.ir/rss





هدف


زندگی چیز پیچیده ایه و عمر انسان هم محدود. گستردگی حافظه و روحیه یادگیری از هر چیز، از بهترین نعمت هاییه که خدا میتونه به بنده ش بده. امیدوارم به من هم این موهبت عطا شه.
اینجارو انتخاب کردم تا:

سوالاتی که در ذهنم شکل میگیره بنویسم و اگر زمانی به جوابشون رسیدم یادداشت کنم
اگر زمانی چیزی آموختم یا نکته ای و جمله ای و شعری و ... منو تحت تاثیر قرار داد، اینجا یادداشت کنم تا از خاطرم نره
در آینده فرصت بازگشت به افکارمو داشته باشم و پیشرفت روحی و فکری و عملیمو بهتر ارزیابی کنم
گاهی آرزوها و اهداف جدیدمو بنویسم  و بعدها بفهمم چقدر براشون تلاش کردم و بهشون رسیدم

:منبع . http://questionsinmind.blog.ir/rss





هدف


زندگی چیز پیچیده ایه و عمر انسان هم محدود. گستردگی حافظه و روحیه یادگیری از هر چیز، از بهترین نعمت هاییه که خدا میتونه به بنده ش بده. امیدوارم به من هم این موهبت عطا شه.
اینجارو انتخاب کردم تا:

سوالاتی که در ذهنم شکل میگیره بنویسم و اگر زمانی به جوابشون رسیدم یادداشت کنم
اگر زمانی چیزی آموختم یا نکته ای و جمله ای و شعری و ... منو تحت تاثیر قرار داد، اینجا یادداشت کنم تا از خاطرم نره
در آینده فرصت بازگشت به افکارمو داشته باشم و پیشرفت روحی و فکری و عملیمو بهتر ارزیابی کنم
گاهی آرزوها و اهداف جدیدمو بنویسم  و بعدها بفهمم چقدر براشون تلاش کردم و بهشون رسیدم

:منبع . http://questionsinmind.blog.ir/rss





یه معذرت خواهی برای پست قبل


من دیروز بعد از اینکه نوشتم 4 نفر پیدا شدن...
رفتم اداره بابام...
اونجا فهمیدم توی اونجایی که پیدا کردن فقط یه نفر بوده...
بعد دسترسی به اینترنت و کامپیوتر و گوشی و اینا هم نداشتم...
وقتی رسیدم خونه واقعا دیر وقت بود و نتونستم خبر درست رو بنویسم...
صبحم رفتم مدرسه تا الان که با لباس بیرون دارم پست میزارم :(
همین الان میگم...
یه نفر تو بیمارستان...
دو نفر هم توی آوار برداری پیدا شدن..
از بقیه خبری نیست فعلا...
پ.ن:
الان که رسیدم کلی ورقه A4 دیدم برداشتم دیدم حدود 200 تا نقاشی بود از مدرسه داداشم اینا...
مدرسه خودمونم واقعا بچه ها گل کاشته بودن :)
پ.ن2:
مرسی از اونایی که خون دادن :) :منبع . http://me-plus-adabiat.blog.ir/rss





یه معذرت خواهی برای پست قبل


من دیروز بعد از اینکه نوشتم 4 نفر پیدا شدن...
رفتم اداره بابام...
اونجا فهمیدم توی اونجایی که پیدا کردن فقط یه نفر بوده...
بعد دسترسی به اینترنت و کامپیوتر و گوشی و اینا هم نداشتم...
وقتی رسیدم خونه واقعا دیر وقت بود و نتونستم خبر درست رو بنویسم...
صبحم رفتم مدرسه تا الان که با لباس بیرون دارم پست میزارم :(
همین الان میگم...
یه نفر تو بیمارستان...
دو نفر هم توی آوار برداری پیدا شدن..
از بقیه خبری نیست فعلا...
پ.ن:
الان که رسیدم کلی ورقه A4 دیدم برداشتم دیدم حدود 200 تا نقاشی بود از مدرسه داداشم اینا...
مدرسه خودمونم واقعا بچه ها گل کاشته بودن :)
پ.ن2:
مرسی از اونایی که خون دادن :) :منبع . http://me-plus-adabiat.blog.ir/rss





یه معذرت خواهی برای پست قبل


من دیروز بعد از اینکه نوشتم 4 نفر پیدا شدن...
رفتم اداره بابام...
اونجا فهمیدم توی اونجایی که پیدا کردن فقط یه نفر بوده...
بعد دسترسی به اینترنت و کامپیوتر و گوشی و اینا هم نداشتم...
وقتی رسیدم خونه واقعا دیر وقت بود و نتونستم خبر درست رو بنویسم...
صبحم رفتم مدرسه تا الان که با لباس بیرون دارم پست میزارم :(
همین الان میگم...
یه نفر تو بیمارستان...
دو نفر هم توی آوار برداری پیدا شدن..
از بقیه خبری نیست فعلا...
پ.ن:
الان که رسیدم کلی ورقه A4 دیدم برداشتم دیدم حدود 200 تا نقاشی بود از مدرسه داداشم اینا...
مدرسه خودمونم واقعا بچه ها گل کاشته بودن :)
پ.ن2:
مرسی از اونایی که خون دادن :) :منبع . http://me-plus-adabiat.blog.ir/rss





یه معذرت خواهی برای پست قبل


من دیروز بعد از اینکه نوشتم 4 نفر پیدا شدن...
رفتم اداره بابام...
اونجا فهمیدم توی اونجایی که پیدا کردن فقط یه نفر بوده...
بعد دسترسی به اینترنت و کامپیوتر و گوشی و اینا هم نداشتم...
وقتی رسیدم خونه واقعا دیر وقت بود و نتونستم خبر درست رو بنویسم...
صبحم رفتم مدرسه تا الان که با لباس بیرون دارم پست میزارم :(
همین الان میگم...
یه نفر تو بیمارستان...
دو نفر هم توی آوار برداری پیدا شدن..
از بقیه خبری نیست فعلا...
پ.ن:
الان که رسیدم کلی ورقه A4 دیدم برداشتم دیدم حدود 200 تا نقاشی بود از مدرسه داداشم اینا...
مدرسه خودمونم واقعا بچه ها گل کاشته بودن :)
پ.ن2:
مرسی از اونایی که خون دادن :) :منبع . http://me-plus-adabiat.blog.ir/rss





یه معذرت خواهی برای پست قبل


من دیروز بعد از اینکه نوشتم 4 نفر پیدا شدن...
رفتم اداره بابام...
اونجا فهمیدم توی اونجایی که پیدا کردن فقط یه نفر بوده...
بعد دسترسی به اینترنت و کامپیوتر و گوشی و اینا هم نداشتم...
وقتی رسیدم خونه واقعا دیر وقت بود و نتونستم خبر درست رو بنویسم...
صبحم رفتم مدرسه تا الان که با لباس بیرون دارم پست میزارم :(
همین الان میگم...
یه نفر تو بیمارستان...
دو نفر هم توی آوار برداری پیدا شدن..
از بقیه خبری نیست فعلا...
پ.ن:
الان که رسیدم کلی ورقه A4 دیدم برداشتم دیدم حدود 200 تا نقاشی بود از مدرسه داداشم اینا...
مدرسه خودمونم واقعا بچه ها گل کاشته بودن :)
پ.ن2:
مرسی از اونایی که خون دادن :) :منبع . http://me-plus-adabiat.blog.ir/rss





یه معذرت خواهی برای پست قبل


من دیروز بعد از اینکه نوشتم 4 نفر پیدا شدن...
رفتم اداره بابام...
اونجا فهمیدم توی اونجایی که پیدا کردن فقط یه نفر بوده...
بعد دسترسی به اینترنت و کامپیوتر و گوشی و اینا هم نداشتم...
وقتی رسیدم خونه واقعا دیر وقت بود و نتونستم خبر درست رو بنویسم...
صبحم رفتم مدرسه تا الان که با لباس بیرون دارم پست میزارم :(
همین الان میگم...
یه نفر تو بیمارستان...
دو نفر هم توی آوار برداری پیدا شدن..
از بقیه خبری نیست فعلا...
پ.ن:
الان که رسیدم کلی ورقه A4 دیدم برداشتم دیدم حدود 200 تا نقاشی بود از مدرسه داداشم اینا...
مدرسه خودمونم واقعا بچه ها گل کاشته بودن :)
پ.ن2:
مرسی از اونایی که خون دادن :) :منبع . http://me-plus-adabiat.blog.ir/rss





یه معذرت خواهی برای پست قبل


من دیروز بعد از اینکه نوشتم 4 نفر پیدا شدن...
رفتم اداره بابام...
اونجا فهمیدم توی اونجایی که پیدا کردن فقط یه نفر بوده...
بعد دسترسی به اینترنت و کامپیوتر و گوشی و اینا هم نداشتم...
وقتی رسیدم خونه واقعا دیر وقت بود و نتونستم خبر درست رو بنویسم...
صبحم رفتم مدرسه تا الان که با لباس بیرون دارم پست میزارم :(
همین الان میگم...
یه نفر تو بیمارستان...
دو نفر هم توی آوار برداری پیدا شدن..
از بقیه خبری نیست فعلا...
پ.ن:
الان که رسیدم کلی ورقه A4 دیدم برداشتم دیدم حدود 200 تا نقاشی بود از مدرسه داداشم اینا...
مدرسه خودمونم واقعا بچه ها گل کاشته بودن :)
پ.ن2:
مرسی از اونایی که خون دادن :) :منبع . http://me-plus-adabiat.blog.ir/rss





یه معذرت خواهی برای پست قبل


من دیروز بعد از اینکه نوشتم 4 نفر پیدا شدن...
رفتم اداره بابام...
اونجا فهمیدم توی اونجایی که پیدا کردن فقط یه نفر بوده...
بعد دسترسی به اینترنت و کامپیوتر و گوشی و اینا هم نداشتم...
وقتی رسیدم خونه واقعا دیر وقت بود و نتونستم خبر درست رو بنویسم...
صبحم رفتم مدرسه تا الان که با لباس بیرون دارم پست میزارم :(
همین الان میگم...
یه نفر تو بیمارستان...
دو نفر هم توی آوار برداری پیدا شدن..
از بقیه خبری نیست فعلا...
پ.ن:
الان که رسیدم کلی ورقه A4 دیدم برداشتم دیدم حدود 200 تا نقاشی بود از مدرسه داداشم اینا...
مدرسه خودمونم واقعا بچه ها گل کاشته بودن :)
پ.ن2:
مرسی از اونایی که خون دادن :) :منبع . http://me-plus-adabiat.blog.ir/rss





یه معذرت خواهی برای پست قبل


من دیروز بعد از اینکه نوشتم 4 نفر پیدا شدن...
رفتم اداره بابام...
اونجا فهمیدم توی اونجایی که پیدا کردن فقط یه نفر بوده...
بعد دسترسی به اینترنت و کامپیوتر و گوشی و اینا هم نداشتم...
وقتی رسیدم خونه واقعا دیر وقت بود و نتونستم خبر درست رو بنویسم...
صبحم رفتم مدرسه تا الان که با لباس بیرون دارم پست میزارم :(
همین الان میگم...
یه نفر تو بیمارستان...
دو نفر هم توی آوار برداری پیدا شدن..
از بقیه خبری نیست فعلا...
پ.ن:
الان که رسیدم کلی ورقه A4 دیدم برداشتم دیدم حدود 200 تا نقاشی بود از مدرسه داداشم اینا...
مدرسه خودمونم واقعا بچه ها گل کاشته بودن :)
پ.ن2:
مرسی از اونایی که خون دادن :) :منبع . http://me-plus-adabiat.blog.ir/rss





یه معذرت خواهی برای پست قبل


من دیروز بعد از اینکه نوشتم 4 نفر پیدا شدن...
رفتم اداره بابام...
اونجا فهمیدم توی اونجایی که پیدا کردن فقط یه نفر بوده...
بعد دسترسی به اینترنت و کامپیوتر و گوشی و اینا هم نداشتم...
وقتی رسیدم خونه واقعا دیر وقت بود و نتونستم خبر درست رو بنویسم...
صبحم رفتم مدرسه تا الان که با لباس بیرون دارم پست میزارم :(
همین الان میگم...
یه نفر تو بیمارستان...
دو نفر هم توی آوار برداری پیدا شدن..
از بقیه خبری نیست فعلا...
پ.ن:
الان که رسیدم کلی ورقه A4 دیدم برداشتم دیدم حدود 200 تا نقاشی بود از مدرسه داداشم اینا...
مدرسه خودمونم واقعا بچه ها گل کاشته بودن :)
پ.ن2:
مرسی از اونایی که خون دادن :) :منبع . http://me-plus-adabiat.blog.ir/rss





یه معذرت خواهی برای پست قبل


من دیروز بعد از اینکه نوشتم 4 نفر پیدا شدن...
رفتم اداره بابام...
اونجا فهمیدم توی اونجایی که پیدا کردن فقط یه نفر بوده...
بعد دسترسی به اینترنت و کامپیوتر و گوشی و اینا هم نداشتم...
وقتی رسیدم خونه واقعا دیر وقت بود و نتونستم خبر درست رو بنویسم...
صبحم رفتم مدرسه تا الان که با لباس بیرون دارم پست میزارم :(
همین الان میگم...
یه نفر تو بیمارستان...
دو نفر هم توی آوار برداری پیدا شدن..
از بقیه خبری نیست فعلا...
پ.ن:
الان که رسیدم کلی ورقه A4 دیدم برداشتم دیدم حدود 200 تا نقاشی بود از مدرسه داداشم اینا...
مدرسه خودمونم واقعا بچه ها گل کاشته بودن :)
پ.ن2:
مرسی از اونایی که خون دادن :) :منبع . http://me-plus-adabiat.blog.ir/rss





دویست و سی و یک


میدونی از کجا رسیدم به نظام سرمایه داری و فمینیسم ؟! وقتی عکس خانم های شدیدا با حجاب و با پست های مذهبی رو دیدم که یه جور خاصی روی نوع حجاب و روسری و چادرشون توی عکساشون انگار تاکید بود . و در همین حال اپل واچشون توی چشم ملت بود و خودشون هم منشن کرده بودند و خال قضیه کجا بود ؟ وقتی کیفشون مارک ویکتوریا سیکرت بود . از ویکتوریا سیکرت که از نظر من نمونه ی بارز ابزار امپریالیسم هستش رسیدم به مدل هاش و اینکه چطور این کاراکترها درست میشند و به دنیا عرضه میشند و جماعت زن رو میکشونند به مجتمع های خرید با نورهای براق کننده .این مدل ها که نه تنها پول رو تامین کنند بلکه توی ایونت ها و سخنرانی ها میشن الگوی رفتاری حتی ! و در حقیقت برده هایی بیش نیستند .

+ هیچی به اندازه ی دینداری اشرافی و ابزاری اذیتم نمیکنه . حتی کفر !
:منبع . http://born1992.blog.ir/rss





دویست و سی و یک


میدونی از کجا رسیدم به نظام سرمایه داری و فمینیسم ؟! وقتی عکس خانم های شدیدا با حجاب و با پست های مذهبی رو دیدم که یه جور خاصی روی نوع حجاب و روسری و چادرشون توی عکساشون انگار تاکید بود . و در همین حال اپل واچشون توی چشم ملت بود و خودشون هم منشن کرده بودند و خال قضیه کجا بود ؟ وقتی کیفشون مارک ویکتوریا سیکرت بود . از ویکتوریا سیکرت که از نظر من نمونه ی بارز ابزار امپریالیسم هستش رسیدم به مدل هاش و اینکه چطور این کاراکترها درست میشند و به دنیا عرضه میشند و جماعت زن رو میکشونند به مجتمع های خرید با نورهای براق کننده .این مدل ها که نه تنها پول رو تامین کنند بلکه توی ایونت ها و سخنرانی ها میشن الگوی رفتاری حتی ! و در حقیقت برده هایی بیش نیستند .

+ هیچی به اندازه ی دینداری اشرافی و ابزاری اذیتم نمیکنه . حتی کفر !
:منبع . http://born1992.blog.ir/rss





دویست و سی و یک


میدونی از کجا رسیدم به نظام سرمایه داری و فمینیسم ؟! وقتی عکس خانم های شدیدا با حجاب و با پست های مذهبی رو دیدم که یه جور خاصی روی نوع حجاب و روسری و چادرشون توی عکساشون انگار تاکید بود . و در همین حال اپل واچشون توی چشم ملت بود و خودشون هم منشن کرده بودند و خال قضیه کجا بود ؟ وقتی کیفشون مارک ویکتوریا سیکرت بود . از ویکتوریا سیکرت که از نظر من نمونه ی بارز ابزار امپریالیسم هستش رسیدم به مدل هاش و اینکه چطور این کاراکترها درست میشند و به دنیا عرضه میشند و جماعت زن رو میکشونند به مجتمع های خرید با نورهای براق کننده .این مدل ها که نه تنها پول رو تامین کنند بلکه توی ایونت ها و سخنرانی ها میشن الگوی رفتاری حتی ! و در حقیقت برده هایی بیش نیستند .

+ هیچی به اندازه ی دینداری اشرافی و ابزاری اذیتم نمیکنه . حتی کفر !
:منبع . http://born1992.blog.ir/rss





دویست و سی و یک


میدونی از کجا رسیدم به نظام سرمایه داری و فمینیسم ؟! وقتی عکس خانم های شدیدا با حجاب و با پست های مذهبی رو دیدم که یه جور خاصی روی نوع حجاب و روسری و چادرشون توی عکساشون انگار تاکید بود . و در همین حال اپل واچشون توی چشم ملت بود و خودشون هم منشن کرده بودند و خال قضیه کجا بود ؟ وقتی کیفشون مارک ویکتوریا سیکرت بود . از ویکتوریا سیکرت که از نظر من نمونه ی بارز ابزار امپریالیسم هستش رسیدم به مدل هاش و اینکه چطور این کاراکترها درست میشند و به دنیا عرضه میشند و جماعت زن رو میکشونند به مجتمع های خرید با نورهای براق کننده .این مدل ها که نه تنها پول رو تامین کنند بلکه توی ایونت ها و سخنرانی ها میشن الگوی رفتاری حتی ! و در حقیقت برده هایی بیش نیستند .

+ هیچی به اندازه ی دینداری اشرافی و ابزاری اذیتم نمیکنه . حتی کفر !
:منبع . http://born1992.blog.ir/rss





دویست و سی و یک


میدونی از کجا رسیدم به نظام سرمایه داری و فمینیسم ؟! وقتی عکس خانم های شدیدا با حجاب و با پست های مذهبی رو دیدم که یه جور خاصی روی نوع حجاب و روسری و چادرشون توی عکساشون انگار تاکید بود . و در همین حال اپل واچشون توی چشم ملت بود و خودشون هم منشن کرده بودند و خال قضیه کجا بود ؟ وقتی کیفشون مارک ویکتوریا سیکرت بود . از ویکتوریا سیکرت که از نظر من نمونه ی بارز ابزار امپریالیسم هستش رسیدم به مدل هاش و اینکه چطور این کاراکترها درست میشند و به دنیا عرضه میشند و جماعت زن رو میکشونند به مجتمع های خرید با نورهای براق کننده .این مدل ها که نه تنها پول رو تامین کنند بلکه توی ایونت ها و سخنرانی ها میشن الگوی رفتاری حتی ! و در حقیقت برده هایی بیش نیستند .

+ هیچی به اندازه ی دینداری اشرافی و ابزاری اذیتم نمیکنه . حتی کفر !
:منبع . http://born1992.blog.ir/rss





دویست و سی و یک


میدونی از کجا رسیدم به نظام سرمایه داری و فمینیسم ؟! وقتی عکس خانم های شدیدا با حجاب و با پست های مذهبی رو دیدم که یه جور خاصی روی نوع حجاب و روسری و چادرشون توی عکساشون انگار تاکید بود . و در همین حال اپل واچشون توی چشم ملت بود و خودشون هم منشن کرده بودند و خال قضیه کجا بود ؟ وقتی کیفشون مارک ویکتوریا سیکرت بود . از ویکتوریا سیکرت که از نظر من نمونه ی بارز ابزار امپریالیسم هستش رسیدم به مدل هاش و اینکه چطور این کاراکترها درست میشند و به دنیا عرضه میشند و جماعت زن رو میکشونند به مجتمع های خرید با نورهای براق کننده .این مدل ها که نه تنها پول رو تامین کنند بلکه توی ایونت ها و سخنرانی ها میشن الگوی رفتاری حتی ! و در حقیقت برده هایی بیش نیستند .

+ هیچی به اندازه ی دینداری اشرافی و ابزاری اذیتم نمیکنه . حتی کفر !
:منبع . http://born1992.blog.ir/rss





به طبیعت نفس مصنوعی بدیم


خب همیشه برام طبیعت مهم بوده. هوا مهم بوده. آلودگی ش اذیتم کرده. نباریدن بارون و برف دستم را به دعا بلند کرده و همیشه دلم می خواست یه راهی داشتم تا خودم به طبیعت خدمت کنم. خیلی گشتم. خیلی فکر کردم. تحقیق کردم. رسیدم به باغ بام. دیدم چه ایده نابی! منتها باید مناسب با آب و هوای ایران بشه و یه راهی پیدا کرد که بشه گیاه توی هوای پشت بومای ایران زنده بمونه. تو کتابخونه ها، لا به لای کتابا، تو دانشکده کشاورزی، تو کتابای درسی معماری منظر گشتم تا رسیدم به پایان نامه خانم مژگان پیله ور. راه حال نابی داشت. آسونم هست. شاید دو ساعت وقت و ده هزار تومن هزینه، ولی باهاش صاحب یه باغ میشین و طبیعتم دعاتون میکنه. تقدیم به شما:
باغ شخصی تضمینی روی پشت بام شما
:منبع . http://arefii.blog.ir/rss





خندان برگشته ام:))) ( حس نو)


بعضی از کارا اینجورین که تو انجامشون می دی ولی در اون لحظه نمی دونی اشتباهن و خوب خیلی ساده می گیریشون ولی بعدا همش بهشون فک می کنی و در حد خود زنی می گی کاش اون کارو انجام نداده بودم
اینکه برگشتم،  به پای وابستگی به نوشتن می ذارم ولی خوب من از لحظه هایی که ادما از چیزی بنالن و هی بگن و بگن خوشم نمیاد و چون داشتم درگیرش می شدم گفتم باید صبر کنم تا این حالت از بین بره و الان از بین رفت 
امروز جالب شروع و تموم شد 
من به این نتیجه هم رسیدم که برای تقلب ساخته نشدم واقعا می گم:)))) 
می گن تقلب کن تا نمرت بره بالا مال من میاد پایین 
به یه نتیجه دیگم رسیدم اونم این که من واقعا مهارتی در لام دیدن ندارم یعنی وقتی ٤ بارم لاما رو مرور می کنم بازم سر جلسه نمی تونم تشخیص بدم و این قضیه باید حل شه تا بزرگتر نشده:)))
خندان برگشته ام این را احساس خواهید کرد:)) :منبع . http://shoghezendegi.blog.ir/rss





خندان برگشته ام:))) ( حس نو)


بعضی از کارا اینجورین که تو انجامشون می دی ولی در اون لحظه نمی دونی اشتباهن و خوب خیلی ساده می گیریشون ولی بعدا همش بهشون فک می کنی و در حد خود زنی می گی کاش اون کارو انجام نداده بودم
اینکه برگشتم،  به پای وابستگی به نوشتن می ذارم ولی خوب من از لحظه هایی که ادما از چیزی بنالن و هی بگن و بگن خوشم نمیاد و چون داشتم درگیرش می شدم گفتم باید صبر کنم تا این حالت از بین بره و الان از بین رفت 
امروز جالب شروع و تموم شد 
من به این نتیجه هم رسیدم که برای تقلب ساخته نشدم واقعا می گم:)))) 
می گن تقلب کن تا نمرت بره بالا مال من میاد پایین 
به یه نتیجه دیگم رسیدم اونم این که من واقعا مهارتی در لام دیدن ندارم یعنی وقتی ٤ بارم لاما رو مرور می کنم بازم سر جلسه نمی تونم تشخیص بدم و این قضیه باید حل شه تا بزرگتر نشده:)))
خندان برگشته ام این را احساس خواهید کرد:)) :منبع . http://shoghezendegi.blog.ir/rss





خندان برگشته ام:))) ( حس نو)


بعضی از کارا اینجورین که تو انجامشون می دی ولی در اون لحظه نمی دونی اشتباهن و خوب خیلی ساده می گیریشون ولی بعدا همش بهشون فک می کنی و در حد خود زنی می گی کاش اون کارو انجام نداده بودم
اینکه برگشتم،  به پای وابستگی به نوشتن می ذارم ولی خوب من از لحظه هایی که ادما از چیزی بنالن و هی بگن و بگن خوشم نمیاد و چون داشتم درگیرش می شدم گفتم باید صبر کنم تا این حالت از بین بره و الان از بین رفت 
امروز جالب شروع و تموم شد 
من به این نتیجه هم رسیدم که برای تقلب ساخته نشدم واقعا می گم:)))) 
می گن تقلب کن تا نمرت بره بالا مال من میاد پایین 
به یه نتیجه دیگم رسیدم اونم این که من واقعا مهارتی در لام دیدن ندارم یعنی وقتی ٤ بارم لاما رو مرور می کنم بازم سر جلسه نمی تونم تشخیص بدم و این قضیه باید حل شه تا بزرگتر نشده:)))
خندان برگشته ام این را احساس خواهید کرد:)) :منبع . http://shoghezendegi.blog.ir/rss





وقتی همه خوابند


کافیه ی شب ادم مجبورشه بیدار بمونه
آنچنان خواب براش لذت بخش میشه ک...
مخصوصا شبای امتحان...
اخ ک اونوقتا ی روحیه خبیث میاد سراغم
ک ازین ب بغد هرکی گف چرا دندون پزشکا فلان
تمام عقده های این شبامو خرجش کنم
خدایا شکرت ک امشب شب امتحان نیست
+ رسیدم ب قسمت شیرین و پر استرس کار
اخ ک چقدر دوس دارم ک باللاخره ب جایی رسیدم  ک کار واقعی انجام میدم
ن کارای اولیه ی دستیاری مث تزریق بی حسی و معاینه اولیه و عکس
چقد خوبه ک دگ دستیار نیستم  و میتونم ی الواتور دست بگیرم بیفتم ب جون دندون ملت
و هیچکس ب اندازه ی آماتور دندون پزشک لذت در اومدن ی دندون با ریشه ی کاملی ک بشدت کرو داره نمیفهمه
اصن ی جور سند افتخاره
یا ی مولر سه ریشه ای ک هرکدوم از ریشه هاش ی طرف رفتن
خدای من!
هیچوقت انقدر روی لذت دندون کشیدن عمیق نشده بودم
کاش بخش اولم پروتز نبود
خدایا ی مادربزرگ مهربون و با حوصله و منظم با ریج تیپیک نصیبم کن لط





وقتی همه خوابند


کافیه ی شب ادم مجبورشه بیدار بمونه
آنچنان خواب براش لذت بخش میشه ک...
مخصوصا شبای امتحان...
اخ ک اونوقتا ی روحیه خبیث میاد سراغم
ک ازین ب بغد هرکی گف چرا دندون پزشکا فلان
تمام عقده های این شبامو خرجش کنم
خدایا شکرت ک امشب شب امتحان نیست
+ رسیدم ب قسمت شیرین و پر استرس کار
اخ ک چقدر دوس دارم ک باللاخره ب جایی رسیدم  ک کار واقعی انجام میدم
ن کارای اولیه ی دستیاری مث تزریق بی حسی و معاینه اولیه و عکس
چقد خوبه ک دگ دستیار نیستم  و میتونم ی الواتور دست بگیرم بیفتم ب جون دندون ملت
و هیچکس ب اندازه ی آماتور دندون پزشک لذت در اومدن ی دندون با ریشه ی کاملی ک بشدت کرو داره نمیفهمه
اصن ی جور سند افتخاره
یا ی مولر سه ریشه ای ک هرکدوم از ریشه هاش ی طرف رفتن
خدای من!
هیچوقت انقدر روی لذت دندون کشیدن عمیق نشده بودم
کاش بخش اولم پروتز نبود
خدایا ی مادربزرگ مهربون و با حوصله و منظم با ریج تیپیک نصیبم کن لط





وقتی همه خوابند


کافیه ی شب ادم مجبورشه بیدار بمونه
آنچنان خواب براش لذت بخش میشه ک...
مخصوصا شبای امتحان...
اخ ک اونوقتا ی روحیه خبیث میاد سراغم
ک ازین ب بغد هرکی گف چرا دندون پزشکا فلان
تمام عقده های این شبامو خرجش کنم
خدایا شکرت ک امشب شب امتحان نیست
+ رسیدم ب قسمت شیرین و پر استرس کار
اخ ک چقدر دوس دارم ک باللاخره ب جایی رسیدم  ک کار واقعی انجام میدم
ن کارای اولیه ی دستیاری مث تزریق بی حسی و معاینه اولیه و عکس
چقد خوبه ک دگ دستیار نیستم  و میتونم ی الواتور دست بگیرم بیفتم ب جون دندون ملت
و هیچکس ب اندازه ی آماتور دندون پزشک لذت در اومدن ی دندون با ریشه ی کاملی ک بشدت کرو داره نمیفهمه
اصن ی جور سند افتخاره
یا ی مولر سه ریشه ای ک هرکدوم از ریشه هاش ی طرف رفتن
خدای من!
هیچوقت انقدر روی لذت دندون کشیدن عمیق نشده بودم
کاش بخش اولم پروتز نبود
خدایا ی مادربزرگ مهربون و با حوصله و منظم با ریج تیپیک نصیبم کن لط





3 اُمین : مسخره


می دونید به این نتیجه رسیدم که آدم ها وقتی حالشون خوب باشه حالِ هم رو میپرسند ؛ فکر میکنم آدمی که حالش خوب نباشه به کس دیگه ای به جز خودش فکر نمیکنه...
یک اعترافـ ـنوشت : مسخره کردن یکی از لذت بخشـ ـترین لذت ها هست ؛ مسخره کردن یک جنایت نیست!؟ :منبع . http://attic.blog.ir/rss





نتایج غیر عقلی و غیر انسانی!


در برخورد با برخی افراد و افکار، به این نتیجه رسیدم که راهنمایی و نقد کردن (حتا از سر دلسوزی هم) کار اشتباهی است!چراکه آن فکر یا فرد، ظرفیت ندارد و ناراحت می شود!باید بگذارم بعد ار آنکه فاجعه و خرابی رخ داد، سر برسم و با او مشغول همدردی شوم...!اینطور، نه تنها کسی ناراحت نخواهد شد؛ بلکه خوششان هم می آید!ما هم آدم خوبی بنظر می رسیم! :منبع . http://saeednevesht.blog.ir/rss





پیرو پست نور در تاریکی


بسم الله
به دنبال نور خدا می گشتم تا اینکه رسیدم به این آیه:
«یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا
وَنَذِیرًا، وَدَاعِیًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُنِیرًا»
که پیامبرمان آینه نور خداست که مسیر را روشن می سازد و ما را به پیش می برد. :منبع . http://hoopoe.blog.ir/rss





آلودگی هوا


امروز از صبح ساعت ۸ تا ۱۳ کلاس داشتم؛ صبح با تاخیر رفتم دانشگاه!ساعت ۱۰ بود که از یکی از خبرگذاری‌های معتبر فعال در تلگرام خبری رو خوندم مبنی بر تعطیلی کلیه مقاطع تحصیلی شیفت عصر در تبریز به علت آلودگی هوا!تو کلاس بودم وقتی خبرو خوندم با خودم گفتم خوشبحالشون؛ ساعت ۱۳ شد با دوستم از دانشگاه زدیم بیرون و برای خرید قطعات الکترونیکی مورد نیاز پروژه دوستم راهی چهل ستون (مرکز فروش قطعات الکترونیک در تبریز) شدیم؛ پیاده و قدم زننان و صحبت کننان و خندان و دهنان بازان :-) بودیم :-) غافل از شدت آلودگی هوا !خرید رو انجام دادیم و بای بای با رفیقم راهی خونه شدم حدود ۵ دقیقه پیاده روی کردم تا رسیدم به ایستگاه اتوبوس سوار شدم وقتی از اتوبوس پیاده شدم کمی احساس سر درد میکردم !!!نه سرما خوردگی داشتم و نه سابقه سر درد رسیدم خونه اندکی استراحت و فکر که اعلایم سرماخوردگی در من وجود نداره چرا سرم درد میکنه !!!ن





16 آذر و گل های دست بروبچ


روز دانشجو با یک روز تاخیر خیلی مبارک دوستان .
در چنین روزی جشن و گرامیداشت و گل که صبح اجرا شد در دانشگاه، از دستم برفت
کلاس اولم رو که به ته دیگش رسیدم به قول استاد محترم
و استادی که با دوپینگ در کلاس ظاهر شد! 
خلاصه درس خوندن اصلا خوب نیست . نخونید ... چیه مغزتون درد میگیره.
منم هر روز تو فکر انصرافم ..خخخخ 
اینقد یعنی من پشتکارم فراوان است . :منبع . http://abitar.blog.ir/rss





3 اُمین : مسخره


می دونید به این نتیجه رسیدم که آدم ها وقتی حالشون خوب باشه حالِ هم رو میپرسند ؛ فکر میکنم آدمی که حالش خوب نباشه به کس دیگه ای به جز خودش فکر نمیکنه...
   اعترافـ ـنوشت : مسخره کردن یکی از لذت بخش ـترین لذت ها هست ؛ مسخره کردن یک جنایت نیست!؟ :منبع . http://attic.blog.ir/rss





3 اُمین : مسخره


می دونید به این نتیجه رسیدم که آدم ها وقتی حالشون خوب باشه حالِ هم رو میپرسند ؛ فکر میکنم آدمی که حالش خوب نباشه به کس دیگه ای به جز خودش فکر نمیکنه...
   اعترافـ ـنوشت : مسخره کردن یکی از لذت بخش ـترین لذت ها هست ؛ مسخره کردن یک جنایت نیست!؟ :منبع . http://attic.blog.ir/rss





موسیقی


من خودم فکر کنم یه ٨ سالی بشه که دستوپا شیکسته کار موسیقی میکنم از موسیقی الکترونیکی بگیر تا الان که هر سازیو میتونم صداشو دربیار.
به این نتیجه رسیدم بهترین اهنگای ریلکسیشن_ترپ_دابستپ_لایت_کلاسیک و... هم بتونی بسازی.
هیچکدوم نمیتونن جای موسیقی سنتی و سازای سنتی رو بگیرن.
شما به تار استاد لطفی گوش کن...!
اصن معلومه دستگاه موسیقی و سبک و سیستمش اصن اسمانیه. :منبع . http://episode.blog.ir/rss





موسیقی


من خودم فکر کنم یه ٨ سالی بشه که دستوپا شیکسته کار موسیقی میکنم از موسیقی الکترونیکی بگیر تا الان که هر سازیو میتونم صداشو دربیار.
به این نتیجه رسیدم بهترین اهنگای ریلکسیشن_ترپ_دابستپ_لایت_کلاسیک و... هم بتونی بسازی.
هیچکدوم نمیتونن جای موسیقی سنتی و سازای سنتی رو بگیرن.
شما به تار استاد لطفی گوش کن...!
اصن معلومه دستگاه موسیقی و سبک و سیستمش اصن اسمانیه. :منبع . http://episode.blog.ir/rss





نفسهای آخر


چه تناقض شگفت انگیزی.
نفسهای آخر یک اثر، میشود تولد همان اثر.
با آخرین ضربه های من بر روی کیبورد، مارجان متولد میشود.
آغاز یک اثر، یک شخصیت. چیزی به متولد شدن مارجان من نمانده. از سال رسیدم به ماه. بعد هفته، روز و حالا دقیقه و لحظه.
تمام شدم تا مارجان متولد شود. خون دل ها خوردم.
:منبع . http://mashayekh.blog.ir/rss





نفسهای آخر


چه تناقض شگفت انگیزی.
نفسهای آخر یک اثر، میشود تولد همان اثر.
با آخرین ضربه های من بر روی کیبورد، مارجان متولد میشود.
آغاز یک اثر، یک شخصیت. چیزی به متولد شدن مارجان من نمانده. از سال رسیدم به ماه. بعد هفته، روز و حالا دقیقه و لحظه.
تمام شدم تا مارجان متولد شود. خون دل ها خوردم.
:منبع . http://mashayekh.blog.ir/rss





2.1.5


دوشنبه صبح من رسیدم خونه و قرار بود شنبه صبح با اتوبوس پنج و نیم برگردم ارومیه.حساب کتابم میگف مردم تا قبل از سه شنبه امکان نداره برای خرید بلیط اقدام کنن.دوشنبه شب،بیکار بودم گوشیم دستم بود گفتم یه سر به سایت فروش بلیط بزنم.صفحه رو باز کردم..اتوبوس پنج و نیم تعداد صندلی صفر،اتوبوس شیش تعداد صندلی صفر،شیش و نیم تعداد صفر....داشتم به این نتیجه میرسیدم که چون هنوز خیلی مونده تا شنبه،سایت کار نمیکنه تا که رسیدم به اتوبوس ساعت نه با تعداد صندلی چهل! تازه اونجا دوزاریم افتاد که عه مردم اتوبوسا رو پر کردن که:/به دوستم پیام دادم که فولانی بلیط گرفتین شوما؟میگه نه هنوز:)به هنوز ش دقت کنین که چه خوش خیالانه نشسته که بعدا بگیره.خلاصه آگاهش کردم که اتوبوسا پرن.دو روز بعدش بقیه تایم ها هم خریداری شدن تا ده و نیم پر شد!دو تا سرویس اضافه گذاشتن واسه ساعت نه ، نه و نیم..اونا هم پر شد.دیگه گذاشته بودم که





#امشب


خب بگم این چند روز رو طبق معمول جاوا اسکریپت کار کردم و آموزشا رو دیدم ... الان به مبحث Timing functions رسیدم که مبحث خیلی مهمیه توی جاوا اسکریپت ... به احتمالی خیلی زیاد امشب تمومش میکنم ... بعدش دیگه لذت اصلی شروع میشه ... یعنی Jquery ... دیگه باید رو خلاقیت و کد های باحال کار کنم از جمله انیمیشن های تحت وب و از اینجور چیزا ... 
تا بادا چنین باد ;) :منبع . http://awebdeveloper.blog.ir/rss





#امشب


خب بگم این چند روز رو طبق معمول جاوا اسکریپت کار کردم و آموزشا رو دیدم ... الان به مبحث Timing functions رسیدم که مبحث خیلی مهمیه توی جاوا اسکریپت ... به احتمالی خیلی زیاد امشب تمومش میکنم ... بعدش دیگه لذت اصلی شروع میشه ... یعنی Jquery ... دیگه باید رو خلاقیت و کد های باحال کار کنم از جمله انیمیشن های تحت وب و از اینجور چیزا ... 
تا بادا چنین باد ;) :منبع . http://awebdeveloper.blog.ir/rss





انصاف نیست


به نام خداخب معلومه! اگه انصاف بود که‌ اسمشو میذاشتن عمود منصف :/
ای کاش منم کامران نجف زاده بودم و با یه خداحافظی به خواسته‌م می‌رسیدم. البته اون آمریکا رو دوست داشت اما من به کسی که خودم نمی‌دونم کیه دل بستم. حرف از غیر منطقی بودنش نزن که به منطق خودت هم خدشه وارد می‌کنماااااا. د آخه پلنگ من، عشق مگه منطق داره؟! چیزی بگو که‌ بگنجه.
به زودی زود یه کانال می‌زنم توی تلگرام تا حال و احوال یهویی‌مو همونجا بنویسم نه توی قبرستون محترمی که‌ پره از اعضای مکتب فمینیسم اونم از نوع رادیکال D: :منبع . http://manopurple.blog.ir/rss





انصاف نیست


به نام خداخب معلومه! اگه انصاف بود که‌ اسمشو میذاشتن عمود منصف :/
ای کاش منم کامران نجف زاده بودم و با یه خداحافظی به خواسته‌م می‌رسیدم. البته اون آمریکا رو دوست داشت اما من به کسی که خودم نمی‌دونم کیه دل بستم. حرف از غیر منطقی بودنش نزن که به منطق خودت هم خدشه وارد می‌کنماااااا. د آخه پلنگ من، عشق مگه منطق داره؟! چیزی بگو که‌ بگنجه.
به زودی زود یه کانال می‌زنم توی تلگرام تا حال و احوال یهویی‌مو همونجا بنویسم نه توی قبرستون محترمی که‌ پره از اعضای مکتب فمینیسم اونم از نوع رادیکال D: :منبع . http://manopurple.blog.ir/rss





انصاف نیست


به نام خداخب معلومه! اگه انصاف بود که‌ اسمشو میذاشتن عمود منصف :/
ای کاش منم کامران نجف زاده بودم و با یه خداحافظی به خواسته‌م می‌رسیدم. البته اون آمریکا رو دوست داشت اما من به کسی که خودم نمی‌دونم کیه دل بستم. حرف از غیر منطقی بودنش نزن که به منطق خودت هم خدشه وارد می‌کنماااااا. د آخه پلنگ من، عشق مگه منطق داره؟! چیزی بگو که‌ بگنجه.
به زودی زود یه کانال می‌زنم توی تلگرام تا حال و احوال یهویی‌مو همونجا بنویسم نه توی قبرستون محترمی که‌ پره از اعضای مکتب فمینیسم اونم از نوع رادیکال D: :منبع . http://manopurple.blog.ir/rss





#همه چی خوبه


از روز پنجشنبه لپ تاپمو توی مرکز رشد جا گذاشتم فرداش جمعه بود که تعطیل بود ... خلاصه اینکه بدجور این دو روز ضد حال خوردم از برنامه آموزشا Javascript عقب افتادم ولی امروز از صبح شروع کردم تا مغرب به جاهای خوبی رسیدم ... در کل همه چیز داره خوب پیش میره ... از پنجشنبه هم قراره با بروبچ شرکت به مدت سه روز توی استارتاپ ویکند زاهدان شرکت کنیم و یه ایده رو عملی کنیم ... اولین تجربه شرکتم توی استارت‌ آپ ویکند هست ... به نظر خیلی جالب میاد و کلی هیجان زده ام ;) :منبع . http://awebdeveloper.blog.ir/rss





#همه چی خوبه


از روز پنجشنبه لپ تاپمو توی مرکز رشد جا گذاشتم فرداش جمعه بود که تعطیل بود ... خلاصه اینکه بدجور این دو روز ضد حال خوردم از برنامه آموزشا Javascript عقب افتادم ولی امروز از صبح شروع کردم تا مغرب به جاهای خوبی رسیدم ... در کل همه چیز داره خوب پیش میره ... از پنجشنبه هم قراره با بروبچ شرکت به مدت سه روز توی استارتاپ ویکند زاهدان شرکت کنیم و یه ایده رو عملی کنیم ... اولین تجربه شرکتم توی استارت‌ آپ ویکند هست ... به نظر خیلی جالب میاد و کلی هیجان زده ام ;) :منبع . http://awebdeveloper.blog.ir/rss





فرازی از وصیت نامه شهید فریبرز حاج سیاری


بسم رب شهدا و صدیقین

برادران و خواهرانی که این جملات را پس از شهادت من میخوانید این را بدانید که حرکت من حرکتی با اراده و با آگاهی و توام با عشق به معبود است و راضی نیستم هیچ کس مرا با الفاظی چون جوان ناکام ؛ حیف و ... یاد کند.چون من به زندگی اصلی و واقعی رسیدم بلکه برای شما غصه میخورم که چگونه در زندگی دنیا غرق شده اید.اینجا چگونه انسان شدن را اموختم ؛ نداشتن دلبستگی به دنیا را که حضرت علی(ع) شرط نجات میداند را در اینجا اموختم.اینجا زاهدان واقعی را دیدم  اینجا هر که نگاه میکنم یاد خدا را در من زنده میکند ؛ حال شما حکم کنید چگونه میتوانم اینها را رها کنم و به خانه و به شهر برگردم ؛ شهری که قدم به قدم ان گناه است و معاصی و دیدن انها مرا به یاد غیر خدا میاندازد.مادرم هیچ ناراحتی به خود را نده که فرزندانت در راه اسلام به شهادت رسیدند و این بسی مایه افتخار است ؛ هر گاه میخواهی گریه کنی برای ح





فرازی از وصیت نامه شهید فریبرز حاج سیاری


بسم رب شهدا و صدیقین

برادران و خواهرانی که این جملات را پس از شهادت من میخوانید این را بدانید که حرکت من حرکتی با اراده و با آگاهی و توام با عشق به معبود است و راضی نیستم هیچ کس مرا با الفاظی چون جوان ناکام ؛ حیف و ... یاد کند.چون من به زندگی اصلی و واقعی رسیدم بلکه برای شما غصه میخورم که چگونه در زندگی دنیا غرق شده اید.اینجا چگونه انسان شدن را اموختم ؛ نداشتن دلبستگی به دنیا را که حضرت علی(ع) شرط نجات میداند را در اینجا اموختم.اینجا زاهدان واقعی را دیدم  اینجا هر که نگاه میکنم یاد خدا را در من زنده میکند ؛ حال شما حکم کنید چگونه میتوانم اینها را رها کنم و به خانه و به شهر برگردم ؛ شهری که قدم به قدم ان گناه است و معاصی و دیدن انها مرا به یاد غیر خدا میاندازد.مادرم هیچ ناراحتی به خود را نده که فرزندانت در راه اسلام به شهادت رسیدند و این بسی مایه افتخار است ؛ هر گاه میخواهی گریه کنی برای ح






1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 »