بزرگترین آرشیو وبلاگ های فارسی

محل تبلیغات
اخبار ذوزنقه : با سامانه قدرتمند ذوزنقه پیش از بقیه مطالب جدید را مشاهده کنید و بروز باشید




حالا چه اصراریه خرخون کلاسو بشناسی؟


فاطمه: محرابی؟من: کیه؟
فاطمه: آرمین؟
من: نمیشناسم.
فاطمه: همونی که یه خط تو ابروش داره.
من: اِ... چرا؟
فاطمه: من چمیدونم.
من: آها... احتمالا تو بچگی ضربه دیده، جاش مونده. آخی...
فاطمه: نه بابا خودش کرده.
من: مگه دیونه‌ست به خودش ضربه بزنه؟؟
فاطمه: نه. برای کلاسش.
من: هرکی به خودش ضربه بزنه کلاس داره؟؟؟
فاطمه: نه. نه. نه. ضربه نزده. یه خط انداخته تو ابروش. مُده.
     (چند لحظه بعد از فروکش کردن عصبانیت)
فاطمه: شناختیش؟
من: نه.
     (بوق ممتد) :منبع . http://marziyeee.blog.ir/rss





فاطمه، فاطمه است


روزی داشتم کتاب دکتر علی شریعتی را میخواندم به حیرت فرو رفتم ((چرا اسم این کتاب فاطمه فاطمه است یعنی چه ؟))صفحات کتاب 
را گشتم تابه یک  شعر ی رسیدم انرا راخواندم چیزی نفهمیدم دوباره ان را امتحان کردم به ان شعر فکر کردم فهمیدم که این سه کلمه  
 اندازه یک کتاب معنی دارد .    
  برای خواندن این شعر به ادامه مطالب بروید
مریم مادر عیسی است
 ومن خواستم چنین شیوه از فاطمه گویم
باز در ماندم
خواستم بگویم
فاطمه دختر خدیجه ی بزرگ است
دیدم که فاطمه نیست
خواستم بگویم
فاطمه دختر  محمد(ص) است
دیدم که فاطمه نیست
خواستم بگویم 
فاطمه همسر علی است
دیدم که فاطمه نیست
خواستم بگویم
فاطمه مادر حسین است
دیدم که فاطمه نیست
خواستم بگویم
فاطمه مادر زینب است
دیدم که فاطمه نیست
نه اینها همه هست و این فاطمه نیست
فاطمه  فاطمه است 
                                                                                   کتاب فا





فاطمه، فاطمه است


روزی داشتم کتاب دکتر علی شریعتی را میخواندم به حیرت فرو رفتم ((چرا اسم این کتاب فاطمه فاطمه است یعنی چه ؟))صفحات کتاب 
را گشتم تابه یک  شعر ی رسیدم انرا راخواندم چیزی نفهمیدم دوباره ان را امتحان کردم به ان شعر فکر کردم فهمیدم که این سه کلمه  
 اندازه یک کتاب معنی دارد .    
  برای خواندن این شعر به ادامه مطالب بروید
مریم مادر عیسی است
 ومن خواستم چنین شیوه از فاطمه گویم
باز در ماندم
خواستم بگویم
فاطمه دختر خدیجه ی بزرگ است
دیدم که فاطمه نیست
خواستم بگویم
فاطمه دختر  محمد(ص) است
دیدم که فاطمه نیست
خواستم بگویم 
فاطمه همسر علی است
دیدم که فاطمه نیست
خواستم بگویم
فاطمه مادر حسین است
دیدم که فاطمه نیست
خواستم بگویم
فاطمه مادر زینب است
دیدم که فاطمه نیست
نه اینها همه هست و این فاطمه نیست
فاطمه  فاطمه است 
                                                                                   کتاب فا





نارضایتی فاطمه (سلام الله علیها) از ابوبکر در صحیح‌ترین کتاب‌هاى اهل سنت


نارضایتی فاطمه (سلام الله عليها) از ابوبکر در صحیح‌ترین کتاب‌هاى اهل سنت

همانطوری که بخارى ومسلم(بخاری و مسلم دو تن از مهمترین سران اهل سنت هستند که دو کتاب به نامهای صحیح بخاری و صحیح مسلم نوشته اند که در نزد اهل سنت این دو کتاب بعد از قرآن مهمترین کتب آنان به حساب می آید و تمام روایات آن را صحیح می دانند) مى‏گویند : فاطمه ( س ) تا آخر عمر از ابوبکر قهر بود
 غضب فاطمه سلام الله عليها بر ابوبکر از آفتاب روشن تر و غیر قابل انکار است. بخارى در صحیح‌ترین کتاب اهل سنت از تداوم غضب و قهر فاطمه سلام الله عليها بر ابوبکر، سخن گفته است
#شهادت_حضرت_زهرا_س
#ابوبکر
#صحیح_بخاری
#صحیح_مسلم
:منبع . http://shiaemamali.blog.ir/rss





وفات حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)


 وفات حضرت فاطمه معصومه (سلام الله عليها)
فاطمه معصومه (س) کیست ؟نام
شریف آن بزرگوار فاطمه و القاب ایشان " معصومه" ، " کریمه اهل بیت" ، "
ستّی" ، و " فاطمه کبری" است.پدرش حضرت موسی بن جعفر (ع) و مادرش نجمه
خاتون مادر حضرت رضا (ع) است.(1)
ادامه مطلب :منبع . http://taekwondokomijan.blog.ir/rss





رویداد خانه زهرا


عقل سلیم حکم می کند که هدف از یورش به خانه علی و فاطمه از میان برداشتن مانع عظیمی بنام فاطمه بود که به زودی سر شاخه دیگری برای سیدین تاریخ بهذدنیا می آورد و کار غصب امارت مسلمانان و تبدیل آن به عمارت مشکل تر می شد 
مانع اصلی بر سر گنجاندن آیه " و امرهم شوری بینهم" در قرآن و تکه تکه کردن آیه های غدیر و چسپاندن موضوع آیه به حلال و حرام خوراک یهودیان با وجود فاطمه ممکن نبود 
کسانی که سالها فاطمه را به عنوان تنها وارث خون او زیر نظر داشتند
پیش از خطابه او در مسجد کوفه هم می دانستند و اصلا غصب فدک را به نیت رو در رو شدن او با خلیفه و جور کردن پرونده برایش براه انداختند
هیچ منطق دیگری جز کشانیدن فاطمه به میدان جنگ آشکار نمی تواند منجر به  غصب زود هنگام فدک شود آنهم  در آغازین روزها که هزار جور مشکل برای حل کردن بود و هزار نقطه برای کاشتن میخ 
عقل یک بچه هم می رسد که این کار فقط هدفش به درگیری کش





فاطمه ای که معصومه بود


بسم الله





تاریخ، چشم به راه فاطمه ای دیگر است. انتظار به سر می
آید و شمیم دل نوازی، خانه خورشید را فرامی گیرد. خنکای حضور دوباره فاطمه
(عليها السلام) در فضای مدینه جاری می شود و کوثر فاطمی، جوشیدن می گیرد. به کوچه باغ
های حرم تو پناه می آورم و در سایه سار ملکوتی آن، نفسی تازه می کنم. کنار
نهر استجابت می نشینم و قطره ای می شوم در آبی زلال اشک های زایران ات.
ضریح نورانی ات را در آغوش می گیرم و از بین شبکه های آن، مزار مطهر تو را
تماشا می کنم. باورم نمی شود! آیا به این سادگی، به زیارت تو آمده ام! تو
که زیارت ات، هم سان زیارت یاس گم شده مدینه است!
ادامه مطلب :منبع . http://tsshpoodeh.blog.ir/rss





فاطمه ای که معصومه بود


بسم الله





تاریخ، چشم به راه فاطمه ای دیگر است. انتظار به سر می
آید و شمیم دل نوازی، خانه خورشید را فرامی گیرد. خنکای حضور دوباره فاطمه
(عليها السلام) در فضای مدینه جاری می شود و کوثر فاطمی، جوشیدن می گیرد. به کوچه باغ
های حرم تو پناه می آورم و در سایه سار ملکوتی آن، نفسی تازه می کنم. کنار
نهر استجابت می نشینم و قطره ای می شوم در آبی زلال اشک های زایران ات.
ضریح نورانی ات را در آغوش می گیرم و از بین شبکه های آن، مزار مطهر تو را
تماشا می کنم. باورم نمی شود! آیا به این سادگی، به زیارت تو آمده ام! تو
که زیارت ات، هم سان زیارت یاس گم شده مدینه است!
ادامه مطلب :منبع . http://tsshpoodeh.blog.ir/rss





فاطمه ای که معصومه بود


بسم الله





تاریخ، چشم به راه فاطمه ای دیگر است. انتظار به سر می
آید و شمیم دل نوازی، خانه خورشید را فرامی گیرد. خنکای حضور دوباره فاطمه
(عليها السلام) در فضای مدینه جاری می شود و کوثر فاطمی، جوشیدن می گیرد. به کوچه باغ
های حرم تو پناه می آورم و در سایه سار ملکوتی آن، نفسی تازه می کنم. کنار
نهر استجابت می نشینم و قطره ای می شوم در آبی زلال اشک های زایران ات.
ضریح نورانی ات را در آغوش می گیرم و از بین شبکه های آن، مزار مطهر تو را
تماشا می کنم. باورم نمی شود! آیا به این سادگی، به زیارت تو آمده ام! تو
که زیارت ات، هم سان زیارت یاس گم شده مدینه است!
ادامه مطلب :منبع . http://tsshpoodeh.blog.ir/rss





از فاطمه ای که معصومه بود


بسم الله





تاریخ، چشم به راه فاطمه ای دیگر است. انتظار به سر می
آید و شمیم دل نوازی، خانه خورشید را فرامی گیرد. خنکای حضور دوباره فاطمه
(عليها السلام) در فضای مدینه جاری می شود و کوثر فاطمی، جوشیدن می گیرد. به کوچه باغ
های حرم تو پناه می آورم و در سایه سار ملکوتی آن، نفسی تازه می کنم. کنار
نهر استجابت می نشینم و قطره ای می شوم در آبی زلال اشک های زایران ات.
ضریح نورانی ات را در آغوش می گیرم و از بین شبکه های آن، مزار مطهر تو را
تماشا می کنم. باورم نمی شود! آیا به این سادگی، به زیارت تو آمده ام! تو
که زیارت ات، هم سان زیارت یاس گم شده مدینه است!
ادامه مطلب :منبع . http://noorolasfia.blog.ir/rss





از فاطمه ای که معصومه بود


بسم الله





تاریخ، چشم به راه فاطمه ای دیگر است. انتظار به سر می
آید و شمیم دل نوازی، خانه خورشید را فرامی گیرد. خنکای حضور دوباره فاطمه
(عليها السلام) در فضای مدینه جاری می شود و کوثر فاطمی، جوشیدن می گیرد. به کوچه باغ
های حرم تو پناه می آورم و در سایه سار ملکوتی آن، نفسی تازه می کنم. کنار
نهر استجابت می نشینم و قطره ای می شوم در آبی زلال اشک های زایران ات.
ضریح نورانی ات را در آغوش می گیرم و از بین شبکه های آن، مزار مطهر تو را
تماشا می کنم. باورم نمی شود! آیا به این سادگی، به زیارت تو آمده ام! تو
که زیارت ات، هم سان زیارت یاس گم شده مدینه است!
ادامه مطلب :منبع . http://noorolasfia.blog.ir/rss





از فاطمه ای که معصومه بود


بسم الله





تاریخ، چشم به راه فاطمه ای دیگر است. انتظار به سر می
آید و شمیم دل نوازی، خانه خورشید را فرامی گیرد. خنکای حضور دوباره فاطمه
(عليها السلام) در فضای مدینه جاری می شود و کوثر فاطمی، جوشیدن می گیرد. به کوچه باغ
های حرم تو پناه می آورم و در سایه سار ملکوتی آن، نفسی تازه می کنم. کنار
نهر استجابت می نشینم و قطره ای می شوم در آبی زلال اشک های زایران ات.
ضریح نورانی ات را در آغوش می گیرم و از بین شبکه های آن، مزار مطهر تو را
تماشا می کنم. باورم نمی شود! آیا به این سادگی، به زیارت تو آمده ام! تو
که زیارت ات، هم سان زیارت یاس گم شده مدینه است!
ادامه مطلب :منبع . http://noorolasfia.blog.ir/rss





از فاطمه ای که معصومه بود


بسم الله





تاریخ، چشم به راه فاطمه ای دیگر است. انتظار به سر می
آید و شمیم دل نوازی، خانه خورشید را فرامی گیرد. خنکای حضور دوباره فاطمه
(عليها السلام) در فضای مدینه جاری می شود و کوثر فاطمی، جوشیدن می گیرد. به کوچه باغ
های حرم تو پناه می آورم و در سایه سار ملکوتی آن، نفسی تازه می کنم. کنار
نهر استجابت می نشینم و قطره ای می شوم در آبی زلال اشک های زایران ات.
ضریح نورانی ات را در آغوش می گیرم و از بین شبکه های آن، مزار مطهر تو را
تماشا می کنم. باورم نمی شود! آیا به این سادگی، به زیارت تو آمده ام! تو
که زیارت ات، هم سان زیارت یاس گم شده مدینه است!
ادامه مطلب :منبع . http://noorolasfia.blog.ir/rss





از فاطمه ای که معصومه بود


بسم الله





تاریخ، چشم به راه فاطمه ای دیگر است. انتظار به سر می
آید و شمیم دل نوازی، خانه خورشید را فرامی گیرد. خنکای حضور دوباره فاطمه
(عليها السلام) در فضای مدینه جاری می شود و کوثر فاطمی، جوشیدن می گیرد. به کوچه باغ
های حرم تو پناه می آورم و در سایه سار ملکوتی آن، نفسی تازه می کنم. کنار
نهر استجابت می نشینم و قطره ای می شوم در آبی زلال اشک های زایران ات.
ضریح نورانی ات را در آغوش می گیرم و از بین شبکه های آن، مزار مطهر تو را
تماشا می کنم. باورم نمی شود! آیا به این سادگی، به زیارت تو آمده ام! تو
که زیارت ات، هم سان زیارت یاس گم شده مدینه است!
ادامه مطلب :منبع . http://noorolasfia.blog.ir/rss





از فاطمه ای که معصومه بود


بسم الله





تاریخ، چشم به راه فاطمه ای دیگر است. انتظار به سر می
آید و شمیم دل نوازی، خانه خورشید را فرامی گیرد. خنکای حضور دوباره فاطمه
(عليها السلام) در فضای مدینه جاری می شود و کوثر فاطمی، جوشیدن می گیرد. به کوچه باغ
های حرم تو پناه می آورم و در سایه سار ملکوتی آن، نفسی تازه می کنم. کنار
نهر استجابت می نشینم و قطره ای می شوم در آبی زلال اشک های زایران ات.
ضریح نورانی ات را در آغوش می گیرم و از بین شبکه های آن، مزار مطهر تو را
تماشا می کنم. باورم نمی شود! آیا به این سادگی، به زیارت تو آمده ام! تو
که زیارت ات، هم سان زیارت یاس گم شده مدینه است!
ادامه مطلب :منبع . http://noorolasfia.blog.ir/rss





حضرت معصومه سلام الله علیها


ثواب زیارت حضرت فاطمه معصومه عليها السلام
در کتاب تحفة المظفریه فی تذکرة اولاد الائمة در شرح اولاد حضرت امام همام موسی الکاظم عليه السلام ذکر شده که در ثواب زیارت حضرت فاطمه معصومه عليهاالسلام مدفونه در قم، چهار حدیث از سه امام وارد شده است.1- از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام که می فرماید: به درستی که از برای خداوند تعالی حرمی است که او مکه است، و از برای حضرت رسول صلی الله عليه وآله حرمی است که او مدینه است، و از برای حضرت امیرالمؤمنین عليه السلام حرمی است که او کوفه است، و از برای ما اهل بیت حرمی است که او قم است. زود است دفن شود در او زنی از فرزندان من که اسم او فاطمه است
ادامه مطلب :منبع . http://barsahelmarefat.blog.ir/rss





حضرت معصومه سلام الله علیها


ثواب زیارت حضرت فاطمه معصومه عليها السلام
در کتاب تحفة المظفریه فی تذکرة اولاد الائمة در شرح اولاد حضرت امام همام موسی الکاظم عليه السلام ذکر شده که در ثواب زیارت حضرت فاطمه معصومه عليهاالسلام مدفونه در قم، چهار حدیث از سه امام وارد شده است.1- از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام که می فرماید: به درستی که از برای خداوند تعالی حرمی است که او مکه است، و از برای حضرت رسول صلی الله عليه وآله حرمی است که او مدینه است، و از برای حضرت امیرالمؤمنین عليه السلام حرمی است که او کوفه است، و از برای ما اهل بیت حرمی است که او قم است. زود است دفن شود در او زنی از فرزندان من که اسم او فاطمه است
ادامه مطلب :منبع . http://barsahelmarefat.blog.ir/rss





حضرت معصومه سلام الله علیها


ثواب زیارت حضرت فاطمه معصومه عليها السلام
در کتاب تحفة المظفریه فی تذکرة اولاد الائمة در شرح اولاد حضرت امام همام موسی الکاظم عليه السلام ذکر شده که در ثواب زیارت حضرت فاطمه معصومه عليهاالسلام مدفونه در قم، چهار حدیث از سه امام وارد شده است.1- از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام که می فرماید: به درستی که از برای خداوند تعالی حرمی است که او مکه است، و از برای حضرت رسول صلی الله عليه وآله حرمی است که او مدینه است، و از برای حضرت امیرالمؤمنین عليه السلام حرمی است که او کوفه است، و از برای ما اهل بیت حرمی است که او قم است. زود است دفن شود در او زنی از فرزندان من که اسم او فاطمه است
ادامه مطلب :منبع . http://barsahelmarefat.blog.ir/rss





حضرت معصومه سلام الله علیها


ثواب زیارت حضرت فاطمه معصومه عليها السلام
در کتاب تحفة المظفریه فی تذکرة اولاد الائمة در شرح اولاد حضرت امام همام موسی الکاظم عليه السلام ذکر شده که در ثواب زیارت حضرت فاطمه معصومه عليهاالسلام مدفونه در قم، چهار حدیث از سه امام وارد شده است.1- از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام که می فرماید: به درستی که از برای خداوند تعالی حرمی است که او مکه است، و از برای حضرت رسول صلی الله عليه وآله حرمی است که او مدینه است، و از برای حضرت امیرالمؤمنین عليه السلام حرمی است که او کوفه است، و از برای ما اهل بیت حرمی است که او قم است. زود است دفن شود در او زنی از فرزندان من که اسم او فاطمه است
ادامه مطلب :منبع . http://barsahelmarefat.blog.ir/rss





با نام سادات بنی فاطمه


سبز پوشیده بودند 
به نام سادات بنی فاطمه 
در آغاز همان سبز سیدی بودند و دیگر هیچ
اما کوته نظری کار دستشان داد
تنها تهران غرق در مه را دیدند
صفحه تویتر
دانشگاه شریف 
فردا ساعت 3 اعتراضات
اعتراضات
زیر میله های دانشگاه مسول حراست فریاد میزند 
پایگاه بسیج 
فریاد تیر ها مشقیه مردم را به سمت پایگاه میکشاند 
فردا صبح
قطع سیستم تلفن های همراه 
مرگ چندین نفر به دست عوامل مجاهدین خلق و ...
روز عاشورا
دست سوت جیغ 
و متاسفانه رقص و پایکوبی
فریاد مردم
از امام حسین خجالت بکشید
فردا صبح 
فریادی میگفت در روز عزا حرمت ارباب شکستند علمدار کجایی 
سبز پوشیده بودند به نام سادات بنی فاطمه :منبع . http://eshghyaniyepelak2.blog.ir/rss





کافی‌ست؛ تو می‌دانی!


آدمی آنچنان در نهانی‌های تاریکِ خودش گم است، که از خودش هم در شگفت است! هوسِ دوره را کرده‌ام؛ وسط باران‌های در گاه، که نمی‌آید. سر کلاسِ دیف و تحلیلی، هوسِ همان دوره مضحک مزخرف را!
شگفتا فاطمه!
شگفتا فاطمه!
شگفتا فاطمه!
حال که اوضاعِ دلِ ما جز بر تو بر همه پوشیده‌ست، خودت راهی‌م کن. می‌ترسم این بساط اخیر هم، ...
عجیب نیست انسانی که آفریده‌ای؟! فتبارک الله...
+ به بزرگی‌ش قسم، از تنها ماندن با خودم می‌ترسم! نه از این ترس‌های شعری و شعاری؛ واقعا از تنها ماندن با خودم - مادی یا معنوی - تازگی‌هاست که وحشت می‌کنم... :منبع . http://bihich.blog.ir/rss





کافی‌ست؛ تو می‌دانی!


آدمی آنچنان در نهانی‌های تاریکِ خودش گم است، که از خودش هم در شگفت است! هوسِ دوره را کرده‌ام؛ وسط باران‌های در گاه، که نمی‌آید. سر کلاسِ دیف و تحلیلی، هوسِ همان دوره مضحک مزخرف را!
شگفتا فاطمه!
شگفتا فاطمه!
شگفتا فاطمه!
حال که اوضاعِ دلِ ما جز بر تو بر همه پوشیده‌ست، خودت راهی‌م کن. می‌ترسم این بساط اخیر هم، ...
عجیب نیست انسانی که آفریده‌ای؟! فتبارک الله...
+ به بزرگی‌ش قسم، از تنها ماندن با خودم می‌ترسم! نه از این ترس‌های شعری و شعاری؛ واقعا از تنها ماندن با خودم - مادی یا معنوی - تازگی‌هاست که وحشت می‌کنم... :منبع . http://bihich.blog.ir/rss





کافی‌ست؛ تو می‌دانی!


آدمی آنچنان در نهانی‌های تاریکِ خودش گم است، که از خودش هم در شگفت است! هوسِ دوره را کرده‌ام؛ وسط باران‌های در گاه، که نمی‌آید. سر کلاسِ دیف و تحلیلی، هوسِ همان دوره مضحک مزخرف را!
شگفتا فاطمه!
شگفتا فاطمه!
شگفتا فاطمه!
حال که اوضاعِ دلِ ما جز بر تو بر همه پوشیده‌ست، خودت راهی‌م کن. می‌ترسم این بساط اخیر هم، ...
عجیب نیست انسانی که آفریده‌ای؟! فتبارک الله...
+ به بزرگی‌ش قسم، از تنها ماندن با خودم می‌ترسم! نه از این ترس‌های شعری و شعاری؛ واقعا از تنها ماندن با خودم - مادی یا معنوی - تازگی‌هاست که وحشت می‌کنم... :منبع . http://bihich.blog.ir/rss





کافی‌ست؛ تو می‌دانی!


آدمی آنچنان در نهانی‌های تاریکِ خودش گم است، که از خودش هم در شگفت است! هوسِ دوره را کرده‌ام؛ وسط باران‌های در گاه، که نمی‌آید. سر کلاسِ دیف و تحلیلی، هوسِ همان دوره مضحک مزخرف را!
شگفتا فاطمه!
شگفتا فاطمه!
شگفتا فاطمه!
حال که اوضاعِ دلِ ما جز بر تو بر همه پوشیده‌ست، خودت راهی‌م کن. می‌ترسم این بساط اخیر هم، ...
عجیب نیست انسانی که آفریده‌ای؟! فتبارک الله...
+ به بزرگی‌ش قسم، از تنها ماندن با خودم می‌ترسم! نه از این ترس‌های شعری و شعاری؛ واقعا از تنها ماندن با خودم - مادی یا معنوی - تازگی‌هاست که وحشت می‌کنم... :منبع . http://bihich.blog.ir/rss





کافی‌ست؛ تو می‌دانی!


آدمی آنچنان در نهانی‌های تاریکِ خودش گم است، که از خودش هم در شگفت است! هوسِ دوره را کرده‌ام؛ وسط باران‌های در گاه، که نمی‌آید. سر کلاسِ دیف و تحلیلی، هوسِ همان دوره مضحک مزخرف را!
شگفتا فاطمه!
شگفتا فاطمه!
شگفتا فاطمه!
حال که اوضاعِ دلِ ما جز بر تو بر همه پوشیده‌ست، خودت راهی‌م کن. می‌ترسم این بساط اخیر هم، ...
عجیب نیست انسانی که آفریده‌ای؟! فتبارک الله...
+ به بزرگی‌ش قسم، از تنها ماندن با خودم می‌ترسم! نه از این ترس‌های شعری و شعاری؛ واقعا از تنها ماندن با خودم - مادی یا معنوی - تازگی‌هاست که وحشت می‌کنم... :منبع . http://bihich.blog.ir/rss





کافی‌ست؛ تو می‌دانی!


آدمی آنچنان در نهانی‌های تاریکِ خودش گم است، که از خودش هم در شگفت است! هوسِ دوره را کرده‌ام؛ وسط باران‌های در گاه، که نمی‌آید. سر کلاسِ دیف و تحلیلی، هوسِ همان دوره مضحک مزخرف را!
شگفتا فاطمه!
شگفتا فاطمه!
شگفتا فاطمه!
حال که اوضاعِ دلِ ما جز بر تو بر همه پوشیده‌ست، خودت راهی‌م کن. می‌ترسم این بساط اخیر هم، ...
عجیب نیست انسانی که آفریده‌ای؟! فتبارک الله...
+ به بزرگی‌ش قسم، از تنها ماندن با خودم می‌ترسم! نه از این ترس‌های شعری و شعاری؛ واقعا از تنها ماندن با خودم - مادی یا معنوی - تازگی‌هاست که وحشت می‌کنم... :منبع . http://bihich.blog.ir/rss





کافی‌ست؛ تو می‌دانی!


آدمی آنچنان در نهانی‌های تاریکِ خودش گم است، که از خودش هم در شگفت است! هوسِ دوره را کرده‌ام؛ وسط باران‌های در گاه، که نمی‌آید. سر کلاسِ دیف و تحلیلی، هوسِ همان دوره مضحک مزخرف را!
شگفتا فاطمه!
شگفتا فاطمه!
شگفتا فاطمه!
حال که اوضاعِ دلِ ما جز بر تو بر همه پوشیده‌ست، خودت راهی‌م کن. می‌ترسم این بساط اخیر هم، ...
عجیب نیست انسانی که آفریده‌ای؟! فتبارک الله...
+ به بزرگی‌ش قسم، از تنها ماندن با خودم می‌ترسم! نه از این ترس‌های شعری و شعاری؛ واقعا از تنها ماندن با خودم - مادی یا معنوی - تازگی‌هاست که وحشت می‌کنم... :منبع . http://bihich.blog.ir/rss





کافی‌ست؛ تو می‌دانی!


آدمی آنچنان در نهانی‌های تاریکِ خودش گم است، که از خودش هم در شگفت است! هوسِ دوره را کرده‌ام؛ وسط باران‌های در گاه، که نمی‌آید. سر کلاسِ دیف و تحلیلی، هوسِ همان دوره مضحک مزخرف را!
شگفتا فاطمه!
شگفتا فاطمه!
شگفتا فاطمه!
حال که اوضاعِ دلِ ما جز بر تو بر همه پوشیده‌ست، خودت راهی‌م کن. می‌ترسم این بساط اخیر هم، ...
عجیب نیست انسانی که آفریده‌ای؟! فتبارک الله...
+ به بزرگی‌ش قسم، از تنها ماندن با خودم می‌ترسم! نه از این ترس‌های شعری و شعاری؛ واقعا از تنها ماندن با خودم - مادی یا معنوی - تازگی‌هاست که وحشت می‌کنم... :منبع . http://bihich.blog.ir/rss





کافی‌ست؛ تو می‌دانی!


آدمی آنچنان در نهانی‌های تاریکِ خودش گم است، که از خودش هم در شگفت است! هوسِ دوره را کرده‌ام؛ وسط باران‌های در گاه، که نمی‌آید. سر کلاسِ دیف و تحلیلی، هوسِ همان دوره مضحک مزخرف را!
شگفتا فاطمه!
شگفتا فاطمه!
شگفتا فاطمه!
حال که اوضاعِ دلِ ما جز بر تو بر همه پوشیده‌ست، خودت راهی‌م کن. می‌ترسم این بساط اخیر هم، ...
عجیب نیست انسانی که آفریده‌ای؟! فتبارک الله...
+ به بزرگی‌ش قسم، از تنها ماندن با خودم می‌ترسم! نه از این ترس‌های شعری و شعاری؛ واقعا از تنها ماندن با خودم - مادی یا معنوی - تازگی‌هاست که وحشت می‌کنم... :منبع . http://bihich.blog.ir/rss





نام و لقب های حضرت فاطمه


حضرت فاطمه نام ولقب های زیادی داشتند که هر یک دربر دارنده ی معانی بلند و پر باری است در اینجا به برخی از اینها اشاره شده است
بتول/ از زنان در تقوا بالاتر                                                        طاهره/پاکیزه از صداقت
حانیه/ مهربان در حق شوهر                                                    فاطمه/ دور شده از اتش
زکیه/ رشد یافته                                                                   مبارکه/صاحب خیر وبرکت
راضیه/ راضی به خواست خدا                                                    مرضیه/ کسی که خدا از او خشنود است
 هرا/ نورانی                                                                           مطهره/از هر آلودگی و پلیدی دور است
صدیقه/ دارای گفتار و کردار صادقانه                                                منصوره/کسی که یاری میشود
                           





نام و لقب های حضرت فاطمه


حضرت فاطمه نام ولقب های زیادی داشتند که هر یک دربر دارنده ی معانی بلند و پر باری است در اینجا به برخی از اینها اشاره شده است
بتول/ از زنان در تقوا بالاتر                                                        طاهره/پاکیزه از صداقت
حانیه/ مهربان در حق شوهر                                                    فاطمه/ دور شده از اتش
زکیه/ رشد یافته                                                                   مبارکه/صاحب خیر وبرکت
راضیه/ راضی به خواست خدا                                                    مرضیه/ کسی که خدا از او خشنود است
 هرا/ نورانی                                                                           مطهره/از هر آلودگی و پلیدی دور است
صدیقه/ دارای گفتار و کردار صادقانه                                                منصوره/کسی که یاری میشود
                           





محمد بن اسماعیل بخارى مى‌نویسد


محمد بن اسماعیل بخارى مى‌نویسد:
وعَاشَتْ بَعْدَ النبی صلى الله عليه وسلم سِتَّةَ أَشْهُرٍ فلما تُوُفِّیَتْ دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِیٌّ لَیْلًا ولم یُؤْذِنْ بها أَبَا بَکْرٍ وَصَلَّى عليها
 فاطمه پس از رسول خدا شش ماه زنده بود و چون از دنیا رفت همسرش علی شبانه او را دفن کرد و به ابوبکر خبر نداد و خودش بر بدن فاطمه نماز خواند.
منابع از کتب اهل سنت
۱- البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج 4، ص 1549، ح3998
۲- کتاب المغازی، باب غزوة خیبر، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

ابن قتیبه دینورى در تأویل مختلف الحدیث مى‌نویسد:
وقد طالبت فاطمة رضی الله عنها أبا بکر رضی الله عنه بمیراث أبیها رسول الله صلى الله عليه وسلم فلما لم یعطها إیاه حلفت لا تکلمه أبدا وأوصت أن تدفن لیلا لئلا یحضرها فدفنت لیلا
فاطمه از





محمد بن اسماعیل بخارى مى‌نویسد


محمد بن اسماعیل بخارى مى‌نویسد:
وعَاشَتْ بَعْدَ النبی صلى الله عليه وسلم سِتَّةَ أَشْهُرٍ فلما تُوُفِّیَتْ دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِیٌّ لَیْلًا ولم یُؤْذِنْ بها أَبَا بَکْرٍ وَصَلَّى عليها
 فاطمه پس از رسول خدا شش ماه زنده بود و چون از دنیا رفت همسرش علی شبانه او را دفن کرد و به ابوبکر خبر نداد و خودش بر بدن فاطمه نماز خواند.
منابع از کتب اهل سنت
۱- البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج 4، ص 1549، ح3998
۲- کتاب المغازی، باب غزوة خیبر، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

ابن قتیبه دینورى در تأویل مختلف الحدیث مى‌نویسد:
وقد طالبت فاطمة رضی الله عنها أبا بکر رضی الله عنه بمیراث أبیها رسول الله صلى الله عليه وسلم فلما لم یعطها إیاه حلفت لا تکلمه أبدا وأوصت أن تدفن لیلا لئلا یحضرها فدفنت لیلا
فاطمه از





یک دست خورشید یک دست ماه


مدتها فکر می کردم حضرت فاطمه خودش می خواست زودتر از این جهان برود نزد پیامبر و حتی حضرت علی  وفرزندان خردسالش برایش مهم نبودند که در این جهان چقدر تنها می مانند فکر می کردم که نمی توانست بدون پیامبر نفس بکشد و این ٧۵ روز را همینطور بال بال زد و گریه کرد و حتی فکر محسنی که در شکم داشت هم وادارش نکرد کمی دیرتر بمیرد ! شاید همه اینطور فکر میکنند که مرگ حضرت فاطمه استجابت دعای خودش بود و همه اش بتاطر یک حدیث حعلی است که سالهاست هر فاطمیه می شنویم که در روزهای آخر زندگی پیامبر فاطمه به دیدن پدر می رود و پیامبر ابتدا ر گوشش چیزی می گوید که می گرید و بعد چیز دیگری می گوید که حضرت فاطمه می خندد راوی می گوید که وقتی از فاطمه پرسیدم گفت بار اول خبر رحلت زودهنگام خودش را دا د و بار دوم گفت تو از خادانم اولین کسی هستی به من می پیوندی که خوشحال شدم و خندیدم
همه شنیده ایم این داستان را  و نمیدانستیم که





یک دست خورشید یک دست ماه


مدتها فکر می کردم حضرت فاطمه خودش می خواست زودتر از این جهان برود نزد پیامبر و حتی حضرت علی  وفرزندان خردسالش برایش مهم نبودند که در این جهان چقدر تنها می مانند فکر می کردم که نمی توانست بدون پیامبر نفس بکشد و این ٧۵ روز را همینطور بال بال زد و گریه کرد و حتی فکر محسنی که در شکم داشت هم وادارش نکرد کمی دیرتر بمیرد ! شاید همه اینطور فکر میکنند که مرگ حضرت فاطمه استجابت دعای خودش بود و همه اش بتاطر یک حدیث حعلی است که سالهاست هر فاطمیه می شنویم که در روزهای آخر زندگی پیامبر فاطمه به دیدن پدر می رود و پیامبر ابتدا ر گوشش چیزی می گوید که می گرید و بعد چیز دیگری می گوید که حضرت فاطمه می خندد راوی می گوید که وقتی از فاطمه پرسیدم گفت بار اول خبر رحلت زودهنگام خودش را دا د و بار دوم گفت تو از خادانم اولین کسی هستی به من می پیوندی که خوشحال شدم و خندیدم
همه شنیده ایم این داستان را  و نمیدانستیم که





یک دست خورشید یک دست ماه


مدتها فکر می کردم حضرت فاطمه خودش می خواست زودتر از این جهان برود نزد پیامبر و حتی حضرت علی  وفرزندان خردسالش برایش مهم نبودند که در این جهان چقدر تنها می مانند فکر می کردم که نمی توانست بدون پیامبر نفس بکشد و این ٧۵ روز را همینطور بال بال زد و گریه کرد و حتی فکر محسنی که در شکم داشت هم وادارش نکرد کمی دیرتر بمیرد ! شاید همه اینطور فکر میکنند که مرگ حضرت فاطمه استجابت دعای خودش بود و همه اش بتاطر یک حدیث حعلی است که سالهاست هر فاطمیه می شنویم که در روزهای آخر زندگی پیامبر فاطمه به دیدن پدر می رود و پیامبر ابتدا ر گوشش چیزی می گوید که می گرید و بعد چیز دیگری می گوید که حضرت فاطمه می خندد راوی می گوید که وقتی از فاطمه پرسیدم گفت بار اول خبر رحلت زودهنگام خودش را دا د و بار دوم گفت تو از خادانم اولین کسی هستی به من می پیوندی که خوشحال شدم و خندیدم
همه شنیده ایم این داستان را  و نمیدانستیم که





یک دست خورشید یک دست ماه


مدتها فکر می کردم حضرت فاطمه خودش می خواست زودتر از این جهان برود نزد پیامبر و حتی حضرت علی  وفرزندان خردسالش برایش مهم نبودند که در این جهان چقدر تنها می مانند فکر می کردم که نمی توانست بدون پیامبر نفس بکشد و این ٧۵ روز را همینطور بال بال زد و گریه کرد و حتی فکر محسنی که در شکم داشت هم وادارش نکرد کمی دیرتر بمیرد ! شاید همه اینطور فکر میکنند که مرگ حضرت فاطمه استجابت دعای خودش بود و همه اش بتاطر یک حدیث حعلی است که سالهاست هر فاطمیه می شنویم که در روزهای آخر زندگی پیامبر فاطمه به دیدن پدر می رود و پیامبر ابتدا ر گوشش چیزی می گوید که می گرید و بعد چیز دیگری می گوید که حضرت فاطمه می خندد راوی می گوید که وقتی از فاطمه پرسیدم گفت بار اول خبر رحلت زودهنگام خودش را دا د و بار دوم گفت تو از خادانم اولین کسی هستی به من می پیوندی که خوشحال شدم و خندیدم
همه شنیده ایم این داستان را  و نمیدانستیم که





یک دست خورشید یک دست ماه


مدتها فکر می کردم حضرت فاطمه خودش می خواست زودتر از این جهان برود نزد پیامبر و حتی حضرت علی  وفرزندان خردسالش برایش مهم نبودند که در این جهان چقدر تنها می مانند فکر می کردم که نمی توانست بدون پیامبر نفس بکشد و این ٧۵ روز را همینطور بال بال زد و گریه کرد و حتی فکر محسنی که در شکم داشت هم وادارش نکرد کمی دیرتر بمیرد ! شاید همه اینطور فکر میکنند که مرگ حضرت فاطمه استجابت دعای خودش بود و همه اش بتاطر یک حدیث حعلی است که سالهاست هر فاطمیه می شنویم که در روزهای آخر زندگی پیامبر فاطمه به دیدن پدر می رود و پیامبر ابتدا ر گوشش چیزی می گوید که می گرید و بعد چیز دیگری می گوید که حضرت فاطمه می خندد راوی می گوید که وقتی از فاطمه پرسیدم گفت بار اول خبر رحلت زودهنگام خودش را دا د و بار دوم گفت تو از خادانم اولین کسی هستی به من می پیوندی که خوشحال شدم و خندیدم
همه شنیده ایم این داستان را  و نمیدانستیم که





یک دست خورشید یک دست ماه


مدتها فکر می کردم حضرت فاطمه خودش می خواست زودتر از این جهان برود نزد پیامبر و حتی حضرت علی  وفرزندان خردسالش برایش مهم نبودند که در این جهان چقدر تنها می مانند فکر می کردم که نمی توانست بدون پیامبر نفس بکشد و این ٧۵ روز را همینطور بال بال زد و گریه کرد و حتی فکر محسنی که در شکم داشت هم وادارش نکرد کمی دیرتر بمیرد ! شاید همه اینطور فکر میکنند که مرگ حضرت فاطمه استجابت دعای خودش بود و همه اش بتاطر یک حدیث حعلی است که سالهاست هر فاطمیه می شنویم که در روزهای آخر زندگی پیامبر فاطمه به دیدن پدر می رود و پیامبر ابتدا ر گوشش چیزی می گوید که می گرید و بعد چیز دیگری می گوید که حضرت فاطمه می خندد راوی می گوید که وقتی از فاطمه پرسیدم گفت بار اول خبر رحلت زودهنگام خودش را دا د و بار دوم گفت تو از خادانم اولین کسی هستی به من می پیوندی که خوشحال شدم و خندیدم
همه شنیده ایم این داستان را  و نمیدانستیم که





یک دست خورشید یک دست ماه


مدتها فکر می کردم حضرت فاطمه خودش می خواست زودتر از این جهان برود نزد پیامبر و حتی حضرت علی  وفرزندان خردسالش برایش مهم نبودند که در این جهان چقدر تنها می مانند فکر می کردم که نمی توانست بدون پیامبر نفس بکشد و این ٧۵ روز را همینطور بال بال زد و گریه کرد و حتی فکر محسنی که در شکم داشت هم وادارش نکرد کمی دیرتر بمیرد ! شاید همه اینطور فکر میکنند که مرگ حضرت فاطمه استجابت دعای خودش بود و همه اش بتاطر یک حدیث حعلی است که سالهاست هر فاطمیه می شنویم که در روزهای آخر زندگی پیامبر فاطمه به دیدن پدر می رود و پیامبر ابتدا ر گوشش چیزی می گوید که می گرید و بعد چیز دیگری می گوید که حضرت فاطمه می خندد راوی می گوید که وقتی از فاطمه پرسیدم گفت بار اول خبر رحلت زودهنگام خودش را دا د و بار دوم گفت تو از خادانم اولین کسی هستی به من می پیوندی که خوشحال شدم و خندیدم
همه شنیده ایم این داستان را  و نمیدانستیم که





یک دست خورشید یک دست ماه


مدتها فکر می کردم حضرت فاطمه خودش می خواست زودتر از این جهان برود نزد پیامبر و حتی حضرت علی  وفرزندان خردسالش برایش مهم نبودند که در این جهان چقدر تنها می مانند فکر می کردم که نمی توانست بدون پیامبر نفس بکشد و این ٧۵ روز را همینطور بال بال زد و گریه کرد و حتی فکر محسنی که در شکم داشت هم وادارش نکرد کمی دیرتر بمیرد ! شاید همه اینطور فکر میکنند که مرگ حضرت فاطمه استجابت دعای خودش بود و همه اش بتاطر یک حدیث حعلی است که سالهاست هر فاطمیه می شنویم که در روزهای آخر زندگی پیامبر فاطمه به دیدن پدر می رود و پیامبر ابتدا ر گوشش چیزی می گوید که می گرید و بعد چیز دیگری می گوید که حضرت فاطمه می خندد راوی می گوید که وقتی از فاطمه پرسیدم گفت بار اول خبر رحلت زودهنگام خودش را دا د و بار دوم گفت تو از خادانم اولین کسی هستی به من می پیوندی که خوشحال شدم و خندیدم
همه شنیده ایم این داستان را  و نمیدانستیم که





یک دست خورشید یک دست ماه


مدتها فکر می کردم حضرت فاطمه خودش می خواست زودتر از این جهان برود نزد پیامبر و حتی حضرت علی  وفرزندان خردسالش برایش مهم نبودند که در این جهان چقدر تنها می مانند فکر می کردم که نمی توانست بدون پیامبر نفس بکشد و این ٧۵ روز را همینطور بال بال زد و گریه کرد و حتی فکر محسنی که در شکم داشت هم وادارش نکرد کمی دیرتر بمیرد ! شاید همه اینطور فکر میکنند که مرگ حضرت فاطمه استجابت دعای خودش بود و همه اش بتاطر یک حدیث حعلی است که سالهاست هر فاطمیه می شنویم که در روزهای آخر زندگی پیامبر فاطمه به دیدن پدر می رود و پیامبر ابتدا ر گوشش چیزی می گوید که می گرید و بعد چیز دیگری می گوید که حضرت فاطمه می خندد راوی می گوید که وقتی از فاطمه پرسیدم گفت بار اول خبر رحلت زودهنگام خودش را دا د و بار دوم گفت تو از خادانم اولین کسی هستی به من می پیوندی که خوشحال شدم و خندیدم
همه شنیده ایم این داستان را  و نمیدانستیم که





یک دست خورشید یک دست ماه


مدتها فکر می کردم حضرت فاطمه خودش می خواست زودتر از این جهان برود نزد پیامبر و حتی حضرت علی  وفرزندان خردسالش برایش مهم نبودند که در این جهان چقدر تنها می مانند فکر می کردم که نمی توانست بدون پیامبر نفس بکشد و این ٧۵ روز را همینطور بال بال زد و گریه کرد و حتی فکر محسنی که در شکم داشت هم وادارش نکرد کمی دیرتر بمیرد ! شاید همه اینطور فکر میکنند که مرگ حضرت فاطمه استجابت دعای خودش بود و همه اش بتاطر یک حدیث حعلی است که سالهاست هر فاطمیه می شنویم که در روزهای آخر زندگی پیامبر فاطمه به دیدن پدر می رود و پیامبر ابتدا ر گوشش چیزی می گوید که می گرید و بعد چیز دیگری می گوید که حضرت فاطمه می خندد راوی می گوید که وقتی از فاطمه پرسیدم گفت بار اول خبر رحلت زودهنگام خودش را دا د و بار دوم گفت تو از خادانم اولین کسی هستی به من می پیوندی که خوشحال شدم و خندیدم
همه شنیده ایم این داستان را  و نمیدانستیم که





یک دست خورشید یک دست ماه


مدتها فکر می کردم حضرت فاطمه خودش می خواست زودتر از این جهان برود نزد پیامبر و حتی حضرت علی  وفرزندان خردسالش برایش مهم نبودند که در این جهان چقدر تنها می مانند فکر می کردم که نمی توانست بدون پیامبر نفس بکشد و این ٧۵ روز را همینطور بال بال زد و گریه کرد و حتی فکر محسنی که در شکم داشت هم وادارش نکرد کمی دیرتر بمیرد ! شاید همه اینطور فکر میکنند که مرگ حضرت فاطمه استجابت دعای خودش بود و همه اش بتاطر یک حدیث حعلی است که سالهاست هر فاطمیه می شنویم که در روزهای آخر زندگی پیامبر فاطمه به دیدن پدر می رود و پیامبر ابتدا ر گوشش چیزی می گوید که می گرید و بعد چیز دیگری می گوید که حضرت فاطمه می خندد راوی می گوید که وقتی از فاطمه پرسیدم گفت بار اول خبر رحلت زودهنگام خودش را دا د و بار دوم گفت تو از خادانم اولین کسی هستی به من می پیوندی که خوشحال شدم و خندیدم
همه شنیده ایم این داستان را  و نمیدانستیم که





یک دست خورشید یک دست ماه


مدتها فکر می کردم حضرت فاطمه خودش می خواست زودتر از این جهان برود نزد پیامبر و حتی حضرت علی  وفرزندان خردسالش برایش مهم نبودند که در این جهان چقدر تنها می مانند فکر می کردم که نمی توانست بدون پیامبر نفس بکشد و این ٧۵ روز را همینطور بال بال زد و گریه کرد و حتی فکر محسنی که در شکم داشت هم وادارش نکرد کمی دیرتر بمیرد ! شاید همه اینطور فکر میکنند که مرگ حضرت فاطمه استجابت دعای خودش بود و همه اش بتاطر یک حدیث حعلی است که سالهاست هر فاطمیه می شنویم که در روزهای آخر زندگی پیامبر فاطمه به دیدن پدر می رود و پیامبر ابتدا ر گوشش چیزی می گوید که می گرید و بعد چیز دیگری می گوید که حضرت فاطمه می خندد راوی می گوید که وقتی از فاطمه پرسیدم گفت بار اول خبر رحلت زودهنگام خودش را دا د و بار دوم گفت تو از خادانم اولین کسی هستی به من می پیوندی که خوشحال شدم و خندیدم
همه شنیده ایم این داستان را  و نمیدانستیم که





یک دست خورشید یک دست ماه


مدتها فکر می کردم حضرت فاطمه خودش می خواست زودتر از این جهان برود نزد پیامبر و حتی حضرت علی  وفرزندان خردسالش برایش مهم نبودند که در این جهان چقدر تنها می مانند فکر می کردم که نمی توانست بدون پیامبر نفس بکشد و این ٧۵ روز را همینطور بال بال زد و گریه کرد و حتی فکر محسنی که در شکم داشت هم وادارش نکرد کمی دیرتر بمیرد ! شاید همه اینطور فکر میکنند که مرگ حضرت فاطمه استجابت دعای خودش بود و همه اش بتاطر یک حدیث حعلی است که سالهاست هر فاطمیه می شنویم که در روزهای آخر زندگی پیامبر فاطمه به دیدن پدر می رود و پیامبر ابتدا ر گوشش چیزی می گوید که می گرید و بعد چیز دیگری می گوید که حضرت فاطمه می خندد راوی می گوید که وقتی از فاطمه پرسیدم گفت بار اول خبر رحلت زودهنگام خودش را دا د و بار دوم گفت تو از خادانم اولین کسی هستی به من می پیوندی که خوشحال شدم و خندیدم
همه شنیده ایم این داستان را  و نمیدانستیم که





یک دست خورشید یک دست ماه


مدتها فکر می کردم حضرت فاطمه خودش می خواست زودتر از این جهان برود نزد پیامبر و حتی حضرت علی  وفرزندان خردسالش برایش مهم نبودند که در این جهان چقدر تنها می مانند فکر می کردم که نمی توانست بدون پیامبر نفس بکشد و این ٧۵ روز را همینطور بال بال زد و گریه کرد و حتی فکر محسنی که در شکم داشت هم وادارش نکرد کمی دیرتر بمیرد ! شاید همه اینطور فکر میکنند که مرگ حضرت فاطمه استجابت دعای خودش بود و همه اش بتاطر یک حدیث حعلی است که سالهاست هر فاطمیه می شنویم که در روزهای آخر زندگی پیامبر فاطمه به دیدن پدر می رود و پیامبر ابتدا ر گوشش چیزی می گوید که می گرید و بعد چیز دیگری می گوید که حضرت فاطمه می خندد راوی می گوید که وقتی از فاطمه پرسیدم گفت بار اول خبر رحلت زودهنگام خودش را دا د و بار دوم گفت تو از خادانم اولین کسی هستی به من می پیوندی که خوشحال شدم و خندیدم
همه شنیده ایم این داستان را  و نمیدانستیم که





اگر امام علی علیه السلام با خلفا دشمنی داشتند چرا نام فرزندان خود را ابوبکر، عمر و عثمان گ


1. افراد فراوانی در آن زمان به نام عمر و عثمان بوده اند(بیش از 20 نفر ان دو نام را داشته اند) و کنیه ابوبکر داشته اند این اسمها منحصر در سه خلیفه اول نبوده.
2. ابوبکر نام نیست بلکه کنیه است و کنیه به طرق مختلف روی فرزند گذاشته می شود که بسیاری از موارد در اختیار والدین نیست.
3. عمر بن علی عليه السلام در برخی اسناد عمرو بن علی آمده مضاف به اینکه خلیفه دوم با اتکا به قدرت و حاکمیت خود نام برخی را عوض می کرد یا نامهایی بر افراد می گذاشت که از آن جمله نام فرزند علی عليه السلام را بر فرزند خود گذاشش.
بلاذرى در انساب الأشراف مى‌نویسد: «وكان عمر بن الخطاب سمّى عمر بن علیّ بإسمه» عمر بن خطاب، فرزند علی را از نام خویش، «عمر» نام‌گذارى كرد.أنساب الأشراف،ج1، ص297.ذهبى در سیر اعلام النبلاء مى‌نویسد: «ومولده فی أیام عمر. فعمر سماه باسمه» در زمان عمر متولد شد و عمر، نام خودش را براى وى انتخاب كرد. سیر أ





و امروز


امروز 
صبح 
دیبا:سلام تولدت پنجشنبه بود دیگه ؟
نع امروزه 
دیبا:ااااا پس مبارکه 
مـــرسی
یلدا فاطمه کیمیا...... تولدم
کادوهام 
یه جعبه شیرینی که خواهرم خرید تا فردا ببرم مدرسه
یه عالمه عکس که با یلدا گرفتیم
شیرینی ناپلونی که فاطمه آورده بود و به جای شمع روش یدونه کبریت گذاشتیم و من فوتش کردم
ناهار کلی به من خندیدن که فلفل خورده بودم 
و داشتم می سوختم و جیغ و داد میکردم
رفتن بیمارستان به بابابزرگم سر بزنن 
بابابزگم حالش خخیییییییلی بده 
خیلی خیلی بده
براش دعا کنید
:منبع . http://eshghyaniyepelak2.blog.ir/rss





همسر و فرزندان حضرت علی رضی الله عنه


همسران حضرت علی رضی الله عنه
سیدنا علی مانند حضرت رسول صلی الله عليه وسلم در طول حیاتش ۹ زن گرفت به این اسامی:
۱- فاطمه الزهرا بنت رسول الله صلی الله عليه وسلم و تا زمانی که فاطمه در
حیات بود زنی نگرفت و فاطمه پس از شش ماه از وفات رسول الله وفات یافت.
۲- أمامه ( بر وزن ربابه) بنت أبی العاص بن الربیع که مادرش زینب بنت رسول
الله بود، أمامه همان دختر زاده رسول الله صلی الله عليه وسلم بود که در
کتب احادیث صحیحه آمده که رسول الله او را خیلی دوست می داشت و گاهی می شد
که رسول الله در خانه نماز می خواند و او را در حال نماز در آغوش می گرفت
وهمین که می خواست به سجود برود او را بر روی زمین می گذاشت و همین که برای
رکعت دیگر به پا می خواست مجددا او را در بغل می گرفت وباز او را برای
سجده روی زمین می گذاشت وهکذا تا نمازش را ختم می کرد بنابراین چنان که می
بینیم علی با یک دختر حضرت رسول یعنی فاطمه






1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 »