بزرگترین آرشیو وبلاگ های فارسی

محل تبلیغات
اخبار ذوزنقه : با سامانه قدرتمند ذوزنقه پیش از بقیه مطالب جدید را مشاهده کنید و بروز باشید




چند تا مَـرد ، زدن گره به دارِ قالیِ حسین(ع)


چند تا مــرد،چنـدتــا گــره،واســه ثــواب بـــه دار زدن
مُخشــون هنــگ شــده بــود،امّــا اونــو بکــار زدن
شــرفی بــا ذوق و شــوق،نخهــا رو زیبــا دف میـــزد
هــادی نظـم خوبی داشت،گـره رو بـا هدف میـزد
رییــــسِ انجمــــــن انگــــار،کـــارشــــو بلـــد نبــــــود
امّا دستــوک زدنــش،خدایی خیلـــی بــــد نبــــود
حــاج آقـــا دلآرامـــی،پــودکـــشو روی گـُـل میـــــزد
نقشــــــهٔ قالـــــیِ مــــا رو،مُـــدلِ زابــــل میـــــزد
پودکشو : پودکش رو
.......................................................................
:منبع . http://khezri.blog.ir/rss





چند تا مَـرد ، زدن گره به دارِ قالیِ حسین(ع)


چند تا مــرد،چنـدتــا گــره،واســه ثــواب بـــه دار زدن
مُخشــون هنــگ شــده بــود،امّــا اونــو بکــار زدن
شــرفی بــا ذوق و شــوق،نخهــا رو زیبــا دف میـــزد
هــادی نظـم خوبی داشت،گـره رو بـا هدف میـزد
رییــــسِ انجمــــــن انگــــار،کـــارشــــو بلـــد نبــــــود
امّا دستــوک زدنــش،خدایی خیلـــی بــــد نبــــود
حــاج آقـــا دلآرامـــی،پــودکـــشو روی گـُـل میـــــزد
نقشــــــهٔ قالـــــیِ مــــا رو،مُـــدلِ زابــــل میـــــزد
پودکشو : پودکش رو
.......................................................................
:منبع . http://khezri.blog.ir/rss





کارگــاه بافتِ فـرشِ عتبــات عالیـــات در خضــری


با توجه به استعداد و ظرفیت منطقه،تقبل بافت فرش و راه اندازی کارگاه قالي بافی عتبات عالیات،یکی از راه های ارادتِ بانوان ولاییِ
خطّهٔ خضریه که به عشقِ اهل بیت عصمت و طهارت (ع) قدم در راه خیر بافت قالي نهادند ؛
درب منزلِ شهید ولی زاده رو که باز می کنیم،عطرِ حضورِ شهید رو در فضای ساده و بی آلایشِ منزلش با تمام وجود میشه احساس کرد؛
از راهروی حیاط عبور می کنیم،به کلبهٔ محقّری میرسیم که روزگاری شهید ولی زاده رو درخودش پرورش داده . . .
در اتاقِ شهید،بانوانی مؤمن و ولایی رو می بینیم که همه روز با دستانی معطّر به رایحهٔ خوشِ وضو،گره بر فرشی میزنن که قراره یه روزی
زیرِ پایِ زائران کربلا پهن بشه ؛
خوشا به سعادتِ این عزیزان که خداوندِ متعال توفیقِ این امرِ مقدّس رو بهشون داده ؛
"روی تصــاویر کلیــک کنینــ"
  :منبع . http://khezri.blog.ir/rss





کارگــاه بافتِ فـرشِ عتبــات عالیـــات در خضــری


با توجه به استعداد و ظرفیت منطقه،تقبل بافت فرش و راه اندازی کارگاه قالي بافی عتبات عالیات،یکی از راه های ارادتِ بانوان ولاییِ
خطّهٔ خضریه که به عشقِ اهل بیت عصمت و طهارت (ع) قدم در راه خیر بافت قالي نهادند ؛
درب منزلِ شهید ولی زاده رو که باز می کنیم،عطرِ حضورِ شهید رو در فضای ساده و بی آلایشِ منزلش با تمام وجود میشه احساس کرد؛
از راهروی حیاط عبور می کنیم،به کلبهٔ محقّری میرسیم که روزگاری شهید ولی زاده رو درخودش پرورش داده . . .
در اتاقِ شهید،بانوانی مؤمن و ولایی رو می بینیم که همه روز با دستانی معطّر به رایحهٔ خوشِ وضو،گره بر فرشی میزنن که قراره یه روزی
زیرِ پایِ زائران کربلا پهن بشه ؛
خوشا به سعادتِ این عزیزان که خداوندِ متعال توفیقِ این امرِ مقدّس رو بهشون داده ؛
"روی تصــاویر کلیــک کنینــ"
  :منبع . http://khezri.blog.ir/rss





چشم ها، ترس ها


چراغی روشن می کردم، وقتی که زمین بالا می آمد. شکسته بود، فوران آن سیلاب، قالي را تر نمی کرد، ما را می ترساند فقط... حواسمان نبود که هیچ خبری نیست، اگر بود به آوارگی فکر نمی کردیم.
آدم، همیشه یکی را توی خودش دارد که بترساندش. برای همین گوش هایش به سمت بیرون اند. اما همیشه که شنیدن نیست، بیشتر وقتها می بیند. هم تویش، هم بیرونش را، سایه اش را هم که شده آنجا می بیند. برای همین هیچ چیز را نمی شود منکر شد. نهایتش این است که نخواهد بگوید «تسلیم»، به جایش بگوید «پذیرفته ام»، «کنار آمده ام»، «با خودم حلّش کرده ام»، می گوید دیگر... بالاخره، چون می بیندش.
قالي چه خیس می شد، چه نه، روی دست شکسته ی زمین، روی آب، بالا رفته بود، ما را سیل جابه جا کرده بود، ترسانده بود. :منبع . http://feminostalgy.blog.ir/rss





چشم ها، ترس ها


چراغی روشن می کردم، وقتی که زمین بالا می آمد. شکسته بود، فوران آن سیلاب، قالي را تر نمی کرد، ما را می ترساند فقط... حواسمان نبود که هیچ خبری نیست، اگر بود به آوارگی فکر نمی کردیم.
آدم، همیشه یکی را توی خودش دارد که بترساندش. برای همین گوش هایش به سمت بیرون اند. اما همیشه که شنیدن نیست، بیشتر وقتها می بیند. هم تویش، هم بیرونش را، سایه اش را هم که شده آنجا می بیند. برای همین هیچ چیز را نمی شود منکر شد. نهایتش این است که نخواهد بگوید «تسلیم»، به جایش بگوید «پذیرفته ام»، «کنار آمده ام»، «با خودم حلّش کرده ام»، می گوید دیگر... بالاخره، چون می بیندش.
قالي چه خیس می شد، چه نه، روی دست شکسته ی زمین، روی آب، بالا رفته بود، ما را سیل جابه جا کرده بود، ترسانده بود. :منبع . http://feminostalgy.blog.ir/rss





چشم ها، ترس ها


چراغی روشن می کردم، وقتی که زمین بالا می آمد. شکسته بود، فوران آن سیلاب، قالي را تر نمی کرد، ما را می ترساند فقط... حواسمان نبود که هیچ خبری نیست، اگر بود به آوارگی فکر نمی کردیم.
آدم، همیشه یکی را توی خودش دارد که بترساندش. برای همین گوش هایش به سمت بیرون اند. اما همیشه که شنیدن نیست، بیشتر وقتها می بیند. هم تویش، هم بیرونش را، سایه اش را هم که شده آنجا می بیند. برای همین هیچ چیز را نمی شود منکر شد. نهایتش این است که نخواهد بگوید «تسلیم»، به جایش بگوید «پذیرفته ام»، «کنار آمده ام»، «با خودم حلّش کرده ام»، می گوید دیگر... بالاخره، چون می بیندش.
قالي چه خیس می شد، چه نه، روی دست شکسته ی زمین، روی آب، بالا رفته بود، ما را سیل جابه جا کرده بود، ترسانده بود. :منبع . http://feminostalgy.blog.ir/rss





چشم ها، ترس ها


چراغی روشن می کردم، وقتی که زمین بالا می آمد. شکسته بود، فوران آن سیلاب، قالي را تر نمی کرد، ما را می ترساند فقط... حواسمان نبود که هیچ خبری نیست، اگر بود به آوارگی فکر نمی کردیم.
آدم، همیشه یکی را توی خودش دارد که بترساندش. برای همین گوش هایش به سمت بیرون اند. اما همیشه که شنیدن نیست، بیشتر وقتها می بیند. هم تویش، هم بیرونش را، سایه اش را هم که شده آنجا می بیند. برای همین هیچ چیز را نمی شود منکر شد. نهایتش این است که نخواهد بگوید «تسلیم»، به جایش بگوید «پذیرفته ام»، «کنار آمده ام»، «با خودم حلّش کرده ام»، می گوید دیگر... بالاخره، چون می بیندش.
قالي چه خیس می شد، چه نه، روی دست شکسته ی زمین، روی آب، بالا رفته بود، ما را سیل جابه جا کرده بود، ترسانده بود. :منبع . http://feminostalgy.blog.ir/rss





رقص با دکمه ها:))+پ.ن


وقتی انگشتانی روی صفحه ی پیانو حرکت میکند..پیچ ووتاب میخورد وفشار می آورد
رقص-انگشتان-روی-دکمه ها:))
اینجا
:))قشنگ از میزان فعالیتم معلومه امتحانا تموم شده یا بازم پست بزارم؟!!
بی ربط نوشت:«قشنگ هرچهار فصل رو توی یک روز میشه تجربه کرد!صبح پاییز،ظهر تابستون،بعداز ظهر بهار،شب زمستون:))قم عسدد دیگر...://
+از نتایج سپردن یک خونه خالی به یک عدد پسر مجرد،خراب شدن ۱۶تا از دوستاش در اقصی نقاط خانه(رو مبل،روتخت.اتاق.اشپزخونه.راهررو.کنار مودمو...)وپیدا شدن۳۴عدد لنگه جوراب بی صاحاب و چند متر ناقابل سیم درهم تنیده که گویا روزی هندزفری بودند:/و یافتن۱۱عدد فندک(از هر رنگ)زیر قالي..سوختن دو سه جای قالي و بوجود امدن  اندازه یک قابلمه بزرگ پوست تخمه توسط دندانهای محکم این قشرر بیکار جامعه می باشد:)
+خیلی دلم هوس خیاطی کرده بود ولی دریغ از پارچه درست وحسابی وچرخ خیاطی!خلاصه با همون نخ وسوزن ومازاد پارچه های





رقص با دکمه ها:))+پ.ن


وقتی انگشتانی روی صفحه ی پیانو حرکت میکند..پیچ ووتاب میخورد وفشار می آورد
رقص-انگشتان-روی-دکمه ها:))
اینجا
:))قشنگ از میزان فعالیتم معلومه امتحانا تموم شده یا بازم پست بزارم؟!!
بی ربط نوشت:«قشنگ هرچهار فصل رو توی یک روز میشه تجربه کرد!صبح پاییز،ظهر تابستون،بعداز ظهر بهار،شب زمستون:))قم عسدد دیگر...://
+از نتایج سپردن یک خونه خالی به یک عدد پسر مجرد،خراب شدن ۱۶تا از دوستاش در اقصی نقاط خانه(رو مبل،روتخت.اتاق.اشپزخونه.راهررو.کنار مودمو...)وپیدا شدن۳۴عدد لنگه جوراب بی صاحاب و چند متر ناقابل سیم درهم تنیده که گویا روزی هندزفری بودند:/و یافتن۱۱عدد فندک(از هر رنگ)زیر قالي..سوختن دو سه جای قالي و بوجود امدن  اندازه یک قابلمه بزرگ پوست تخمه توسط دندانهای محکم این قشرر بیکار جامعه می باشد:)
+خیلی دلم هوس خیاطی کرده بود ولی دریغ از پارچه درست وحسابی وچرخ خیاطی!خلاصه با همون نخ وسوزن ومازاد پارچه های





رقص با دکمه ها:))+پ.ن


وقتی انگشتانی روی صفحه ی پیانو حرکت میکند..پیچ ووتاب میخورد وفشار می آورد
رقص-انگشتان-روی-دکمه ها:))
اینجا
:))قشنگ از میزان فعالیتم معلومه امتحانا تموم شده یا بازم پست بزارم؟!!
بی ربط نوشت:«قشنگ هرچهار فصل رو توی یک روز میشه تجربه کرد!صبح پاییز،ظهر تابستون،بعداز ظهر بهار،شب زمستون:))قم عسدد دیگر...://
+از نتایج سپردن یک خونه خالی به یک عدد پسر مجرد،خراب شدن ۱۶تا از دوستاش در اقصی نقاط خانه(رو مبل،روتخت.اتاق.اشپزخونه.راهررو.کنار مودمو...)وپیدا شدن۳۴عدد لنگه جوراب بی صاحاب و چند متر ناقابل سیم درهم تنیده که گویا روزی هندزفری بودند:/و یافتن۱۱عدد فندک(از هر رنگ)زیر قالي..سوختن دو سه جای قالي و بوجود امدن  اندازه یک قابلمه بزرگ پوست تخمه توسط دندانهای محکم این قشرر بیکار جامعه می باشد:)
+خیلی دلم هوس خیاطی کرده بود ولی دریغ از پارچه درست وحسابی وچرخ خیاطی!خلاصه با همون نخ وسوزن ومازاد پارچه های





رقص با دکمه ها:))+پ.ن


وقتی انگشتانی روی صفحه ی پیانو حرکت میکند..پیچ ووتاب میخورد وفشار می آورد
رقص-انگشتان-روی-دکمه ها:))
اینجا
:))قشنگ از میزان فعالیتم معلومه امتحانا تموم شده یا بازم پست بزارم؟!!
بی ربط نوشت:«قشنگ هرچهار فصل رو توی یک روز میشه تجربه کرد!صبح پاییز،ظهر تابستون،بعداز ظهر بهار،شب زمستون:))قم عسدد دیگر...://
+از نتایج سپردن یک خونه خالی به یک عدد پسر مجرد،خراب شدن ۱۶تا از دوستاش در اقسا نقاط خانه(رو مبل،روتخت.اتاق.اشپزخونه.راهررو.کنار مودمو...)وپیدا شدن۳۴عدد لنگه جوراب بی صاحاب و چند متر ناقابل سیم درهم تنیده که گویا روزی هندزفری بودند:/و یافتن۱۱عدد فندک(از هر رنگ)زیر قالي..سوختن دو سه جای قالي و بوجود امدن  اندازه یک قابلمه بزرگ پوست تخمه توسط دندانهای محکم این قشرر بیکار جامعه می باشد:)
+خیلی دلم هوس خیاطی کرده بود ولی دریغ از پارچه درست وحسابی وچرخ خیاطی!خلاصه با همون نخ وسوزن ومازاد پارچه های





رقص با دکمه ها:))+پ.ن


وقتی انگشتانی روی صفحه ی پیانو حرکت میکند..پیچ ووتاب میخورد وفشار می آورد
رقص-انگشتان-روی-دکمه ها:))
اینجا
:))قشنگ از میزان فعالیتم معلومه امتحانا تموم شده یا بازم پست بزارم؟!!
بی ربط نوشت:«قشنگ هرچهار فصل رو توی یک روز میشه تجربه کرد!صبح پاییز،ظهر تابستون،بعداز ظهر بهار،شب زمستون:))قم عسدد دیگر...://
+از نتایج سپردن یک خونه خالی به یک عدد پسر مجرد،خراب شدن ۱۶تا از دوستاش در اقصی نقاط خانه(رو مبل،روتخت.اتاق.اشپزخونه.راهررو.کنار مودمو...)وپیدا شدن۳۴عدد لنگه جوراب بی صاحاب و چند متر ناقابل سیم درهم تنیده که گویا روزی هندزفری بودند:/و یافتن۱۱عدد فندک(از هر رنگ)زیر قالي..سوختن دو سه جای قالي و بوجود امدن  اندازه یک قابلمه بزرگ پوست تخمه توسط دندانهای محکم این قشرر بیکار جامعه می باشد:)
+خیلی دلم هوس خیاطی کرده بود ولی دریغ از پارچه درست وحسابی وچرخ خیاطی!خلاصه با همون نخ وسوزن ومازاد پارچه های





مشهد اردهال کربلای ایران


مَشهَد اَردَهال روستایی در ۴۲ کیلومتری غرب کاشان در ایران است. این روستا در میان افراد محلی به مشهد قالي نیز مشهور است. مشهد اردهال، در همسایگی دامنهٔ شرقی «قلهٔ اردهال کاشان» که بلندترین ارتفاعات ناحیهٔ اردهال کاشان است، قرار گرفته است. در این محل بنای امامزاده سلطان علی بن محمد باقر فرزند امام محمد باقر(علیه السلام) قرار دارد.
ادامه مطلب :منبع . http://azf06.blog.ir/rss





مشهد اردهال کربلای ایران


مَشهَد اَردَهال روستایی در ۴۲ کیلومتری غرب کاشان در ایران است. این روستا در میان افراد محلی به مشهد قالي نیز مشهور است. مشهد اردهال، در همسایگی دامنهٔ شرقی «قلهٔ اردهال کاشان» که بلندترین ارتفاعات ناحیهٔ اردهال کاشان است، قرار گرفته است. در این محل بنای امامزاده سلطان علی بن محمد باقر فرزند امام محمد باقر(علیه السلام) قرار دارد.
ادامه مطلب :منبع . http://azf06.blog.ir/rss





مشهد اردهال کربلای ایران


مَشهَد اَردَهال روستایی در ۴۲ کیلومتری غرب کاشان در ایران است. این روستا در میان افراد محلی به مشهد قالي نیز مشهور است. مشهد اردهال، در همسایگی دامنهٔ شرقی «قلهٔ اردهال کاشان» که بلندترین ارتفاعات ناحیهٔ اردهال کاشان است، قرار گرفته است. در این محل بنای امامزاده سلطان علی بن محمد باقر فرزند امام محمد باقر(علیه السلام) قرار دارد.
ادامه مطلب :منبع . http://azf06.blog.ir/rss





دکور مناسب خانه شما


مجموعه: دکوراسیون و چیدمان





 
 
با فرشی مناسب و زیبا، می توانید به راحتی دکور خانه خود را تغییر داده و به محیط اطراف خود احساسی تازه بدهید. کف خانه شما، مانند دیوارها، محلی است که بیشترین جلب توجه را برای افراد دارد.
 
معمولاً بعضی افراد، از اینکه هر روز نمایی تکراری از خانه خود را می بینند خسته نمی شوند. اما در حقیقت این امر، بسیار خسته کننده است. بنابراین بهتر است دیوارهای اتاق را هم دوست داشته باشید و دکور خانه خود را برای تفنن عوض کنید.
 
تغییر دکور منزل، فقط به این معنی نیست که شما بیرون رفته و فرشی زیبا خریداری کنید. در ابتدا باید تصمیم بگیرید که چه نوع دکوری می خواهید برای منزل خود در نظر بگیرید و بعد، ببینید دقیقاً چه چیزی در خانه شما وجود دارد. برای مثال، نوع مبلمان، رنگ و مدل کف، نوع ماده استفاده شده در کف و مقدار فضایی که قرار است پوشیده شود.
 
 
 
 
بنابراین مهمترین سوال





دکور مناسب خانه شما


مجموعه: دکوراسیون و چیدمان





 
 
با فرشی مناسب و زیبا، می توانید به راحتی دکور خانه خود را تغییر داده و به محیط اطراف خود احساسی تازه بدهید. کف خانه شما، مانند دیوارها، محلی است که بیشترین جلب توجه را برای افراد دارد.
 
معمولاً بعضی افراد، از اینکه هر روز نمایی تکراری از خانه خود را می بینند خسته نمی شوند. اما در حقیقت این امر، بسیار خسته کننده است. بنابراین بهتر است دیوارهای اتاق را هم دوست داشته باشید و دکور خانه خود را برای تفنن عوض کنید.
 
تغییر دکور منزل، فقط به این معنی نیست که شما بیرون رفته و فرشی زیبا خریداری کنید. در ابتدا باید تصمیم بگیرید که چه نوع دکوری می خواهید برای منزل خود در نظر بگیرید و بعد، ببینید دقیقاً چه چیزی در خانه شما وجود دارد. برای مثال، نوع مبلمان، رنگ و مدل کف، نوع ماده استفاده شده در کف و مقدار فضایی که قرار است پوشیده شود.
 
 
 
 
بنابراین مهمترین سوال





دکور مناسب خانه شما


مجموعه: دکوراسیون و چیدمان





 
 
با فرشی مناسب و زیبا، می توانید به راحتی دکور خانه خود را تغییر داده و به محیط اطراف خود احساسی تازه بدهید. کف خانه شما، مانند دیوارها، محلی است که بیشترین جلب توجه را برای افراد دارد.
 
معمولاً بعضی افراد، از اینکه هر روز نمایی تکراری از خانه خود را می بینند خسته نمی شوند. اما در حقیقت این امر، بسیار خسته کننده است. بنابراین بهتر است دیوارهای اتاق را هم دوست داشته باشید و دکور خانه خود را برای تفنن عوض کنید.
 
تغییر دکور منزل، فقط به این معنی نیست که شما بیرون رفته و فرشی زیبا خریداری کنید. در ابتدا باید تصمیم بگیرید که چه نوع دکوری می خواهید برای منزل خود در نظر بگیرید و بعد، ببینید دقیقاً چه چیزی در خانه شما وجود دارد. برای مثال، نوع مبلمان، رنگ و مدل کف، نوع ماده استفاده شده در کف و مقدار فضایی که قرار است پوشیده شود.
 
 
 
 
بنابراین مهمترین سوال





دکور مناسب خانه شما


مجموعه: دکوراسیون و چیدمان





 
 
با فرشی مناسب و زیبا، می توانید به راحتی دکور خانه خود را تغییر داده و به محیط اطراف خود احساسی تازه بدهید. کف خانه شما، مانند دیوارها، محلی است که بیشترین جلب توجه را برای افراد دارد.
 
معمولاً بعضی افراد، از اینکه هر روز نمایی تکراری از خانه خود را می بینند خسته نمی شوند. اما در حقیقت این امر، بسیار خسته کننده است. بنابراین بهتر است دیوارهای اتاق را هم دوست داشته باشید و دکور خانه خود را برای تفنن عوض کنید.
 
تغییر دکور منزل، فقط به این معنی نیست که شما بیرون رفته و فرشی زیبا خریداری کنید. در ابتدا باید تصمیم بگیرید که چه نوع دکوری می خواهید برای منزل خود در نظر بگیرید و بعد، ببینید دقیقاً چه چیزی در خانه شما وجود دارد. برای مثال، نوع مبلمان، رنگ و مدل کف، نوع ماده استفاده شده در کف و مقدار فضایی که قرار است پوشیده شود.
 
 
 
 
بنابراین مهمترین سوال





دکور مناسب خانه شما


مجموعه: دکوراسیون و چیدمان





 
 
با فرشی مناسب و زیبا، می توانید به راحتی دکور خانه خود را تغییر داده و به محیط اطراف خود احساسی تازه بدهید. کف خانه شما، مانند دیوارها، محلی است که بیشترین جلب توجه را برای افراد دارد.
 
معمولاً بعضی افراد، از اینکه هر روز نمایی تکراری از خانه خود را می بینند خسته نمی شوند. اما در حقیقت این امر، بسیار خسته کننده است. بنابراین بهتر است دیوارهای اتاق را هم دوست داشته باشید و دکور خانه خود را برای تفنن عوض کنید.
 
تغییر دکور منزل، فقط به این معنی نیست که شما بیرون رفته و فرشی زیبا خریداری کنید. در ابتدا باید تصمیم بگیرید که چه نوع دکوری می خواهید برای منزل خود در نظر بگیرید و بعد، ببینید دقیقاً چه چیزی در خانه شما وجود دارد. برای مثال، نوع مبلمان، رنگ و مدل کف، نوع ماده استفاده شده در کف و مقدار فضایی که قرار است پوشیده شود.
 
 
 
 
بنابراین مهمترین سوال





دکور مناسب خانه شما


مجموعه: دکوراسیون و چیدمان





 
 
با فرشی مناسب و زیبا، می توانید به راحتی دکور خانه خود را تغییر داده و به محیط اطراف خود احساسی تازه بدهید. کف خانه شما، مانند دیوارها، محلی است که بیشترین جلب توجه را برای افراد دارد.
 
معمولاً بعضی افراد، از اینکه هر روز نمایی تکراری از خانه خود را می بینند خسته نمی شوند. اما در حقیقت این امر، بسیار خسته کننده است. بنابراین بهتر است دیوارهای اتاق را هم دوست داشته باشید و دکور خانه خود را برای تفنن عوض کنید.
 
تغییر دکور منزل، فقط به این معنی نیست که شما بیرون رفته و فرشی زیبا خریداری کنید. در ابتدا باید تصمیم بگیرید که چه نوع دکوری می خواهید برای منزل خود در نظر بگیرید و بعد، ببینید دقیقاً چه چیزی در خانه شما وجود دارد. برای مثال، نوع مبلمان، رنگ و مدل کف، نوع ماده استفاده شده در کف و مقدار فضایی که قرار است پوشیده شود.
 
 
 
 
بنابراین مهمترین سوال





دکور مناسب خانه شما


مجموعه: دکوراسیون و چیدمان





 
 
با فرشی مناسب و زیبا، می توانید به راحتی دکور خانه خود را تغییر داده و به محیط اطراف خود احساسی تازه بدهید. کف خانه شما، مانند دیوارها، محلی است که بیشترین جلب توجه را برای افراد دارد.
 
معمولاً بعضی افراد، از اینکه هر روز نمایی تکراری از خانه خود را می بینند خسته نمی شوند. اما در حقیقت این امر، بسیار خسته کننده است. بنابراین بهتر است دیوارهای اتاق را هم دوست داشته باشید و دکور خانه خود را برای تفنن عوض کنید.
 
تغییر دکور منزل، فقط به این معنی نیست که شما بیرون رفته و فرشی زیبا خریداری کنید. در ابتدا باید تصمیم بگیرید که چه نوع دکوری می خواهید برای منزل خود در نظر بگیرید و بعد، ببینید دقیقاً چه چیزی در خانه شما وجود دارد. برای مثال، نوع مبلمان، رنگ و مدل کف، نوع ماده استفاده شده در کف و مقدار فضایی که قرار است پوشیده شود.
 
 
 
 
بنابراین مهمترین سوال





دکور مناسب خانه شما


مجموعه: دکوراسیون و چیدمان





 
 
با فرشی مناسب و زیبا، می توانید به راحتی دکور خانه خود را تغییر داده و به محیط اطراف خود احساسی تازه بدهید. کف خانه شما، مانند دیوارها، محلی است که بیشترین جلب توجه را برای افراد دارد.
 
معمولاً بعضی افراد، از اینکه هر روز نمایی تکراری از خانه خود را می بینند خسته نمی شوند. اما در حقیقت این امر، بسیار خسته کننده است. بنابراین بهتر است دیوارهای اتاق را هم دوست داشته باشید و دکور خانه خود را برای تفنن عوض کنید.
 
تغییر دکور منزل، فقط به این معنی نیست که شما بیرون رفته و فرشی زیبا خریداری کنید. در ابتدا باید تصمیم بگیرید که چه نوع دکوری می خواهید برای منزل خود در نظر بگیرید و بعد، ببینید دقیقاً چه چیزی در خانه شما وجود دارد. برای مثال، نوع مبلمان، رنگ و مدل کف، نوع ماده استفاده شده در کف و مقدار فضایی که قرار است پوشیده شود.
 
 
 
 
بنابراین مهمترین سوال





دکور مناسب خانه شما


مجموعه: دکوراسیون و چیدمان





 
 
با فرشی مناسب و زیبا، می توانید به راحتی دکور خانه خود را تغییر داده و به محیط اطراف خود احساسی تازه بدهید. کف خانه شما، مانند دیوارها، محلی است که بیشترین جلب توجه را برای افراد دارد.
 
معمولاً بعضی افراد، از اینکه هر روز نمایی تکراری از خانه خود را می بینند خسته نمی شوند. اما در حقیقت این امر، بسیار خسته کننده است. بنابراین بهتر است دیوارهای اتاق را هم دوست داشته باشید و دکور خانه خود را برای تفنن عوض کنید.
 
تغییر دکور منزل، فقط به این معنی نیست که شما بیرون رفته و فرشی زیبا خریداری کنید. در ابتدا باید تصمیم بگیرید که چه نوع دکوری می خواهید برای منزل خود در نظر بگیرید و بعد، ببینید دقیقاً چه چیزی در خانه شما وجود دارد. برای مثال، نوع مبلمان، رنگ و مدل کف، نوع ماده استفاده شده در کف و مقدار فضایی که قرار است پوشیده شود.
 
 
 
 
بنابراین مهمترین سوال





دکور مناسب خانه شما


مجموعه: دکوراسیون و چیدمان





 
 
با فرشی مناسب و زیبا، می توانید به راحتی دکور خانه خود را تغییر داده و به محیط اطراف خود احساسی تازه بدهید. کف خانه شما، مانند دیوارها، محلی است که بیشترین جلب توجه را برای افراد دارد.
 
معمولاً بعضی افراد، از اینکه هر روز نمایی تکراری از خانه خود را می بینند خسته نمی شوند. اما در حقیقت این امر، بسیار خسته کننده است. بنابراین بهتر است دیوارهای اتاق را هم دوست داشته باشید و دکور خانه خود را برای تفنن عوض کنید.
 
تغییر دکور منزل، فقط به این معنی نیست که شما بیرون رفته و فرشی زیبا خریداری کنید. در ابتدا باید تصمیم بگیرید که چه نوع دکوری می خواهید برای منزل خود در نظر بگیرید و بعد، ببینید دقیقاً چه چیزی در خانه شما وجود دارد. برای مثال، نوع مبلمان، رنگ و مدل کف، نوع ماده استفاده شده در کف و مقدار فضایی که قرار است پوشیده شود.
 
 
 
 
بنابراین مهمترین سوال





بگذار تا بگذرد...


اگر به گذشته بر می گشتم ساز زدن را از شش سالگی شروع می کردم...
ژیمناستیک را رها نمی کردم...
کلاس زبان آلمانی را زودتر شروع می کردم...مثلا ده سالگی...
اگر به گذشته بر می گشتم هیچ وقت با سحر درد و دل نمی کردم...
مادرم را از تصمیمش منصرف نمی کردم و آن روز تلفن نمی کردم...
اردوی چند روزه ی مشهد را نمی رفتم...
مدرسه نمونه دولتی هم نمی رفتم و به جایش کلاس قالي بافی را شروع می کردم...
با صندل های مشکی ام آب بازی می کردم و می گذاشتم چسب هایش خراب شود...
خواندن و نوشتن را...نه نه...خواندن و نوشتن را از همان پنج سالگی شروع می کردم...
لباس عروس بچگی هایم را به آن دخترک نچسب نمی دادم...
اگر به گذشته بر می گشتم رمان های مودب پور را هیچ وقت نمی خواندم...
کمتر نوشابه می خوردم...ذائقه ام را به خوردن شیر عادت می دادم...
باز هم لواشک های پهن شده را قبل از خشک شدن با قاشق می خوردم...
علوم اجتماعی را بیشتر دو





گره ی عشق


بی بی های ما پایِ دار  قالي حرف‏هایی می‏زدند... می‏گفتند تار و پودی که زنِ آبستن و زائو زده باشد، شل و وارفته است. فرشی که پیرزن بافته باشد، گرم است و به دردِ خوابِ زمستان می‏خورد... فرشِ دخترِ مجرد، تیزرنگ است و چشم را می‏زند... اما همان‏ها می‏گفتند که امان از قاليِ نوعروس و دخترِ عاشق... نقش‏ش هزار راه می‏رود و زیرِ بال و پرِ مرغ، اما عوض‏ش تا بخواهی جان دارد...
قِـیدار/ حضرت رضا امیرخانی :منبع . http://kooche.blog.ir/rss





شعر حس و حال / دیگر برای شعر گفتن حس و حالی...


شعر عاشقانه ی حس و حال از ستاره فرخی نژاد
دسته بندی:عاشقانه
دیگر برای شعر گفتن حس و حالی نیست
تا پر گشودن در خیالت دست و بالی نیست
این شاعر آواره ی دلخسته را حتــــــــــــــــی
در وصف تو تک مصرعی هم... احتمالی نیست !!
عمری گدای واژه بودم در هـــــــــــــــــوای تو
حالا ولی در شعرهایم جای خالی نیست
روزی قلم با هر طپش آماده ی جنگ و
اکنون چرا در من صدای قیل و قالي نیست
شاید دوباره خونِ دل جوهر شود اما
اندیشه ام درقید این حال وحوالی نیست
شعر حس و حال / دیگر  برای  شعر   گفتن  حس و حالی...
شعر مرتبط با این شعر:شعر یادگاری از ستاره فرخی نژاد / یادگاری  از  تو  دارم ...
شما می توانید این شعر را به صورت سند PDF دریافت نمایید.
دریافتعنوان: حس و حالحجم: 351 کیلوبایتتوضیحات: شعر حس و حال از ستاره فرخی نژاد :منبع . http://app-shaere.blog.ir/rss





شعر حس و حال / دیگر برای شعر گفتن حس و حالی...


شعر عاشقانه ی حس و حال از ستاره فرخی نژاد
دسته بندی:عاشقانه
دیگر برای شعر گفتن حس و حالی نیست
تا پر گشودن در خیالت دست و بالی نیست
این شاعر آواره ی دلخسته را حتــــــــــــــــی
در وصف تو تک مصرعی هم... احتمالی نیست !!
عمری گدای واژه بودم در هـــــــــــــــــوای تو
حالا ولی در شعرهایم جای خالی نیست
روزی قلم با هر طپش آماده ی جنگ و
اکنون چرا در من صدای قیل و قالي نیست
شاید دوباره خونِ دل جوهر شود اما
اندیشه ام درقید این حال وحوالی نیست
شعر حس و حال / دیگر  برای  شعر   گفتن  حس و حالی...
شعر مرتبط با این شعر:شعر یادگاری از ستاره فرخی نژاد / یادگاری  از  تو  دارم ...
شما می توانید این شعر را به صورت سند PDF دریافت نمایید.
دریافتعنوان: حس و حالحجم: 351 کیلوبایتتوضیحات: شعر حس و حال از ستاره فرخی نژاد :منبع . http://app-shaere.blog.ir/rss





بهترین فرش های ایرانی را بشناسیم!


بهترین فرش های ایرانی را بشناسیم!
فرش و قاليچه: با وجود این همه شهرت و قدمت ولی باز هم فرش ایرانی ناشناخته است؛ نه فقط برای فرنگی خریدار، ‌بلکه خود ما هم آن‌طور که باید و شاید آن را نمی‌شناسیم. کمتر کسی می‌تواند با دیدن فرشی محل بافت آن را حدس بزند و خصوصیات بارزش را باز گوید. در حالی‌که با اتمام یک قالي شناسنامه آن با خود و در خودش صادر می‌شود. نشناختن خصوصیات فرش سبب می‌شود خریدار هنگام خرید بدون توجه به موارد استفاده آن، قالي را فقط به دلیل زیبایی یا طرح و نقشه‌اش بخرد و بعد پشیمان شود که مثلا کار فلان جا دوام ندارد؛ ‌در حالی‌که نداشتن اطلاعات کافی از طبیعت و دستاوردهای یک محل به انتخاب نادرست انجامیده و در حقیقت این موضوع سبب از بین رفتن قالي شده است. حال ما تصمیم داریم به بررسی ویژگی‌های قالي چند شهر مهم کشورمان بپردازیم. چند سطری با ما باشید؛ شاید شما هم از اینکه با توجه به نقشه فرشی





فرش مشهد


فرش مشهد را همه به نوعی می شناسیم گاهی برخی از تولید کنندگان فرش ماشینی اسم شرکت خود را با شهر خاصی تلفیق می کنند و مثلا با نام فرش مشهد نام گذاری می کنند. بسیاری از شرکت هایی که نام مشهد یا یزد یا تهران و کاشان را یدک می کشند در شهر های دیگر مشغول فعالیت هستند.
به
طور کلی تولید کنندگان و عرضه کنندگان فرش ماشینی روی برند و اسم فرش
سرمایه گذاری می کنند و این باعث می شود گاهی اسمی انتخاب شود که مشخصه فرش
نیست.
کارخانه
فرش ماشینی کاشان یکی از بهترین تولیدد کنندگان فرش ماشینی در ایران است
که هر ساله با تولید فرش ماشینی با کیفیت توانسته رضایت مشتریان گرامی را
جلب کند.
شرکت
فرش ماشینی کاشان با ارائه نمایندگی فرش به سراسر ایران توانسته بهترین
فرش ها را به مردم عرضه کند چرا که فرش ماشینی کاشان از نخ هیت ست شده و
مرغوب تهیه می شود و مدل قالي بسیار زیبایی دارد.
کارخانه
فرش ماشینی توانسته ب





پوست کلفت


خودت که شاهد بودی میرزا! انصافا در زمینه وجاهت چیزی از مارلون براندوی فقید کم نداشتم.تا حدی که مادر مجبور شده بود هر وقت اقوام را برای مهمانی وعده میگیرد، دست دخترها تیزی پلاستیکی بدهد تا کار دست خودشان ندهند. پدر خدابیامرز_ هر چه خاک اوست بقای عمر شما و اهل و عیالتان باشد_ هم رخصت بیرون رفتن به من نمی داد  که خدای نکرده چشم نخورم.
حتی یادم می آید یک صبح آدینه ای که برای نماز صبح بیدار شدم، مادر روی بالشتم یک تار مو پیدا کرد... قشقرقی به پا کرد که بیا و ببین، آسمان را آورد زمین که کاکل پسر ما چشم خورده.  همان طور ناشتا مرا خواباند و بنا کرد به شکستن تخم مرغ خام بالای سرم.
اسم تمام آشنا ها را گفت ، حتی اسم محمود اجل برگشته را ، حتی اسم شما را . ولی تخم مرغ پوست کلفتی بود و به این راحتی ها بند را آب نمی داد. مادر یک نیم نگاهی به پدرم که خروپف می کرد انداخت و زیر لب آرام گفت : سعید... تخم مرغ





پوست کلفت


خودت که شاهد بودی میرزا! انصافا در زمینه وجاهت چیزی از مارلون براندوی فقید کم نداشتم.تا حدی که مادر مجبور شده بود هر وقت اقوام را برای مهمانی وعده میگیرد، دست دخترها تیزی پلاستیکی بدهد تا کار دست خودشان ندهند. پدر خدابیامرز_ هر چه خاک اوست بقای عمر شما و اهل و عیالتان باشد_ هم رخصت بیرون رفتن به من نمی داد  که خدای نکرده چشم نخورم.
حتی یادم می آید یک صبح آدینه ای که برای نماز صبح بیدار شدم، مادر روی بالشتم یک تار مو پیدا کرد... قشقرقی به پا کرد که بیا و ببین، آسمان را آورد زمین که کاکل پسر ما چشم خورده.  همان طور ناشتا مرا خواباند و بنا کرد به شکستن تخم مرغ خام بالای سرم.
اسم تمام آشنا ها را گفت ، حتی اسم محمود اجل برگشته را ، حتی اسم شما را . ولی تخم مرغ پوست کلفتی بود و به این راحتی ها بند را آب نمی داد. مادر یک نیم نگاهی به پدرم که خروپف می کرد انداخت و زیر لب آرام گفت : سعید... تخم مرغ





پوست کلفت


خودت که شاهد بودی میرزا! انصافا در زمینه وجاهت چیزی از مارلون براندوی فقید کم نداشتم.تا حدی که مادر مجبور شده بود هر وقت اقوام را برای مهمانی وعده میگیرد، دست دخترها تیزی پلاستیکی بدهد تا کار دست خودشان ندهند. پدر خدابیامرز_ هر چه خاک اوست بقای عمر شما و اهل و عیالتان باشد_ هم رخصت بیرون رفتن به من نمی داد  که خدای نکرده چشم نخورم.
حتی یادم می آید یک صبح آدینه ای که برای نماز صبح بیدار شدم، مادر روی بالشتم یک تار مو پیدا کرد... قشقرقی به پا کرد که بیا و ببین، آسمان را آورد زمین که کاکل پسر ما چشم خورده.  همان طور ناشتا مرا خواباند و بنا کرد به شکستن تخم مرغ خام بالای سرم.
اسم تمام آشنا ها را گفت ، حتی اسم محمود اجل برگشته را ، حتی اسم شما را . ولی تخم مرغ پوست کلفتی بود و به این راحتی ها بند را آب نمی داد. مادر یک نیم نگاهی به پدرم که خروپف می کرد انداخت و زیر لب آرام گفت : سعید... تخم مرغ





پوست کلفت


خودت که شاهد بودی میرزا! انصافا در زمینه وجاهت چیزی از مارلون براندوی فقید کم نداشتم.تا حدی که مادر مجبور شده بود هر وقت اقوام را برای مهمانی وعده میگیرد، دست دخترها تیزی پلاستیکی بدهد تا کار دست خودشان ندهند. پدر خدابیامرز_ هر چه خاک اوست بقای عمر شما و اهل و عیالتان باشد_ هم رخصت بیرون رفتن به من نمی داد  که خدای نکرده چشم نخورم.
حتی یادم می آید یک صبح آدینه ای که برای نماز صبح بیدار شدم، مادر روی بالشتم یک تار مو پیدا کرد... قشقرقی به پا کرد که بیا و ببین، آسمان را آورد زمین که کاکل پسر ما چشم خورده.  همان طور ناشتا مرا خواباند و بنا کرد به شکستن تخم مرغ خام بالای سرم.
اسم تمام آشنا ها را گفت ، حتی اسم محمود اجل برگشته را ، حتی اسم شما را . ولی تخم مرغ پوست کلفتی بود و به این راحتی ها بند را آب نمی داد. مادر یک نیم نگاهی به پدرم که خروپف می کرد انداخت و زیر لب آرام گفت : سعید... تخم مرغ





پوست کلفت


خودت که شاهد بودی میرزا! انصافا در زمینه وجاهت چیزی از مارلون براندوی فقید کم نداشتم.تا حدی که مادر مجبور شده بود هر وقت اقوام را برای مهمانی وعده میگیرد، دست دخترها تیزی پلاستیکی بدهد تا کار دست خودشان ندهند. پدر خدابیامرز_ هر چه خاک اوست بقای عمر شما و اهل و عیالتان باشد_ هم رخصت بیرون رفتن به من نمی داد  که خدای نکرده چشم نخورم.
حتی یادم می آید یک صبح آدینه ای که برای نماز صبح بیدار شدم، مادر روی بالشتم یک تار مو پیدا کرد... قشقرقی به پا کرد که بیا و ببین، آسمان را آورد زمین که کاکل پسر ما چشم خورده.  همان طور ناشتا مرا خواباند و بنا کرد به شکستن تخم مرغ خام بالای سرم.
اسم تمام آشنا ها را گفت ، حتی اسم محمود اجل برگشته را ، حتی اسم شما را . ولی تخم مرغ پوست کلفتی بود و به این راحتی ها بند را آب نمی داد. مادر یک نیم نگاهی به پدرم که خروپف می کرد انداخت و زیر لب آرام گفت : سعید... تخم مرغ





تو آرامش سرزمینهای بهشتی


آخرین بار که دیدمت
قامت بسته بود آن نگاهت با نفس شبستانها
و من در مجادله با دستان بهت انگیز «تاریکی دلم»
زندگی،
«مومنی» است از «قبیله کفار» که در محضر اشک های کعبه
سجده می کند خالق  گردباد ها را...

آخرین بار که دیدمت،
در تموج نگاهت، 
انگار مصاحبت نور بود و زوایای خلوت محراب
تو باید آنجا بوده باشی
همه می دانند
«تو آرامش سرزمینهای بهشتی»
من شنیدم،
فرشته ای می گفت به فرمان تو
نسیمی خنک می چید سرشاخه های قنوت اشیا را...


من چقدر دلتنگ توام امروز!
ظهر روزهای دلتنگی همیشه اینگونه بلند است آیا؟
روزی من از کبوتران محله های «دوستی»  پرسیدم
چیست ترجمان رج های گلیم زندگی؟
چه کسی می بافد قالي فرش سبز انتظار را؟
هد هدی می گذشت از آن حوالی:
«هنوز هیچ عاشقی ندیدم که آرامش را آرام یافته باشد...»

تمام سکوت سرزمین های آرامش نذرت باشد ای دور شده از من!
تو که نامت همه «آرامش» 
پیش از رسیدن کاروان های شرمگی





تو آرامش سرزمینهای بهشتی


آخرین بار که دیدمت
قامت بسته بود آن نگاهت با نفس شبستانها
و من در مجادله با دستان بهت انگیز «تاریکی دلم»
زندگی،
«مومنی» است از «قبیله کفار» که در محضر اشک های کعبه
سجده می کند خالق  گردباد ها را...

آخرین بار که دیدمت،
در تموج نگاهت، 
انگار مصاحبت نور بود و زوایای خلوت محراب
تو باید آنجا بوده باشی
همه می دانند
«تو آرامش سرزمینهای بهشتی»
من شنیدم،
فرشته ای می گفت به فرمان تو
نسیمی خنک می چید سرشاخه های قنوت اشیا را...


من چقدر دلتنگ توام امروز!
ظهر روزهای دلتنگی همیشه اینگونه بلند است آیا؟
روزی من از کبوتران محله های «دوستی»  پرسیدم
چیست ترجمان رج های گلیم زندگی؟
چه کسی می بافد قالي فرش سبز انتظار را؟
هد هدی می گذشت از آن حوالی:
«هنوز هیچ عاشقی ندیدم که آرامش را آرام یافته باشد...»

تمام سکوت سرزمین های آرامش نذرت باشد ای دور شده از من!
تو که نامت همه «آرامش» 
پیش از رسیدن کاروان های شرمگی





مطالعات, طراحی, و, معماری, نمایشگاه, و ,موزه فرش


مطالعات طراحی و معماری نمایشگاه و موزه فرش











تاریخ ایجاد


30/11/2015 12:00:00 ق.ظ

  
تعدادبرگ: 155 صفحه فایل Word
  قیمت: 24000 تومان
  

 تعدادمشاهده
 4





















مطالعات طراحی و معماری طراحی موزه فرش
 
پیشگفتار
 
تردیدی نیست





مطالعات, طراحی, و, معماری, نمایشگاه, و ,موزه فرش


مطالعات طراحی و معماری نمایشگاه و موزه فرش











تاریخ ایجاد


30/11/2015 12:00:00 ق.ظ

  
تعدادبرگ: 155 صفحه فایل Word
  قیمت: 24000 تومان
  

 تعدادمشاهده
 4





















مطالعات طراحی و معماری طراحی موزه فرش
 
پیشگفتار
 
تردیدی نیست





اگر


استکان سفید چینی چای نیم خورده اش را میگذارد روی میز.
دسته ی صندلی را می گیرد، بلند می شود و اتاق را قدم می زند.
زیر چشمی قدم ها-ش را دنبال می کنم تا می رسد به پشت صندلی ام.
دلم می ریزد.
چادرم را مرتب می کنم
انگشت های پا-م را روی هم می فشارم و بی که بفهمم؛ گل بوته های قالي را له می کنم!
صدای قدم ها-ش قطع می شود...
با گونه های سرخ شده، آرام و یواشکی سرم را می چرخانم...
کنار پنجره ایستاده است و زل زده به نارنجی قرمزهای درخت خرمالوی حیات.
بی که نگاهش را از حیات بردارد سرفه ی آرامی می کند، و بی هیچ کلام پس و پیشی آرام تر می گوید:
-یادت باشد!
اگر موها-ت را واز کردی و او بی که حرفی بزند، ماتش برد و لب هاش کمی از هم فاصله گرفت و زل زد به-ت؛..
غرق شده در امواج اقیانوس موهات و دارد شعر می گوید.
بُهت-ش را بهانه نکن
غزلش را بغل بگیر!
نگاه پرخجالتم را برمی گردانم رو به گل های ریز سرخ و صورتی رومیزی! آ





اگر


استکان سفید چینی چای نیم خورده اش را میگذارد روی میز.
دسته ی صندلی را می گیرد، بلند می شود و اتاق را قدم می زند.
زیر چشمی قدم ها-ش را دنبال می کنم تا می رسد به پشت صندلی ام.
دلم می ریزد.
چادرم را مرتب می کنم
انگشت های پا-م را روی هم می فشارم و بی که بفهمم؛ گل بوته های قالي را له می کنم!
صدای قدم ها-ش قطع می شود...
با گونه های سرخ شده، آرام و یواشکی سرم را می چرخانم...
کنار پنجره ایستاده است و زل زده به نارنجی قرمزهای درخت خرمالوی حیات.
بی که نگاهش را از حیات بردارد سرفه ی آرامی می کند، و بی هیچ کلام پس و پیشی آرام تر می گوید:
-یادت باشد!
اگر موها-ت را واز کردی و او بی که حرفی بزند، ماتش برد و لب هاش کمی از هم فاصله گرفت و زل زد به-ت؛..
غرق شده در امواج اقیانوس موهات و دارد شعر می گوید.
بُهت-ش را بهانه نکن
غزلش را بغل بگیر!
نگاه پرخجالتم را برمی گردانم رو به گل های ریز سرخ و صورتی رومیزی! آ





اگر


استکان سفید چینی چای نیم خورده اش را میگذارد روی میز.
دسته ی صندلی را می گیرد، بلند می شود و اتاق را قدم می زند.
زیر چشمی قدم ها-ش را دنبال می کنم تا می رسد به پشت صندلی ام.
دلم می ریزد.
چادرم را مرتب می کنم
انگشت های پا-م را روی هم می فشارم و بی که بفهمم؛ گل بوته های قالي را له می کنم!
صدای قدم ها-ش قطع می شود...
با گونه های سرخ شده، آرام و یواشکی سرم را می چرخانم...
کنار پنجره ایستاده است و زل زده به نارنجی قرمزهای درخت خرمالوی حیات.
بی که نگاهش را از حیات بردارد سرفه ی آرامی می کند، و بی هیچ کلام پس و پیشی آرام تر می گوید:
-یادت باشد!
اگر موها-ت را واز کردی و او بی که حرفی بزند، ماتش برد و لب هاش کمی از هم فاصله گرفت و زل زد به-ت؛..
غرق شده در امواج اقیانوس موهات و دارد شعر می گوید.
بُهت-ش را بهانه نکن
غزلش را بغل بگیر!
نگاه پرخجالتم را برمی گردانم رو به گل های ریز سرخ و صورتی رومیزی! آ





شنبه تعطیل و عیدتون مبارک


سلام علیکم. عییییییییدتون مبارک 
انشالله عیدیهای خوبی دریافت کنید، شفای بیماران، گشایش کارها و زندگی و برآورده شدن هر چی آرزوی خوب تو دلتونه. 
برای من این روزها فرصت خوبی بود بیشتر بخوابم و استراحت کنم. دیدم که خونه تکونی شب یلدا مد شده و مردم قالي و پرده هاشون رو دادن بشورن، من هم نشستم جاهایی که کمتر تمیز میشه رو تمیز کردم. مثلا با گوش پاک کن و الکل هرچی کنترل و گوشی تلفن و کیبورد لپ تاپ و ... رو تمیز کردم. بعضی کارهای خونه رو انجام دادم و خیلی هاش مونده. آبریزش بینی شدید امونم رو بریده. نه حالشو دارم دکتر برم و نه با درمانهای خانگی خوب میشه. هنوز عفونت نداره فقط ابریزشه که نمیدونم از آلرژیه یا از سرماخوردگی. آخه قرص آلرژی رو قطع کردم. 
دیروز برای اینکه روحیمون عوض شه رفتیم سلام بمبئی دیدیم. گول نخورین. هیچ چیزی واسه دیدن نداره. آخرش که اشک داره، به لحاظ فرهنگی و هنری هم چیزی واسه عرضه ن





هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق...


لیلی و مجنون اسمی بود که بچه ها برای عزیز و آقاجون انتخاب کرده بودند. اوایل که عروس خانواده شان شده بودم فکر میکردم اغراق میکنند. اما کم کم که محبت های عزیز و هواداری های آقاجون را دیدم به این نتیجه رسیدم که این اسم خیلی هم زیاد نیست.
تا اینکه آقاجون به خاطر دوتا عمل پی در پی در بیمارستان بستری شد و بعد از چند هفته، دقیقا روز سوم محرم،( و دقیقا همان روز عمل من) دنیا را ترک کرد.

 و اما عزیز... عزیز خیلی خوش صحبت و دوستداشتنی ست. هر وقت مرا می بیند از خاطرات قدیمش تعریف میکند. از خانه ی همسایه داری شان، و وقتی می خواهد سراغ همسری را بگیرد، می گوید رفیقت کجاست؟ و همیشه من و شوی گرامی را به رفاقت و عشق دعوت میکند.
هنوز بعد از هفتاد هشتاد سال، عشق در دستانش شعله می کشد. و هروقت موقع رفتن باهاش دست میدهم،‌ به نشانه ی احترام به سیادتم دستم را می بوسد و شرمنده ام میکند...
چهل روزی از فوت آقاجو





کاشان در نگاهی متفاوت و جذاب


کاشان شهر طلایی هنر ایران 
خانه های سنتی کاشان-شهر طلایی هنر ایران 
خانه های سنتی کاشان مانند خانه های قدیمی سایر شهرهای بزرگ ایران از دو بخش جداگانه و بیرونی و اندرونی تشکیل شده است. قسمت بیرونی خانه برای پذیرایی از مهمانان خانواده و شرکای  تجاری صاحب خانه بنا می باشد و به همین دلیل دارای زیباترین تزیینات بود. در این بخش از خانه معمولا تالار پذیرایی بسیار آراسته ای قرار داشت که با شکوه ترین قسمت بیرونی محسوب می شد. این تالار مزین معمولا سقف بسیار بلندی داشت اما اتاق های گرداگرد آن در دو طبقه بنا می شدند.در هنگام پذیرایی اتاق های طبقه بالا به خانم ها اختصاص داشت تا ضمن شرکت در مجلس از چشم نامحرمان در امان باشند. برخلاف بخش بیرونی اندرونی خانه ها بسیار ساده تر بود اما در عین حال فضای آرام و آسایش بخشی برای اعضای خانواده ایجاد می کرد. قسمت بیرونی و اندرونی طوری به هم مرتبط شدند که در عین رفت





کاشان در نگاهی متفاوت و جذاب


کاشان شهر طلایی هنر ایران 
خانه های سنتی کاشان-شهر طلایی هنر ایران 
خانه های سنتی کاشان مانند خانه های قدیمی سایر شهرهای بزرگ ایران از دو بخش جداگانه و بیرونی و اندرونی تشکیل شده است. قسمت بیرونی خانه برای پذیرایی از مهمانان خانواده و شرکای  تجاری صاحب خانه بنا می باشد و به همین دلیل دارای زیباترین تزیینات بود. در این بخش از خانه معمولا تالار پذیرایی بسیار آراسته ای قرار داشت که با شکوه ترین قسمت بیرونی محسوب می شد. این تالار مزین معمولا سقف بسیار بلندی داشت اما اتاق های گرداگرد آن در دو طبقه بنا می شدند.در هنگام پذیرایی اتاق های طبقه بالا به خانم ها اختصاص داشت تا ضمن شرکت در مجلس از چشم نامحرمان در امان باشند. برخلاف بخش بیرونی اندرونی خانه ها بسیار ساده تر بود اما در عین حال فضای آرام و آسایش بخشی برای اعضای خانواده ایجاد می کرد. قسمت بیرونی و اندرونی طوری به هم مرتبط شدند که در عین رفت





زیر زمین! [شهید ایوب یاوری]


زن جوان انباری را گشت و صدا زد:

-ایوب ...ایوب ....بازی تمومه مامان. اینقدر منو حرص نده. فکر می کنم رفتی تو کوچه، دوباره گم شدی. اون وقت آواره کوچه و خیابون می شم ها! ...

صدایی به گوش نرسید. زن جوان از زیرزمین بیرون آمد. توی باغچه را نگاهی انداخت و پشت بوته ها را گشت. نگاهی به ایوان انداخت، نگاهی به بشکه های گوشه حیاط. به سمت آنها رفت. خم شد و پشت بشکه ها را نگاهی انداخت. پسرک پشت بشکه ها بود. توی خودش چمباتمه زده بود و با لبخندی از سر شیطنت به زن نگاه می کرد.

زن گفت: خدا بگم چیکارت نکنه ایوب! ...دوباره هول به دلم انداختی. فکر کردم دوباره گم شدی. مگه نگفتم دیگه از این کارا نکن؟!

ایوب از خنده ریسه می رود. زن دست دراز می کند تا پسر را از پشت بشکه بیرون بیاورد.

پیرزن انباری را می گردد و صدا می زند: ایوب...ایوب... ایوب...کجایی مادر؟! بسه دیگه. خودتو نشون بده.

هن هن کنان در حالی که از پادر





زیر زمین! [شهید ایوب یاوری]


زن جوان انباری را گشت و صدا زد:

-ایوب ...ایوب ....بازی تمومه مامان. اینقدر منو حرص نده. فکر می کنم رفتی تو کوچه، دوباره گم شدی. اون وقت آواره کوچه و خیابون می شم ها! ...

صدایی به گوش نرسید. زن جوان از زیرزمین بیرون آمد. توی باغچه را نگاهی انداخت و پشت بوته ها را گشت. نگاهی به ایوان انداخت، نگاهی به بشکه های گوشه حیاط. به سمت آنها رفت. خم شد و پشت بشکه ها را نگاهی انداخت. پسرک پشت بشکه ها بود. توی خودش چمباتمه زده بود و با لبخندی از سر شیطنت به زن نگاه می کرد.

زن گفت: خدا بگم چیکارت نکنه ایوب! ...دوباره هول به دلم انداختی. فکر کردم دوباره گم شدی. مگه نگفتم دیگه از این کارا نکن؟!

ایوب از خنده ریسه می رود. زن دست دراز می کند تا پسر را از پشت بشکه بیرون بیاورد.

پیرزن انباری را می گردد و صدا می زند: ایوب...ایوب... ایوب...کجایی مادر؟! بسه دیگه. خودتو نشون بده.

هن هن کنان در حالی که از پادر






1 2 »