بزرگترین آرشیو وبلاگ های فارسی

محل تبلیغات
اخبار ذوزنقه : با سامانه قدرتمند ذوزنقه پیش از بقیه مطالب جدید را مشاهده کنید و بروز باشید




Sumo Digital برروی عنوانی برای PS4 و XBOX ONE مشغول به کار است


2 سال قبل در: بازی و سرگرمیبدون نظر
استودیو Sumo Digital سازنده عناوینی همچون LittleBigPlanet 3 برای PS4,PS3 و Forza Horizon 2 برای XBOX 360 است. حال اخیرا این استودیو در وب سایت رسمی خود لیست فرصت شغلی را منتشر کرد که نشان می دهد برروی عنوان AAA جدیدی کار می کند.
باتوجه به این لیست فرصت شغلی استودیو Sumo Digital به یک برنامه نویس فيزيک نیازمند بوده که درباره آن می نویسد:
“ما به یک برنامه نویس فيزيک جهت کار برروی موتورگرافیکی آنریل انجین ۴ و عنوان AAA که در حال حاضر اعلام نشده و در مرحله پیش تولید قرار دارد نیازمندیم.”
در جای دیگر این لیست گفته شده که به یک مدیر طراحی جهان بازی نیازمند است و از ویژگی های بازی به بزرگ بودن،سبک تعریفی آن و AAA بودنش اشاره شده و همچنین بیان شده این بازی صنعت بازی را تغییر خواهد داد.
علاوه بر اینها طبق جزئیات دیگر در وب سایت Sumo Digital این استودی





Sumo Digital برروی عنوانی برای PS4 و XBOX ONE مشغول به کار است


2 سال قبل در: بازی و سرگرمیبدون نظر
استودیو Sumo Digital سازنده عناوینی همچون LittleBigPlanet 3 برای PS4,PS3 و Forza Horizon 2 برای XBOX 360 است. حال اخیرا این استودیو در وب سایت رسمی خود لیست فرصت شغلی را منتشر کرد که نشان می دهد برروی عنوان AAA جدیدی کار می کند.
باتوجه به این لیست فرصت شغلی استودیو Sumo Digital به یک برنامه نویس فيزيک نیازمند بوده که درباره آن می نویسد:
“ما به یک برنامه نویس فيزيک جهت کار برروی موتورگرافیکی آنریل انجین ۴ و عنوان AAA که در حال حاضر اعلام نشده و در مرحله پیش تولید قرار دارد نیازمندیم.”
در جای دیگر این لیست گفته شده که به یک مدیر طراحی جهان بازی نیازمند است و از ویژگی های بازی به بزرگ بودن،سبک تعریفی آن و AAA بودنش اشاره شده و همچنین بیان شده این بازی صنعت بازی را تغییر خواهد داد.
علاوه بر اینها طبق جزئیات دیگر در وب سایت Sumo Digital این استودی





Sumo Digital برروی عنوانی برای PS4 و XBOX ONE مشغول به کار است


2 سال قبل در: بازی و سرگرمیبدون نظر
استودیو Sumo Digital سازنده عناوینی همچون LittleBigPlanet 3 برای PS4,PS3 و Forza Horizon 2 برای XBOX 360 است. حال اخیرا این استودیو در وب سایت رسمی خود لیست فرصت شغلی را منتشر کرد که نشان می دهد برروی عنوان AAA جدیدی کار می کند.
باتوجه به این لیست فرصت شغلی استودیو Sumo Digital به یک برنامه نویس فيزيک نیازمند بوده که درباره آن می نویسد:
“ما به یک برنامه نویس فيزيک جهت کار برروی موتورگرافیکی آنریل انجین ۴ و عنوان AAA که در حال حاضر اعلام نشده و در مرحله پیش تولید قرار دارد نیازمندیم.”
در جای دیگر این لیست گفته شده که به یک مدیر طراحی جهان بازی نیازمند است و از ویژگی های بازی به بزرگ بودن،سبک تعریفی آن و AAA بودنش اشاره شده و همچنین بیان شده این بازی صنعت بازی را تغییر خواهد داد.
علاوه بر اینها طبق جزئیات دیگر در وب سایت Sumo Digital این استودی





حذف و یا تغییر در ثبت نام و کلاس بندی و حذف دانش اموزان تکراری در متوسطه


با توجه به درخواست همکاران محترم مبنی بر نیاز به حذف و یا تغییر در ثبت نام و کلاس بندی  و حذف دانش اموزان تکراری در متوسطه و پیش دانشگاهی و  اصلاح دروس  تکراری از جمله در س فيزيک در رشته تجربی و همچنین دروس بدون واحد  در سیستم متوسطه دوم دانا به استحضار می رساند این موارد در حال بررسی می باشد . و به زودی نگارشی جهت رفع این مشکلات به صورت اتوماتیک ارسال می گردد. :منبع . http://sb5514.blog.ir/rss





روزی صد بار بخونم


مقاله ای قابل تامل و تکان دهنده از ولفگانگ پاولی...برنده جایزه نوبل فيزيک در سال ۱۹۴۵ که به خاطر کشف قانون جدیدش به نام:"اصل انحصاری پاولی" که مورد تشویق آلبرت انیشتین هم قرار گرفت , معروف است.پاولی می گوید: هر چیزی در جهان , ارتعاش مخصوص به خودش را دارد. همه  الکترون ها دارای سه ویژگی هستند ؛ به نام های :سطح انرژیچرخشمدارکه فيزيک دان ها بر اساس این سه ویژگی , عدد کوانتوامی هر الکترون را محاسبه می کنند و به دست می آورند.پاولی می گوید: هیچ دو الکترونی در جهان هستی دارای عدد کوانتوامی یکسانی نیست.پاولی مثالی می زند و می گوید :سیبی را بر می داریم و از میان میلیارد ها الکترونی که درون آن است، فقط یکی را انتخاب می کنیم.فرض کنید نام آن الکترون را بگذاریم "اریک"....عدد کوانتوامی اریک عددی بسیار بسیار طولانی است، اما برای این که کارمان را اینجا ساده کنیم، فرض کنید آن عدد بزرگ 23 باشد.پاولی ثابت کر





از روی صندلی صدای دریا می آمد


زنگ آخر بود سر کلاس فيزيک. کسل بودم. برگه ای که قرار بود رویش جزوه بنویسم برگرداندم و دلم خواست راجع به پیرمردی بنویسم که چند سال پیش ایده اش به سرم زده بود. ایده ها بعد از بی توجهی می پوسند. آدم هایی که منتظر بودند شخصیت شوند توی ذهنت می میرند و بوی تعفنشان کل ذهنت را پر می کند. مجبوری برای فرار از خودت به هرچیز مزخرف و وقت تلف کنی که موجود است پناه ببری. از کلاس تجربی متنفرم. از اینکه بین بیست و چند نفر احساس تنهایی کنم. برای همین پیرمرد با هر کلمه ای که روی کاغذ می نوشتم روی صندلی رو به رویی پررنگ تر می شد. آنقدر که واقعی شد. آنجا بود. پشت به همه رو به روی من. نوشتم مثل دریای آرامی که انگار هرگز طوفان ندیده روی صندلی نشسته بود. واقعا هم همین طور بود. شخصیت های توی ذهنم را دوست دارم. تا حالا پیرمردی که بلد باشد تا آن اندازه آرام و زیبا روی صندلی بنشیند ندیده بودم. او دریای آرامی بود در غ





از روی صندلی صدای دریا می آمد


زنگ آخر بود سر کلاس فيزيک. کسل بودم. برگه ای که قرار بود رویش جزوه بنویسم برگرداندم و دلم خواست راجع به پیرمردی بنویسم که چند سال پیش ایده اش به سرم زده بود. ایده ها بعد از بی توجهی می پوسند. آدم هایی که منتظر بودند شخصیت شوند توی ذهنت می میرند و بوی تعفنشان کل ذهنت را پر می کند. مجبوری برای فرار از خودت به هرچیز مزخرف و وقت تلف کنی که موجود است پناه ببری. از کلاس تجربی متنفرم. از اینکه بین بیست و چند نفر احساس تنهایی کنم. برای همین پیرمرد با هر کلمه ای که روی کاغذ می نوشتم روی صندلی رو به رویی پررنگ تر می شد. آنقدر که واقعی شد. آنجا بود. پشت به همه رو به روی من. نوشتم مثل دریای آرامی که انگار هرگز طوفان ندیده روی صندلی نشسته بود. واقعا هم همین طور بود. شخصیت های توی ذهنم را دوست دارم. تا حالا پیرمردی که بلد باشد تا آن اندازه آرام و زیبا روی صندلی بنشیند ندیده بودم. او دریای آرامی بود در غ





درباره ی کانال StudyPal


با سلام.
این کانال به تازگی در تلگرام برای رفع اشکال، پرسش و پاسخ و فهمیدن هرچه بیشتر مفاهیم ریاضی و فيزيک و دروس مرتبط با آنها نظیر جبر، هندسه و ... راه اندازی شده است. شما میتوانید تصویر صورت سوال خود را به همراه توضیحات اضافی احتمالی برای @MrStudyPal به وسیله ی تلگرام ارسال کنید تا تصویر پاسخ خود را به همراه فایل صوتی ای که حاوی توضیحات تکمیلی است در کانال @StudyPal رویت کنید تا علاوه بر شما اشخاص دیگری هم که سوالی مشابه با سوال شما دارند از آن بهره ببرند. لازم به ذکر است هدف اصلی این کانال حل کردن تمرین هایی که معلم به شما محول کرده نیست بلکه کمک به بالا رفتن سطح دانش شما و درک مفاهیم دروس دبیرستان است
https://t.me/StudyPal

:منبع . http://studypal.blog.ir/rss





ی ِ مُشکل اساسی :(


اگه یادتون باشه گفتم 6 سال ِ پیش کنکور دادم و تا لیسانسمم با شرط معدل قبول شُدم یعنی طی این همه سال فقط محیط دانشگاه و دبیرستان که خاطرات نچندان خوشی ازشون دارم و گذروندم . یادمه پیش دانشگاهی که بودم همه (من جمله دخترخاله همسنم)داشتن سخت برای کنکور جون میدادن حالا هرکسی به ی ِ روشی اما من اون زمان داشتم مدرسه و دانشگاه رو که اون موقع 17 سالم بود با دیپلم تجربی رفتم دانشگاه میگذروندم. به نوعی میشه گفت تو زمانی که همه دنبال تَراز و رتبه و مشاوره و تست و کلاس کنکور و ... بودن من داشتم از ی ِ طرف پیش میگذروندم و از طرفی ام داشتم رشته نرم افزار و میخوندم کلا جفتشون از دنیای متفاوت! بماند که فيزيک و ریاضی پیش خیلی کمکم کرد تو ترم اول دانشگاه و تونستم با نمرات خیلی خوبی ترم بگذروم. اما تا اون لحظه فکر اینکه ممکنه ی ِ جایی ، ی ِ زمانی مجبور باشم منم کنکور بدم و بهش فکر نمیکردم! برای همین جز اینکه





چرخه دمینگ


دکتر ویلیام ادواردز دمینگ  ‌ نخستین‌ آغازگر جدی‌ و نظریه‌ پرداز مدیریت‌ نوین‌ جهان‌ بر اساس‌ مشارکت‌ تمامی‌ کارکنان‌ ،مدیران‌ و مشتریان‌ یک‌ سازمان‌ است‌ که‌ با مکتب‌ جدید خود تحولی‌ شگرف‌ پدید آورده‌ است‌ . مشارکت‌ وهمکاری‌ وی‌ با مدیران‌ ژاپنی‌ در توفیق‌ آنها برای‌ تولید یک‌ کیفیت‌ غبطه‌آور ، مورد تأیید و قبول‌ صاحبنظران‌جهان‌ پیشرفته‌ امروز است‌ . وی‌ متولد سال 1900 در منطقه‌ " آیووا " آمریکا است‌. دارای‌ مدرک‌ دکترا (PHD) دررشته‌ فيزيک‌ و ریاضی‌ از دانشگاه‌ ییل‌ بود.دکتر دمینگ که نظریاتش در دهه 1950 میلادی چندان مورد توجه آمریکایی ها واقع نشد، در کشور ژاپن به گرمی پذیرفته و به تدریج راهبردهای پیشنهادی وی برای بهبود کیفیت کالاهای ژاپنی، این کشور را به یکی از کشورهای پیشرفته و برتر اقتصاد جهانی تبدیل نمود. اصول مورد نظر دمینگ در چرخه معروف وی به صورت زیر قابل نمایش است.
ادامه مطلب :منبع





آه ای کائنات...


خود شاعر میفرماد که :هیچ عشقی تو دنیا مثل عشق اول نمیشه یا یه همچین چیزی !
نمیدونم از کی ولی فکر کنم از دوم سوم ابتدایی از این کتابای علمی میخریدم و میخوندم
و تمام فکر و ذکرم همین بود.اول به بدن انسان علاقه مند شدم
سال چهارم پنجم رفتم سراغ دایناسور ها و این جک و جونورای قدیمی
یادمه یکی از دوستام بم گفت "مریم قیافتم کم کم داره شبیه دایناسور میشه" :|
الان که یادم میاد حرص میخورم که چرا یکی نزدم تو صورتش :|
اونموقع میخواستم باستان شناسی فسیل شناسی چیزی بشم ...
خلاصه، دودان راهنمایی از همه چی میخوندم.بیشتر کتابای دانستی گونه و اطلاعات عمومی و اینا میگرفتم 
آه پروردگارا ، ساعت هفت صبح پا میشدم مستند ببینم :|
چهار سوی علم *آه قلبم*
اینموقع ها فضانوردی و این چیزای عجیب غریبو دوست داشتم.
ولی نمیدونم چیشد که دیگه نخوندم.افتادم تو خط رمان و کتابای فانتزی .البته از همون ابتدایی میخوندم ولی تو یه بازه





دانلود پاورپوینت امنیت شغلی با رویکرد ایمنی


دانلود پاورپوینت امنیت شغلی با رویکرد ایمنی و سلامت و نقش آن در نگهداری کارکنان سازمان














دانلود پاورپوینت فرقه ها در میان ما












دانلود پاور





دل‌گرفتگی..


‌این حرف‌ها فقط عاطفی نیست.
#صرفا_جهت_ثبت
دیروز بود که ناخن‌های بلند نامرتب را گرفتم و دست‌هایم باز معصومانه شدند. یک بار که نگذاشته بودند به خاطر ناخن بلند بروم سر امتحان و من از لج نشسته بودم روی پله‌های حیاط، برجکم خیلی(!) ریخت. ناخن مهم نبود. من نه لاک می‌زدم نه اصلا بلندی کوتاهی‌شان برایم اهمیت داشت. ناخن‌هام همیشه نامرتب و سوهان‌نکشیده بودند. نامرتب و کج گرفته شده بودند و همانطور هم درآمده بودند. مهم آن تحقیر بود که من را عصبانی می‌کرد. دندان‌های مرا روی هم فشار می‌داد. (هیچ هم مسئله کوچک و صرفا عاطفی‌ای نیست).
امسال آخرین سالی‌ست که دانش‌آموزم. تنفرم از مدرسه به قوتش باقی‌ست، جز لحظه‌هایی کوتاه که به لطف آن‌ها که دوستشان دارم، مدرسه خوب می‌شود. من یک دختر هجده ساله‌ام که فردا با یک استاد غد دو زنگ تمام فيزيک دارد و هنوز تست‌های سینماتیک را کامل نکرده و با تمام هجده سالگی‌ش، مانتوی گ





95. ای تو به من از خود من خویش‌تر*


دیگه گریه نکرده بودم ؛ از همون شبی که توی حرم از تو و فاطمه جدا شدم و پشت یه قفسه‌ی کتاب دعا کز کردم و گوله گوله بابت رفتنت اشک ریختم ، گریه نکرده بودم . توی تمام این چهل روز ، فکر می‌کردم رفتنت رو پذیرفتم . کاملا منطقی به این فکر می‌کردم که خب روال طبیعی زندگیشه ، نمی‌تونه که تا ابد روی کنکور درجا بزنه . او رفت سمت مرحله‌ای که باید . همه‌ی این‌ها برام واضح و روشن بود ، مثل بالا اومدن خورشید بعد از کوچیدن ستاره‌ها و تاریکی شب‌. تو رو از دست نداده بودم ، تو رو داشتم در شکل تازه‌تری . تو رو از پشت اینترنت خراب و پی‌ام‌های یکی‌درمیون ، از ورای تماس‌های تلفنی هرازگاهی حس می‌کردم و عجیب ، عجیب ، دلم به همین شکل ناقص جدیدت راضی بود . منی که حتی می‌دونست بغل دستی کلاس شیمیت ، پنجشنبه چه مانتویی تنش بوده ، راضی شده بود به تصویر محوی از تو که دانشجوی پزشکی هستی توی گرگان و دوتا همخونه‌ای داری با کل





صخره کریشنا ؛ هند


صخره کریشنا ؛ هند | جایی که جاذبه معنا نداردسنگ کریشنا در هند | Krishna’s Butter Ball 
یادتان هست روزهای مدرسه را ، به خصوص زنگ ریاضی و فيزيک که شاید خیلی از ما ها از آن گریزان بودیم و اصلی ترین توجیحمان هم این بود !این قوانین ریاضی و فيزيک در زندگی به چه درد می خورند ؟!امروز در سفری که کارناوال میزبانتان است ، از آموخته هایمان از دنیای اعداد و فرمول استفاده خواهیم کرد …البته نه استفاده ای به سان فيزيک دانان بلکه به راحتی با یک حساب و کتاب ساده مطمئنا به جواب خواهیم رسید و خواهیم فهمید که این جا ناقض قوانین فيزيک است …مگر می شود تعامل و زندگی مسالمت آمیز یک صخره ی غول پیکر و یک سراشیبی !! آن هم بدون دخالت قانون جاذبه …باما همراه باشید ...♥️ 

به کجا آمدیم …در #هند هستیم ، دیار رنگارنگی که زیبایی هایش کم نیستند .اما  فرصتی برای توقف و بازدید از دیدنی هایش نداریم ؛ چرا که هر لحظه ممکن است جا





بگو شب، بخوابه... من بیدارم...


بیشتر از همیشه ناخوش‌احوالم. بیشتر از همیشه داغم. انقدر داغم که انگار یک قم درون خودم دارم. یکسری رگ که کم مانده از نازکای پوست دستم بکشد بیرون و فواره کند. یک عالم حرف دارم که هیچ جا نمی‌شود زد. به هیچکس نمی‌شود گفت. یک عالم آغوش باز دارم که خالی‌ست. چندتا دست نوازش دارم برای موهای یتیمی، و خودم چندتا دستِ نوازش می‌خواهم؛ از سر یتیمی...
تنهام. آن خطوط نانوشته، توی مغزم به هم پیچیده‌اند. دلم، خودش خودش را مچاله می‌کند. فحش می‌دهندم. فحش می‌خورم. گریه دارم و گریه‌ام نمی‌آید. توی دلم جشن است؛ جشن گلابگیری. گلاب‌ها را توی تشت‌های بزرگ می‌ریزند، سرش گلپر، سرش دلم را دانه می‌کنند و بعد هم می‌زنند... گریه دارم و شانه ندارم. از سرِ بی شانگی، گریه دارم و گریه‌ام نمی‌آید...
هنوز به راهی که می‌روم دل نداده‌ام. هنوز شب‌ها خوابم نمی‌برد از فکر. هنوز سرِ همان هزارراهم.
نیمه روشنفکرم دارد از بین می‌برد





پیر ما گفت هنرمند بشید... پیر ما گفت شهادت هنره... - فاقدِ...


بالاخره وقتی آدم بخواد خودشو خر کنه و خفه بشه اینکارو می‌کنه دیگه!
مثلا می‌گه رشته‌های انسانی که همه‌شون شناورن... برای تئاتر و سینما هم اولین چیزی که باید قیدشو بزنی چادره! حوزه هم که... هه! می‌خوای بری حوزه واقعا؟! بری منفعل بشی؟! اینهمه کلاس؛ اینهمه دوستِ حاجاقا! اینهمه استاد. ته‌ش کتاباشونو بخون اشکالگیری کن.
همین ریاضیتو بخون عزیز دلم! قربون چشمات بشم. تو که تا می‌گفتن فيزيک گوشات تیز می‌شد. تو که راهنمایی کلاسارو میپیچوندی با رضوی می‌رفتین مبتکران ریاضی کار می‌کردین. تو که دوازده سالگی‌ت جهان در پوست گردو و تاریخچه زمانو می‌خوندی با هر بندش قلبت به تاپ تاپ میفتاد. تو که ته آرزوهات این بود که بری قم مهدی رو راضی کنی بیاد مراقب مارمولکای بالا پشت بوم و تاریکی باشه که تو ستاره‌هارو نگاه کنی. تو که اول دبیرستان که هنوز گند نزده بودن به عشقت اول از همه تمام مسئله‌هارو چشمی حل می‌کردی‌. تو





نبردِ کمربندها


دوره ی ابتداییِ مدرسه واسه من یکی از بهترین و خاطره انگیز ترین بخش های زندگیم بوده؛ مثلِ اکثر آدما! وقتی به خاطرات و شخصیتم تو اون روزا فکر میکنم ناخودآگاه یه خنده میاد رو لبم که شاید از روی حسرت باشه که چقدر حال میداد اون موقع و چقدر حال نمیده الان! چقدر باحال بودیم اون موقع و چقدر باحال نیستیم الان! خلاصه که خیلی تغییر کردم و این پوست اندازی و تکاملِ جسمی و فکری منجر به باز شدنِ دیدم نسبت به جهان و یه سری حقایقِ کثیفِ دنیا شد که مستقیمأ روی حال و وضعِ زندگیم تأثیر داشت!
بگذریم! میخوام یه خاطره بگم از کلاس اول ابتداییم که خودتون به درجه ی باحالیِ نسلِ ما پی ببرید!
یادمه دو تا کلاسِ اول بودیم که کلاس هامون بصورتِ نبش طور کنار هم بودن! یعنی در هاشون یه متر از هم فاصله داشتن و به راحتی میشد از تو کلاسِ ما درِ اون کلاس دیگه رو بست مثلأ! 
یکی از تفریحاتِ ما تا اومدنِ معلم این بود که بصورتِ گرو





رابطه معماری و لباس


لباسهای مردم هر سرزمینی بسیار به معماری شان شبیه است 
بناها شبیه بانیان خود هستند
اصلا می توان سازه ها را بجای خودشان گرفت 
فرم معماری چین باستان را بخاطر آورید  
هر ساختمان شبیه به مجسمه عظیم یک امپراطور یا یکی از اساتید تائو است
 که  کلاهش  به صورت سقف در آمده و بر سر بنا قرار گرفته است
 با همان فرم و رنگ و زیبایی
در مساجد ترکیه هم این هماهنگی دیده می شود
 گنبد مساجد ترکان  شبیه عمامه عثمانی است 
در ایران هم مانند ممالک دیگر این شباهت جالب دیده می شود
چنانکه با نگاه کردن به هر مسجد می توان عارف باللهی را دید که گویی در آن گوشه نشسته و در آرامش نگاهمان می کند
کلیساهای اروپایی هریک می توانند به وسیله نرم افزار مورف به یک اسقف اعظم قرون وسطایی بدل شوند که با صلیب بزرگی در دست در هوای مه آلود یک صبح غمگین روی سکویی ایستاده و دستور  سوزاندن قدیسه ای را صادر می کند
 این شباهت اصلا منحصر به ساخ





...


بالاخره نشستم به نوشتن. دوشنبه، نفر یکی مانده به آخر، نوبت مصاحبه من است و تمام. نشسته‌ام به دعا کردن که لااقل برنز را بگیرم. اگرنه، من می‌مانم و تابستانِ کاملا بر باد رفته و شیمی دوی نخوانده و گسسته سخت و هندسه تحلیلی تنفربرانگیز و یک معلم فيزيک که تازه باید بروم راجع به چرایی حلال بودن گوشت حیوان با او بحث کنم و وسط بحث‌ها هم با نمودار و مشتق سرعت لحظه‌ای را به دست بیاورم و داد بزنم «میشه چار! گزینه چار!».به جرئت می‌توانم بگویم بدترین روزهای عمرم بود. حتی از روزهایی که او رفت هم بدتر. حتی از سالی که او مُرد هم بدتر. حتی از همین حالا که به این‌ همه مشکلِ ناگهانی، با هم، دچار شدیم هم بدتر. سخن از بدی آن روزها زیاد گفته‌ام. حالا گرچه فراموش نمی‌شود، بی اهمیت بود و مضحک. امید آن که سال بعد هم رتبه‌ام آنقدری که می‌خواهـ(م) خوب باشد که لازم نشود به خاطر سهمیه مدال (اگر بگیرم!) دوباره پایم به آ





مدنیت و شرور(11)


گرچه فردی در جزیره ای تنها، حتی اگر همه ی امکانات طبیعی را هم در
دسترس داشته باشد، خیلی زود از بین می رود زیرا از«اجتماع» محروم است ولی این گونه هم
نیست که امر اجتماعی همواره مثبت باشد. امر اجتماعی نیروست و نیرو هم نظم
دهنده و سازنده و هم نابود کننده است. اجتماع
نیرویی است که امکانات تولید ترس و خطر را هم در خود دارد و چه بسا در برخی وضعیت ها عین بمب اتم، تنها ترس تولید کند. چیست این نیروی عظیم مثبت و
منفی؟ این نیرو واقعیت دارد اما نمی توان جایگیری عینیت مند و قطعی به آن داد گرچه کل علوم اجتماعی در تلاش برای دستیابی به چنین عینیتی اند و گاه عینیتی چونان علوم طبیعی را آرزو  و یا مدعی می شوند. در عین حال تمام تلاش علوم
اجتماعی برای محصورسازی، دسترس پذیر کردن، عینیت دادن و بطور کلی «شناخت» کرانه
های این نیروی سترگ فرافردی است.

جامعه شناسی چون دانشی متاخر است که هنوز مراحل رشد و تثبیت را می
گ





مدیریت استراتژیک- از ایده تا عمل


مدیریت استراتژیک- از ایده تا عمل














دانلود پاورپوینت کنترل اقلام بهای تمام شده (فصل یازدهم کتاب حسابداری مدیریت تألیف شباهنگ)












دانلود پاور





دانلود مقاله تاثیر تکنولوژی بر فرهنگ جامعه


دانلود مقاله تاثیر تکنولوژی بر فرهنگ جامعه

 
 چرایی و چگونگی فرهنگاگر فرهنگ را به معنی کوشش‌های انسان برای ارضاء نیازهای خود و غلبه بر طبیعت بدانیم آنگاه می‌توانیم آن را به دو قسمت فرهنگ مادی و فرهنگ غیر مادی یا معنوی تقسیم کنیم. فرهنگ مادی , شامل اشیاء قابل لمس است مثل مسکن ,وسایل زندگی , وسایل و ابزار و دوات هواپیما , اتومبیل , ماشین آلات , در عناصر فرهنگ آنچه را که مادی نیست فرهنگ معنوی گویند هنر ,زبان , ادبیات , فلسفه ، سیاست, افکار و عقاید , نحوه فکر و استدلال قوانین و علوم در این زمینه جای می‌گیرند. فرهنگ مادی و غیر مادی بیک نسبت و آهنگ پیشرفت نمی‌کنند بلکه معمولاً فرهنگ مادی سریعتر دگرگون می‌گردد از این رو شکافی بین این دو پدیده می‌آید که آن را پس افتادگی یا تاخر فرهنگی می‌نامند . به بیان دقیقتر تأخر فرهنگی ,پس افتادن یک عنصر فرهنگی از سایر عناصر است . فرهنگ معنوی بدنه اص






1