بزرگترین آرشیو وبلاگ های فارسی

محل تبلیغات
اخبار ذوزنقه : با سامانه قدرتمند ذوزنقه پیش از بقیه مطالب جدید را مشاهده کنید و بروز باشید




ایمان دارم.


درسته جایگاه این روزام اونی نیست که میخوام
درسته که اولین اسفندیه که از بس پژمرده ام هیچ شوقی واسه کاری ندارم
درسته که از بد روزگار دست کسایی افتادم که با هوش و سواد پایین تر برام تعیین و تکلیف میکنن
اما درست ترش اینه که میدونم تا حالا به هر چی خواستم رسیدم
دیر رسیدم سخت رسیدم اما رسیدم
من به اون جایگاهی که باید باشم می رسم
من اون کسی نیستم که اجازه بدم کسی برام تعیین تکلیف کنه
این روزای سخت رو تحمل می کنم و بلاخره خودمو از این مخمصه نجات میدم.
به این موضوع ایمان دارم.
5 اسفند 95. :منبع . http://inthemoon.blog.ir/rss





ایمان دارم.


درسته جایگاه این روزام اونی نیست که میخوام
درسته که اولین اسفندیه که از بس پژمرده ام هیچ شوقی واسه کاری ندارم
درسته که از بد روزگار دست کسایی افتادم که با هوش و سواد پایین تر برام تعیین و تکلیف میکنن
اما درست ترش اینه که میدونم تا حالا به هر چی خواستم رسیدم
دیر رسیدم سخت رسیدم اما رسیدم
من به اون جایگاهی که باید باشم می رسم
من اون کسی نیستم که اجازه بدم کسی برام تعیین تکلیف کنه
این روزای سخت رو تحمل می کنم و بلاخره خودمو از این مخمصه نجات میدم.
به این موضوع ایمان دارم.
5 اسفند 95. :منبع . http://inthemoon.blog.ir/rss





ایمان دارم.


درسته جایگاه این روزام اونی نیست که میخوام
درسته که اولین اسفندیه که از بس پژمرده ام هیچ شوقی واسه کاری ندارم
درسته که از بد روزگار دست کسایی افتادم که با هوش و سواد پایین تر برام تعیین و تکلیف میکنن
اما درست ترش اینه که میدونم تا حالا به هر چی خواستم رسیدم
دیر رسیدم سخت رسیدم اما رسیدم
من به اون جایگاهی که باید باشم می رسم
من اون کسی نیستم که اجازه بدم کسی برام تعیین تکلیف کنه
این روزای سخت رو تحمل می کنم و بلاخره خودمو از این مخمصه نجات میدم.
به این موضوع ایمان دارم.
5 اسفند 95. :منبع . http://inthemoon.blog.ir/rss





._83_.


هفت هشت سال پیش رویاهایی رو داشتم و براشون شب تا صبح برنامه می ریختم و انرژی میذاشتم، دیر بهشون رسیدم، ولی رسیدم! اگه نمی رسیدم هم قطعا هیچ اتفاقی نمیفتاد چون موقعی رسیدم که برام اون ارزش اولو نداشت. الان یه رویاهایی تو مغزم شعله می کشه و وجودمو تا حد سوختگی درجه 3 می بره، ندارمشون، نمیشه! یعنی الان نمیشه! شاید 10یا11سال دیگه بشه. ولی من اونا رو الان می خوام! خب چیکار کنم؟ چجوری این آتیشو شعله ور نگه دارم که هم نسوزونتم، هم شور درونمو خاموش نکنه؟!دیدی بعضی وقتا دلت بستنی توت فرنگی می خواد ولی همون موقع نداریش، فردا پس فرداش از کنار بستنی فروشی می گذری، اصن یادت نمونده که بستنی می خواستی، اگه هم بخری اون لذتی که چند روز پیش می تونستی با لیس زدنش حس کنی، بدست نمیاری... رویا داشتن خوبه یا بد؟ کی میدونه دلیل بی خوابی های شبونه ی ماها چیه؟ ما نباید بمیریم، رویاها بی مادر میشن... :منبع . http:/





._83_.


هفت هشت سال پیش رویاهایی رو داشتم و براشون شب تا صبح برنامه می ریختم و انرژی میذاشتم، دیر بهشون رسیدم، ولی رسیدم! اگه نمی رسیدم هم قطعا هیچ اتفاقی نمیفتاد چون موقعی رسیدم که برام اون ارزش اولو نداشت. الان یه رویاهایی تو مغزم شعله می کشه و وجودمو تا حد سوختگی درجه 3 می بره، ندارمشون، نمیشه! یعنی الان نمیشه! شاید 10یا11سال دیگه بشه. ولی من اونا رو الان می خوام! خب چیکار کنم؟ چجوری این آتیشو شعله ور نگه دارم که هم نسوزونتم، هم شور درونمو خاموش نکنه؟!دیدی بعضی وقتا دلت بستنی توت فرنگی می خواد ولی همون موقع نداریش، فردا پس فرداش از کنار بستنی فروشی می گذری، اصن یادت نمونده که بستنی می خواستی، اگه هم بخری اون لذتی که چند روز پیش می تونستی با لیس زدنش حس کنی، بدست نمیاری... رویا داشتن خوبه یا بد؟ کی میدونه دلیل بی خوابی های شبونه ی ماها چیه؟ ما نباید بمیریم، رویاها بی مادر میشن... :منبع . http:/





._83_.


هفت هشت سال پیش رویاهایی رو داشتم و براشون شب تا صبح برنامه می ریختم و انرژی میذاشتم، دیر بهشون رسیدم، ولی رسیدم! اگه نمی رسیدم هم قطعا هیچ اتفاقی نمیفتاد چون موقعی رسیدم که برام اون ارزش اولو نداشت. الان یه رویاهایی تو مغزم شعله می کشه و وجودمو تا حد سوختگی درجه 3 می بره، ندارمشون، نمیشه! یعنی الان نمیشه! شاید 10یا11سال دیگه بشه. ولی من اونا رو الان می خوام! خب چیکار کنم؟ چجوری این آتیشو شعله ور نگه دارم که هم نسوزونتم، هم شور درونمو خاموش نکنه؟!دیدی بعضی وقتا دلت بستنی توت فرنگی می خواد ولی همون موقع نداریش، فردا پس فرداش از کنار بستنی فروشی می گذری، اصن یادت نمونده که بستنی می خواستی، اگه هم بخری اون لذتی که چند روز پیش می تونستی با لیس زدنش حس کنی، بدست نمیاری... رویا داشتن خوبه یا بد؟ کی میدونه دلیل بی خوابی های شبونه ی ماها چیه؟ ما نباید بمیریم، رویاها بی مادر میشن... :منبع . http:/





._83_.


هفت هشت سال پیش رویاهایی رو داشتم و براشون شب تا صبح برنامه می ریختم و انرژی میذاشتم، دیر بهشون رسیدم، ولی رسیدم! اگه نمی رسیدم هم قطعا هیچ اتفاقی نمیفتاد چون موقعی رسیدم که برام اون ارزش اولو نداشت. الان یه رویاهایی تو مغزم شعله می کشه و وجودمو تا حد سوختگی درجه 3 می بره، ندارمشون، نمیشه! یعنی الان نمیشه! شاید 10یا11سال دیگه بشه. ولی من اونا رو الان می خوام! خب چیکار کنم؟ چجوری این آتیشو شعله ور نگه دارم که هم نسوزونتم، هم شور درونمو خاموش نکنه؟!دیدی بعضی وقتا دلت بستنی توت فرنگی می خواد ولی همون موقع نداریش، فردا پس فرداش از کنار بستنی فروشی می گذری، اصن یادت نمونده که بستنی می خواستی، اگه هم بخری اون لذتی که چند روز پیش می تونستی با لیس زدنش حس کنی، بدست نمیاری... رویا داشتن خوبه یا بد؟ کی میدونه دلیل بی خوابی های شبونه ی ماها چیه؟ ما نباید بمیریم، رویاها بی مادر میشن... :منبع . http:/





._83_.


هفت هشت سال پیش رویاهایی رو داشتم و براشون شب تا صبح برنامه می ریختم و انرژی میذاشتم، دیر بهشون رسیدم، ولی رسیدم! اگه نمی رسیدم هم قطعا هیچ اتفاقی نمیفتاد چون موقعی رسیدم که برام اون ارزش اولو نداشت. الان یه رویاهایی تو مغزم شعله می کشه و وجودمو تا حد سوختگی درجه 3 می بره، ندارمشون، نمیشه! یعنی الان نمیشه! شاید 10یا11سال دیگه بشه. ولی من اونا رو الان می خوام! خب چیکار کنم؟ چجوری این آتیشو شعله ور نگه دارم که هم نسوزونتم، هم شور درونمو خاموش نکنه؟!دیدی بعضی وقتا دلت بستنی توت فرنگی می خواد ولی همون موقع نداریش، فردا پس فرداش از کنار بستنی فروشی می گذری، اصن یادت نمونده که بستنی می خواستی، اگه هم بخری اون لذتی که چند روز پیش می تونستی با لیس زدنش حس کنی، بدست نمیاری... رویا داشتن خوبه یا بد؟ کی میدونه دلیل بی خوابی های شبونه ی ماها چیه؟ ما نباید بمیریم، رویاها بی مادر میشن... :منبع . http:/





._83_.


هفت هشت سال پیش رویاهایی رو داشتم و براشون شب تا صبح برنامه می ریختم و انرژی میذاشتم، دیر بهشون رسیدم، ولی رسیدم! اگه نمی رسیدم هم قطعا هیچ اتفاقی نمیفتاد چون موقعی رسیدم که برام اون ارزش اولو نداشت. الان یه رویاهایی تو مغزم شعله می کشه و وجودمو تا حد سوختگی درجه 3 می بره، ندارمشون، نمیشه! یعنی الان نمیشه! شاید 10یا11سال دیگه بشه. ولی من اونا رو الان می خوام! خب چیکار کنم؟ چجوری این آتیشو شعله ور نگه دارم که هم نسوزونتم، هم شور درونمو خاموش نکنه؟!دیدی بعضی وقتا دلت بستنی توت فرنگی می خواد ولی همون موقع نداریش، فردا پس فرداش از کنار بستنی فروشی می گذری، اصن یادت نمونده که بستنی می خواستی، اگه هم بخری اون لذتی که چند روز پیش می تونستی با لیس زدنش حس کنی، بدست نمیاری... رویا داشتن خوبه یا بد؟ کی میدونه دلیل بی خوابی های شبونه ی ماها چیه؟ ما نباید بمیریم، رویاها بی مادر میشن... :منبع . http:/





._83_.


هفت هشت سال پیش رویاهایی رو داشتم و براشون شب تا صبح برنامه می ریختم و انرژی میذاشتم، دیر بهشون رسیدم، ولی رسیدم! اگه نمی رسیدم هم قطعا هیچ اتفاقی نمیفتاد چون موقعی رسیدم که برام اون ارزش اولو نداشت. الان یه رویاهایی تو مغزم شعله می کشه و وجودمو تا حد سوختگی درجه 3 می بره، ندارمشون، نمیشه! یعنی الان نمیشه! شاید 10یا11سال دیگه بشه. ولی من اونا رو الان می خوام! خب چیکار کنم؟ چجوری این آتیشو شعله ور نگه دارم که هم نسوزونتم، هم شور درونمو خاموش نکنه؟!دیدی بعضی وقتا دلت بستنی توت فرنگی می خواد ولی همون موقع نداریش، فردا پس فرداش از کنار بستنی فروشی می گذری، اصن یادت نمونده که بستنی می خواستی، اگه هم بخری اون لذتی که چند روز پیش می تونستی با لیس زدنش حس کنی، بدست نمیاری... رویا داشتن خوبه یا بد؟ کی میدونه دلیل بی خوابی های شبونه ی ماها چیه؟ ما نباید بمیریم، رویاها بی مادر میشن... :منبع . http:/





._83_.


هفت هشت سال پیش رویاهایی رو داشتم و براشون شب تا صبح برنامه می ریختم و انرژی میذاشتم، دیر بهشون رسیدم، ولی رسیدم! اگه نمی رسیدم هم قطعا هیچ اتفاقی نمیفتاد چون موقعی رسیدم که برام اون ارزش اولو نداشت. الان یه رویاهایی تو مغزم شعله می کشه و وجودمو تا حد سوختگی درجه 3 می بره، ندارمشون، نمیشه! یعنی الان نمیشه! شاید 10یا11سال دیگه بشه. ولی من اونا رو الان می خوام! خب چیکار کنم؟ چجوری این آتیشو شعله ور نگه دارم که هم نسوزونتم، هم شور درونمو خاموش نکنه؟!دیدی بعضی وقتا دلت بستنی توت فرنگی می خواد ولی همون موقع نداریش، فردا پس فرداش از کنار بستنی فروشی می گذری، اصن یادت نمونده که بستنی می خواستی، اگه هم بخری اون لذتی که چند روز پیش می تونستی با لیس زدنش حس کنی، بدست نمیاری... رویا داشتن خوبه یا بد؟ کی میدونه دلیل بی خوابی های شبونه ی ماها چیه؟ ما نباید بمیریم، رویاها بی مادر میشن... :منبع . http:/





._83_.


هفت هشت سال پیش رویاهایی رو داشتم و براشون شب تا صبح برنامه می ریختم و انرژی میذاشتم، دیر بهشون رسیدم، ولی رسیدم! اگه نمی رسیدم هم قطعا هیچ اتفاقی نمیفتاد چون موقعی رسیدم که برام اون ارزش اولو نداشت. الان یه رویاهایی تو مغزم شعله می کشه و وجودمو تا حد سوختگی درجه 3 می بره، ندارمشون، نمیشه! یعنی الان نمیشه! شاید 10یا11سال دیگه بشه. ولی من اونا رو الان می خوام! خب چیکار کنم؟ چجوری این آتیشو شعله ور نگه دارم که هم نسوزونتم، هم شور درونمو خاموش نکنه؟!دیدی بعضی وقتا دلت بستنی توت فرنگی می خواد ولی همون موقع نداریش، فردا پس فرداش از کنار بستنی فروشی می گذری، اصن یادت نمونده که بستنی می خواستی، اگه هم بخری اون لذتی که چند روز پیش می تونستی با لیس زدنش حس کنی، بدست نمیاری... رویا داشتن خوبه یا بد؟ کی میدونه دلیل بی خوابی های شبونه ی ماها چیه؟ ما نباید بمیریم، رویاها بی مادر میشن... :منبع . http:/





._83_.


هفت هشت سال پیش رویاهایی رو داشتم و براشون شب تا صبح برنامه می ریختم و انرژی میذاشتم، دیر بهشون رسیدم، ولی رسیدم! اگه نمی رسیدم هم قطعا هیچ اتفاقی نمیفتاد چون موقعی رسیدم که برام اون ارزش اولو نداشت. الان یه رویاهایی تو مغزم شعله می کشه و وجودمو تا حد سوختگی درجه 3 می بره، ندارمشون، نمیشه! یعنی الان نمیشه! شاید 10یا11سال دیگه بشه. ولی من اونا رو الان می خوام! خب چیکار کنم؟ چجوری این آتیشو شعله ور نگه دارم که هم نسوزونتم، هم شور درونمو خاموش نکنه؟!دیدی بعضی وقتا دلت بستنی توت فرنگی می خواد ولی همون موقع نداریش، فردا پس فرداش از کنار بستنی فروشی می گذری، اصن یادت نمونده که بستنی می خواستی، اگه هم بخری اون لذتی که چند روز پیش می تونستی با لیس زدنش حس کنی، بدست نمیاری... رویا داشتن خوبه یا بد؟ کی میدونه دلیل بی خوابی های شبونه ی ماها چیه؟ ما نباید بمیریم، رویاها بی مادر میشن... :منبع . http:/





قرار دهم


دیروز قرار دهممون بود. باتری برای دوربین خریدم. خودشم یه چند تا گلس می خواست خرید و یه گلس هم برای من گرفت. کتاب هم برای باباش خرید.
از بس علاالدین چرخیدیم که گشنم شده بود. سعدی که رسیدم گفتم تو برو من با مترو بر می گردم. قبول کرد و من رفتم. 
خونه که رسیدم معده درد گرفته بودم سریع شام خوردم + راینیتیدین.  :منبع . http://bignote.blog.ir/rss





قرار دهم


دیروز قرار دهممون بود. باتری برای دوربین خریدم. خودشم یه چند تا گلس می خواست خرید و یه گلس هم برای من گرفت. کتاب هم برای باباش خرید.
از بس علاالدین چرخیدیم که گشنم شده بود. سعدی که رسیدم گفتم تو برو من با مترو بر می گردم. قبول کرد و من رفتم. 
خونه که رسیدم معده درد گرفته بودم سریع شام خوردم + راینیتیدین.  :منبع . http://bignote.blog.ir/rss





تو این دوهفته دارم چیکار میکنم


من باید تو این دوهفته تو درس زیست : فتوسنتز، ژنتیک، ویروس باکتری، اغازیان، قارچ هارو کامل کامل کنم و اگ رسیدم فصل ۶ و ۷ هم! و تو درس ریاضی باید مباحث مشتق، کاربرد، انتگرال، مقاطع و امار رو تکمیل کنم. تودرس شیمی هم شیمی دو و نصف سه و درس فیزیکم فیزیک اول و پیش یک و اگ رسیدم صوت هم!
برا ادبیاتم تستا قرابت و زبانو ک ببندم و عربیم عربی دوم و دینیم دینی پیش و نصف دومو ببندم 
تراز نه هزار برا شروع سنجش چطوره؟! :منبع . http://everywhere.blog.ir/rss





هدف


به یک نتیجه‌ی قطعی رسیدم که برای این زندگی ساخته نشدم. نه اینکه فکر کنید به پوچی رسیدم و قصد خودکشی دارم. منظورم روال معمولی که اکثر آدم‌ها دارند تکرار می‌کنند یا با اون کنار می‌آیند من را راضی نمی‌کنه. چون در نهایت همه‌چیز تمام میشه و این زندگی را ترک می‌کنیم. بایستی هدفی را دنبال کنم که ناتمام باشد و در زندگی بعدی هم به کار آید. به عبارتی باید به وجودم چیزی اضافه کنم که با خرسندی دنیا را ترک کنم.
:منبع . http://author.blog.ir/rss





هدف


به یک نتیجه‌ی قطعی رسیدم که برای این زندگی ساخته نشدم. نه اینکه فکر کنید به پوچی رسیدم و قصد خودکشی دارم. منظورم روال معمولی که اکثر آدم‌ها دارند تکرار می‌کنند یا با اون کنار می‌آیند من را راضی نمی‌کنه. چون در نهایت همه‌چیز تمام میشه و این زندگی را ترک می‌کنیم. بایستی هدفی را دنبال کنم که ناتمام باشد و در زندگی بعدی هم به کار آید. به عبارتی باید به وجودم چیزی اضافه کنم که با خرسندی دنیا را ترک کنم.
:منبع . http://author.blog.ir/rss





هدف


به یک نتیجه‌ی قطعی رسیدم که برای این زندگی ساخته نشدم. نه اینکه فکر کنید به پوچی رسیدم و قصد خودکشی دارم. منظورم روال معمولی که اکثر آدم‌ها دارند تکرار می‌کنند یا با اون کنار می‌آیند من را راضی نمی‌کنه. چون در نهایت همه‌چیز تمام میشه و این زندگی را ترک می‌کنیم. بایستی هدفی را دنبال کنم که ناتمام باشد و در زندگی بعدی هم به کار آید. به عبارتی باید به وجودم چیزی اضافه کنم که با خرسندی دنیا را ترک کنم.
:منبع . http://author.blog.ir/rss





هدف


به یک نتیجه‌ی قطعی رسیدم که برای این زندگی ساخته نشدم. نه اینکه فکر کنید به پوچی رسیدم و قصد خودکشی دارم. منظورم روال معمولی که اکثر آدم‌ها دارند تکرار می‌کنند یا با اون کنار می‌آیند من را راضی نمی‌کنه. چون در نهایت همه‌چیز تمام میشه و این زندگی را ترک می‌کنیم. بایستی هدفی را دنبال کنم که ناتمام باشد و در زندگی بعدی هم به کار آید. به عبارتی باید به وجودم چیزی اضافه کنم که با خرسندی دنیا را ترک کنم.
:منبع . http://author.blog.ir/rss





هدف


به یک نتیجه‌ی قطعی رسیدم که برای این زندگی ساخته نشدم. نه اینکه فکر کنید به پوچی رسیدم و قصد خودکشی دارم. منظورم روال معمولی که اکثر آدم‌ها دارند تکرار می‌کنند یا با اون کنار می‌آیند من را راضی نمی‌کنه. چون در نهایت همه‌چیز تمام میشه و این زندگی را ترک می‌کنیم. بایستی هدفی را دنبال کنم که ناتمام باشد و در زندگی بعدی هم به کار آید. به عبارتی باید به وجودم چیزی اضافه کنم که با خرسندی دنیا را ترک کنم.
:منبع . http://author.blog.ir/rss





هدف


به یک نتیجه‌ی قطعی رسیدم که برای این زندگی ساخته نشدم. نه اینکه فکر کنید به پوچی رسیدم و قصد خودکشی دارم. منظورم روال معمولی که اکثر آدم‌ها دارند تکرار می‌کنند یا با اون کنار می‌آیند من را راضی نمی‌کنه. چون در نهایت همه‌چیز تمام میشه و این زندگی را ترک می‌کنیم. بایستی هدفی را دنبال کنم که ناتمام باشد و در زندگی بعدی هم به کار آید. به عبارتی باید به وجودم چیزی اضافه کنم که با خرسندی دنیا را ترک کنم.
:منبع . http://author.blog.ir/rss





هدف


به یک نتیجه‌ی قطعی رسیدم که برای این زندگی ساخته نشدم. نه اینکه فکر کنید به پوچی رسیدم و قصد خودکشی دارم. منظورم روال معمولی که اکثر آدم‌ها دارند تکرار می‌کنند یا با اون کنار می‌آیند من را راضی نمی‌کنه. چون در نهایت همه‌چیز تمام میشه و این زندگی را ترک می‌کنیم. بایستی هدفی را دنبال کنم که ناتمام باشد و در زندگی بعدی هم به کار آید. به عبارتی باید به وجودم چیزی اضافه کنم که با خرسندی دنیا را ترک کنم.
:منبع . http://author.blog.ir/rss





هدف


به یک نتیجه‌ی قطعی رسیدم که برای این زندگی ساخته نشدم. نه اینکه فکر کنید به پوچی رسیدم و قصد خودکشی دارم. منظورم روال معمولی که اکثر آدم‌ها دارند تکرار می‌کنند یا با اون کنار می‌آیند من را راضی نمی‌کنه. چون در نهایت همه‌چیز تمام میشه و این زندگی را ترک می‌کنیم. بایستی هدفی را دنبال کنم که ناتمام باشد و در زندگی بعدی هم به کار آید. به عبارتی باید به وجودم چیزی اضافه کنم که با خرسندی دنیا را ترک کنم.
:منبع . http://author.blog.ir/rss





هدف


به یک نتیجه‌ی قطعی رسیدم که برای این زندگی ساخته نشدم. نه اینکه فکر کنید به پوچی رسیدم و قصد خودکشی دارم. منظورم روال معمولی که اکثر آدم‌ها دارند تکرار می‌کنند یا با اون کنار می‌آیند من را راضی نمی‌کنه. چون در نهایت همه‌چیز تمام میشه و این زندگی را ترک می‌کنیم. بایستی هدفی را دنبال کنم که ناتمام باشد و در زندگی بعدی هم به کار آید. به عبارتی باید به وجودم چیزی اضافه کنم که با خرسندی دنیا را ترک کنم.
:منبع . http://author.blog.ir/rss





هدف


به یک نتیجه‌ی قطعی رسیدم که برای این زندگی ساخته نشدم. نه اینکه فکر کنید به پوچی رسیدم و قصد خودکشی دارم. منظورم روال معمولی که اکثر آدم‌ها دارند تکرار می‌کنند یا با اون کنار می‌آیند من را راضی نمی‌کنه. چون در نهایت همه‌چیز تمام میشه و این زندگی را ترک می‌کنیم. بایستی هدفی را دنبال کنم که ناتمام باشد و در زندگی بعدی هم به کار آید. به عبارتی باید به وجودم چیزی اضافه کنم که با خرسندی دنیا را ترک کنم.
:منبع . http://author.blog.ir/rss





هدف


به یک نتیجه‌ی قطعی رسیدم که برای این زندگی ساخته نشدم. نه اینکه فکر کنید به پوچی رسیدم و قصد خودکشی دارم. منظورم روال معمولی که اکثر آدم‌ها دارند تکرار می‌کنند یا با اون کنار می‌آیند من را راضی نمی‌کنه. چون در نهایت همه‌چیز تمام میشه و این زندگی را ترک می‌کنیم. بایستی هدفی را دنبال کنم که ناتمام باشد و در زندگی بعدی هم به کار آید. به عبارتی باید به وجودم چیزی اضافه کنم که با خرسندی دنیا را ترک کنم.
:منبع . http://author.blog.ir/rss





هدف


به یک نتیجه‌ی قطعی رسیدم که برای این زندگی ساخته نشدم. نه اینکه فکر کنید به پوچی رسیدم و قصد خودکشی دارم. منظورم روال معمولی که اکثر آدم‌ها دارند تکرار می‌کنند یا با اون کنار می‌آیند من را راضی نمی‌کنه. چون در نهایت همه‌چیز تمام میشه و این زندگی را ترک می‌کنیم. بایستی هدفی را دنبال کنم که ناتمام باشد و در زندگی بعدی هم به کار آید. به عبارتی باید به وجودم چیزی اضافه کنم که با خرسندی دنیا را ترک کنم.
:منبع . http://author.blog.ir/rss





هدف


به یک نتیجه‌ی قطعی رسیدم که برای این زندگی ساخته نشدم. نه اینکه فکر کنید به پوچی رسیدم و قصد خودکشی دارم. منظورم روال معمولی که اکثر آدم‌ها دارند تکرار می‌کنند یا با اون کنار می‌آیند من را راضی نمی‌کنه. چون در نهایت همه‌چیز تمام میشه و این زندگی را ترک می‌کنیم. بایستی هدفی را دنبال کنم که ناتمام باشد و در زندگی بعدی هم به کار آید. به عبارتی باید به وجودم چیزی اضافه کنم که با خرسندی دنیا را ترک کنم.
:منبع . http://author.blog.ir/rss





هدف


به یک نتیجه‌ی قطعی رسیدم که برای این زندگی ساخته نشدم. نه اینکه فکر کنید به پوچی رسیدم و قصد خودکشی دارم. منظورم روال معمولی که اکثر آدم‌ها دارند تکرار می‌کنند یا با اون کنار می‌آیند من را راضی نمی‌کنه. چون در نهایت همه‌چیز تمام میشه و این زندگی را ترک می‌کنیم. بایستی هدفی را دنبال کنم که ناتمام باشد و در زندگی بعدی هم به کار آید. به عبارتی باید به وجودم چیزی اضافه کنم که با خرسندی دنیا را ترک کنم.
:منبع . http://author.blog.ir/rss





هدف


به یک نتیجه‌ی قطعی رسیدم که برای این زندگی ساخته نشدم. نه اینکه فکر کنید به پوچی رسیدم و قصد خودکشی دارم. منظورم روال معمولی که اکثر آدم‌ها دارند تکرار می‌کنند یا با اون کنار می‌آیند من را راضی نمی‌کنه. چون در نهایت همه‌چیز تمام میشه و این زندگی را ترک می‌کنیم. بایستی هدفی را دنبال کنم که ناتمام باشد و در زندگی بعدی هم به کار آید. به عبارتی باید به وجودم چیزی اضافه کنم که با خرسندی دنیا را ترک کنم.
:منبع . http://author.blog.ir/rss





هدف


به یک نتیجه‌ی قطعی رسیدم که برای این زندگی ساخته نشدم. نه اینکه فکر کنید به پوچی رسیدم و قصد خودکشی دارم. منظورم روال معمولی که اکثر آدم‌ها دارند تکرار می‌کنند یا با اون کنار می‌آیند من را راضی نمی‌کنه. چون در نهایت همه‌چیز تمام میشه و این زندگی را ترک می‌کنیم. بایستی هدفی را دنبال کنم که ناتمام باشد و در زندگی بعدی هم به کار آید. به عبارتی باید به وجودم چیزی اضافه کنم که با خرسندی دنیا را ترک کنم.
:منبع . http://author.blog.ir/rss





هدف


به یک نتیجه‌ی قطعی رسیدم که برای این زندگی ساخته نشدم. نه اینکه فکر کنید به پوچی رسیدم و قصد خودکشی دارم. منظورم روال معمولی که اکثر آدم‌ها دارند تکرار می‌کنند یا با اون کنار می‌آیند من را راضی نمی‌کنه. چون در نهایت همه‌چیز تمام میشه و این زندگی را ترک می‌کنیم. بایستی هدفی را دنبال کنم که ناتمام باشد و در زندگی بعدی هم به کار آید. به عبارتی باید به وجودم چیزی اضافه کنم که با خرسندی دنیا را ترک کنم.
:منبع . http://author.blog.ir/rss





هدف


به یک نتیجه‌ی قطعی رسیدم که برای این زندگی ساخته نشدم. نه اینکه فکر کنید به پوچی رسیدم و قصد خودکشی دارم. منظورم روال معمولی که اکثر آدم‌ها دارند تکرار می‌کنند یا با اون کنار می‌آیند من را راضی نمی‌کنه. چون در نهایت همه‌چیز تمام میشه و این زندگی را ترک می‌کنیم. بایستی هدفی را دنبال کنم که ناتمام باشد و در زندگی بعدی هم به کار آید. به عبارتی باید به وجودم چیزی اضافه کنم که با خرسندی دنیا را ترک کنم.
:منبع . http://author.blog.ir/rss





هدف


به یک نتیجه‌ی قطعی رسیدم که برای این زندگی ساخته نشدم. نه اینکه فکر کنید به پوچی رسیدم و قصد خودکشی دارم. منظورم روال معمولی که اکثر آدم‌ها دارند تکرار می‌کنند یا با اون کنار می‌آیند من را راضی نمی‌کنه. چون در نهایت همه‌چیز تمام میشه و این زندگی را ترک می‌کنیم. بایستی هدفی را دنبال کنم که ناتمام باشد و در زندگی بعدی هم به کار آید. به عبارتی باید به وجودم چیزی اضافه کنم که با خرسندی دنیا را ترک کنم.
:منبع . http://author.blog.ir/rss





هدف


به یک نتیجه‌ی قطعی رسیدم که برای این زندگی ساخته نشدم. نه اینکه فکر کنید به پوچی رسیدم و قصد خودکشی دارم. منظورم روال معمولی که اکثر آدم‌ها دارند تکرار می‌کنند یا با اون کنار می‌آیند من را راضی نمی‌کنه. چون در نهایت همه‌چیز تمام میشه و این زندگی را ترک می‌کنیم. بایستی هدفی را دنبال کنم که ناتمام باشد و در زندگی بعدی هم به کار آید. به عبارتی باید به وجودم چیزی اضافه کنم که با خرسندی دنیا را ترک کنم.
:منبع . http://author.blog.ir/rss





مترسک [شعر منثور]


روزهنگام رسیدم به مترسکی میان مزرعه. مترسک اشاره کرد به سویی، به مترسکی دیگر. رفتم و رسیدم به آن دیگری. صورت اش غمناک بود و انگشت اش به سمت مترسکی دیگر دراز.
تا غروب در مزرعه گشتم و مترسک های بسیاری را دیدم. دیدم که همه ی آن ها به یکدیگر اشاره می کنند و دانستم که چرا چهره هایشان غمناک است. :منبع . http://kahff.blog.ir/rss





خیلی سپاس گزارم از راهنمایی هایی که در پست قبل کردید:|


در تازه ترین اظهاراتی که از دخترعموی گرام شنیده ام متوجه شدم که ایشون به ما حسودی می کنن که آویزون گردن بابامون میشیم و بغلش میکنیم و سرمونو میذاریم رو پاش و ازش به عنوان بالش استفاده میکنیم.ایشون گفتن که من با بابام حتی وقتی از سفری برمیگشت هم دست نمیدادم چه برسه به بوسیدن و خانواده ی شوهرش هم از این کار تعجب کردن.
الان نتایجی که من بهش رسیدم اینه که همه بابا و مامان شون رو بغل نمیکنن،آویزون گردن شون نمیشن،نمیگن بیا سرمو ماساژ بده،رو پاش هم نمیشینن قاعدتا با بیستو چار سال سن.اینارو با اظهارات خود متهمین بهش رسیدم.نتایجی که خودم بدون هیچ داده ای میتونم بهش برسم اینه که احتمالا والدین شون به همدیگه ابراز محبت هم نمیکنن در حضور بچه ها. :منبع . http://nafassbekesh.blog.ir/rss





خیلی سپاس گزارم از راهنمایی هایی که در پست قبل کردید:|


در تازه ترین اظهاراتی که از دخترعموی گرام شنیده ام متوجه شدم که ایشون به ما حسودی می کنن که آویزون گردن بابامون میشیم و بغلش میکنیم و سرمونو میذاریم رو پاش و ازش به عنوان بالش استفاده میکنیم.ایشون گفتن که من با بابام حتی وقتی از سفری برمیگشت هم دست نمیدادم چه برسه به بوسیدن و خانواده ی شوهرش هم از این کار تعجب کردن.
الان نتایجی که من بهش رسیدم اینه که همه بابا و مامان شون رو بغل نمیکنن،آویزون گردن شون نمیشن،نمیگن بیا سرمو ماساژ بده،رو پاش هم نمیشینن قاعدتا با بیستو چار سال سن.اینارو با اظهارات خود متهمین بهش رسیدم.نتایجی که خودم بدون هیچ داده ای میتونم بهش برسم اینه که احتمالا والدین شون به همدیگه ابراز محبت هم نمیکنن در حضور بچه ها. :منبع . http://nafassbekesh.blog.ir/rss





روزهای شلوغ فروردین ...


همیشه دوست داشتم اونقدری سرم شلوغ باشه که مجبورم کنه نان استاپ به کارام برسم و تا حد خوبی خوشحالم که الان به این مرحله رسیدم. همین که روزهام تا حد خوبی داره مغید و با برنامه می گذره احساس خوبی بهم می ده! :)خلاصه که الان به جایی رسیدم که اگه مثلا یه ساعت هیچ کاری نکنم احساس عذاب وجدان بهم دست می ده و دوست دارم زودتر برگردم سر کارام! لزوما کار ها درسی و مربوط به دانشگاه نمی شه! همین که کتاب بخونم، فیلم ببینم، با دوستام حرف بزنم یا حتی برم پیاده روی! همه اینا حس خوب مفید بودن رو بهم می ده! :)پینوشت : لمیز انقلاب با اینکه سرویس دهی اش خوب نیست ولی خلوت ه و این خلوتی یه حس پرایوسی خوبی میده بهم! :) تازه سلیقه موسیقیشون هم خیلی به من نزدیکه! :) می تونم به جرات بگم که بهترین جاس برای اینکه بیام و به کارام برسم! :) :منبع . http://sayranidros.blog.ir/rss





روزهای شلوغ فروردین ...


همیشه دوست داشتم اونقدری سرم شلوغ باشه که مجبورم کنه نان استاپ به کارام برسم و تا حد خوبی خوشحالم که الان به این مرحله رسیدم. همین که روزهام تا حد خوبی داره مغید و با برنامه می گذره احساس خوبی بهم می ده! :)خلاصه که الان به جایی رسیدم که اگه مثلا یه ساعت هیچ کاری نکنم احساس عذاب وجدان بهم دست می ده و دوست دارم زودتر برگردم سر کارام! لزوما کار ها درسی و مربوط به دانشگاه نمی شه! همین که کتاب بخونم، فیلم ببینم، با دوستام حرف بزنم یا حتی برم پیاده روی! همه اینا حس خوب مفید بودن رو بهم می ده! :)پینوشت : لمیز انقلاب با اینکه سرویس دهی اش خوب نیست ولی خلوت ه و این خلوتی یه حس پرایوسی خوبی میده بهم! :) تازه سلیقه موسیقیشون هم خیلی به من نزدیکه! :) می تونم به جرات بگم که بهترین جاس برای اینکه بیام و به کارام برسم! :) :منبع . http://sayranidros.blog.ir/rss





روزهای شلوغ فروردین ...


همیشه دوست داشتم اونقدری سرم شلوغ باشه که مجبورم کنه نان استاپ به کارام برسم و تا حد خوبی خوشحالم که الان به این مرحله رسیدم. همین که روزهام تا حد خوبی داره مغید و با برنامه می گذره احساس خوبی بهم می ده! :)خلاصه که الان به جایی رسیدم که اگه مثلا یه ساعت هیچ کاری نکنم احساس عذاب وجدان بهم دست می ده و دوست دارم زودتر برگردم سر کارام! لزوما کار ها درسی و مربوط به دانشگاه نمی شه! همین که کتاب بخونم، فیلم ببینم، با دوستام حرف بزنم یا حتی برم پیاده روی! همه اینا حس خوب مفید بودن رو بهم می ده! :)پینوشت : لمیز انقلاب با اینکه سرویس دهی اش خوب نیست ولی خلوت ه و این خلوتی یه حس پرایوسی خوبی میده بهم! :) تازه سلیقه موسیقیشون هم خیلی به من نزدیکه! :) می تونم به جرات بگم که بهترین جاس برای اینکه بیام و به کارام برسم! :) :منبع . http://sayranidros.blog.ir/rss





روزهای شلوغ فروردین ...


همیشه دوست داشتم اونقدری سرم شلوغ باشه که مجبورم کنه نان استاپ به کارام برسم و تا حد خوبی خوشحالم که الان به این مرحله رسیدم. همین که روزهام تا حد خوبی داره مغید و با برنامه می گذره احساس خوبی بهم می ده! :)خلاصه که الان به جایی رسیدم که اگه مثلا یه ساعت هیچ کاری نکنم احساس عذاب وجدان بهم دست می ده و دوست دارم زودتر برگردم سر کارام! لزوما کار ها درسی و مربوط به دانشگاه نمی شه! همین که کتاب بخونم، فیلم ببینم، با دوستام حرف بزنم یا حتی برم پیاده روی! همه اینا حس خوب مفید بودن رو بهم می ده! :)پینوشت : لمیز انقلاب با اینکه سرویس دهی اش خوب نیست ولی خلوت ه و این خلوتی یه حس پرایوسی خوبی میده بهم! :) تازه سلیقه موسیقیشون هم خیلی به من نزدیکه! :) می تونم به جرات بگم که بهترین جاس برای اینکه بیام و به کارام برسم! :) :منبع . http://sayranidros.blog.ir/rss





روزهای شلوغ فروردین ...


همیشه دوست داشتم اونقدری سرم شلوغ باشه که مجبورم کنه نان استاپ به کارام برسم و تا حد خوبی خوشحالم که الان به این مرحله رسیدم. همین که روزهام تا حد خوبی داره مغید و با برنامه می گذره احساس خوبی بهم می ده! :)خلاصه که الان به جایی رسیدم که اگه مثلا یه ساعت هیچ کاری نکنم احساس عذاب وجدان بهم دست می ده و دوست دارم زودتر برگردم سر کارام! لزوما کار ها درسی و مربوط به دانشگاه نمی شه! همین که کتاب بخونم، فیلم ببینم، با دوستام حرف بزنم یا حتی برم پیاده روی! همه اینا حس خوب مفید بودن رو بهم می ده! :)پینوشت : لمیز انقلاب با اینکه سرویس دهی اش خوب نیست ولی خلوت ه و این خلوتی یه حس پرایوسی خوبی میده بهم! :) تازه سلیقه موسیقیشون هم خیلی به من نزدیکه! :) می تونم به جرات بگم که بهترین جاس برای اینکه بیام و به کارام برسم! :) :منبع . http://sayranidros.blog.ir/rss





روزهای شلوغ فروردین ...


همیشه دوست داشتم اونقدری سرم شلوغ باشه که مجبورم کنه نان استاپ به کارام برسم و تا حد خوبی خوشحالم که الان به این مرحله رسیدم. همین که روزهام تا حد خوبی داره مغید و با برنامه می گذره احساس خوبی بهم می ده! :)خلاصه که الان به جایی رسیدم که اگه مثلا یه ساعت هیچ کاری نکنم احساس عذاب وجدان بهم دست می ده و دوست دارم زودتر برگردم سر کارام! لزوما کار ها درسی و مربوط به دانشگاه نمی شه! همین که کتاب بخونم، فیلم ببینم، با دوستام حرف بزنم یا حتی برم پیاده روی! همه اینا حس خوب مفید بودن رو بهم می ده! :)پینوشت : لمیز انقلاب با اینکه سرویس دهی اش خوب نیست ولی خلوت ه و این خلوتی یه حس پرایوسی خوبی میده بهم! :) تازه سلیقه موسیقیشون هم خیلی به من نزدیکه! :) می تونم به جرات بگم که بهترین جاس برای اینکه بیام و به کارام برسم! :) :منبع . http://sayranidros.blog.ir/rss





روزهای شلوغ فروردین ...


همیشه دوست داشتم اونقدری سرم شلوغ باشه که مجبورم کنه نان استاپ به کارام برسم و تا حد خوبی خوشحالم که الان به این مرحله رسیدم. همین که روزهام تا حد خوبی داره مغید و با برنامه می گذره احساس خوبی بهم می ده! :)خلاصه که الان به جایی رسیدم که اگه مثلا یه ساعت هیچ کاری نکنم احساس عذاب وجدان بهم دست می ده و دوست دارم زودتر برگردم سر کارام! لزوما کار ها درسی و مربوط به دانشگاه نمی شه! همین که کتاب بخونم، فیلم ببینم، با دوستام حرف بزنم یا حتی برم پیاده روی! همه اینا حس خوب مفید بودن رو بهم می ده! :)پینوشت : لمیز انقلاب با اینکه سرویس دهی اش خوب نیست ولی خلوت ه و این خلوتی یه حس پرایوسی خوبی میده بهم! :) تازه سلیقه موسیقیشون هم خیلی به من نزدیکه! :) می تونم به جرات بگم که بهترین جاس برای اینکه بیام و به کارام برسم! :) :منبع . http://sayranidros.blog.ir/rss





روزهای شلوغ فروردین ...


همیشه دوست داشتم اونقدری سرم شلوغ باشه که مجبورم کنه نان استاپ به کارام برسم و تا حد خوبی خوشحالم که الان به این مرحله رسیدم. همین که روزهام تا حد خوبی داره مغید و با برنامه می گذره احساس خوبی بهم می ده! :)خلاصه که الان به جایی رسیدم که اگه مثلا یه ساعت هیچ کاری نکنم احساس عذاب وجدان بهم دست می ده و دوست دارم زودتر برگردم سر کارام! لزوما کار ها درسی و مربوط به دانشگاه نمی شه! همین که کتاب بخونم، فیلم ببینم، با دوستام حرف بزنم یا حتی برم پیاده روی! همه اینا حس خوب مفید بودن رو بهم می ده! :)پینوشت : لمیز انقلاب با اینکه سرویس دهی اش خوب نیست ولی خلوت ه و این خلوتی یه حس پرایوسی خوبی میده بهم! :) تازه سلیقه موسیقیشون هم خیلی به من نزدیکه! :) می تونم به جرات بگم که بهترین جاس برای اینکه بیام و به کارام برسم! :) :منبع . http://sayranidros.blog.ir/rss





وقتی همه خوابند


کافیه ی شب ادم مجبورشه بیدار بمونه
آنچنان خواب براش لذت بخش میشه ک...
مخصوصا شبای امتحان...
اخ ک اونوقتا ی روحیه خبیث میاد سراغم
ک ازین ب بغد هرکی گف چرا دندون پزشکا فلان
تمام عقده های این شبامو خرجش کنم
خدایا شکرت ک امشب شب امتحان نیست
+ رسیدم ب قسمت شیرین و پر استرس کار
اخ ک چقدر دوس دارم ک باللاخره ب جایی رسیدم  ک کار واقعی انجام میدم
ن کارای اولیه ی دستیاری مث تزریق بی حسی و معاینه اولیه و عکس
چقد خوبه ک دگ دستیار نیستم  و میتونم ی الواتور دست بگیرم بیفتم ب جون دندون ملت
و هیچکس ب اندازه ی آماتور دندون پزشک لذت در اومدن ی دندون با ریشه ی کاملی ک بشدت کرو داره نمیفهمه
اصن ی جور سند افتخاره
یا ی مولر سه ریشه ای ک هرکدوم از ریشه هاش ی طرف رفتن
خدای من!
هیچوقت انقدر روی لذت دندون کشیدن عمیق نشده بودم
کاش بخش اولم پروتز نبود
خدایا ی مادربزرگ مهربون و با حوصله و منظم با ریج تیپیک نصیبم کن لط





دیدار


دیدار...
بعد از آن دیدار؛
آن دیدار پربار و گفتگو های عاشقانه؛به خانه رسیدم. 
دوباره به خانه ای رسیدم که بی تو از کوچه ها  گذشتم   و   کلید بر در خانه ای انداختم که فضایش را خلاء بودن هایت پر کرده بود.
بوی آن عطر زیبایت ، گرمی مهر دستانت و شعله ی وجودت مرا به اتاق کشاند ؛ دوباره، مثل همیشه   لباسهایت را  روی تخت نامنظم دیدم و جوراب هایت را که توصیفشان بماند!
لبخند زنان روی تخت و روی لباس ها دراز کشیدم . 
هدیه ات را ورق زدم و برگ درختی را دیدم که در آغوش کتاب ، به خانه امده بود. اجازه دادم همانجا بماند . همانجا که خودش خواسته بود . 
هرچند ، یادگاری هم از دیدار ما در پارک بود و شکستی که ناخواسته بود و به اجبار باید جدا بمانم از نفس هایم
 تا دیدار بعد.  !! :منبع . http://royayektash.blog.ir/rss





دیدار


دیدار...
بعد از آن دیدار؛
آن دیدار پربار و گفتگو های عاشقانه؛به خانه رسیدم. 
دوباره به خانه ای رسیدم که بی تو از کوچه ها  گذشتم   و   کلید بر در خانه ای انداختم که فضایش را خلاء بودن هایت پر کرده بود.
بوی آن عطر زیبایت ، گرمی مهر دستانت و شعله ی وجودت مرا به اتاق کشاند ؛ دوباره، مثل همیشه   لباسهایت را  روی تخت نامنظم دیدم و جوراب هایت را که توصیفشان بماند!
لبخند زنان روی تخت و روی لباس ها دراز کشیدم . 
هدیه ات را ورق زدم و برگ درختی را دیدم که در آغوش کتاب ، به خانه امده بود. اجازه دادم همانجا بماند . همانجا که خودش خواسته بود . 
هرچند ، یادگاری هم از دیدار ما در پارک بود و شکستی که ناخواسته بود و به اجبار باید جدا بمانم از نفس هایم
 تا دیدار بعد.  !! :منبع . http://royayektash.blog.ir/rss






1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 »