بزرگترین آرشیو وبلاگ های فارسی

محل تبلیغات
اخبار ذوزنقه : با سامانه قدرتمند ذوزنقه پیش از بقیه مطالب جدید را مشاهده کنید و بروز باشید




برای شهادت...


من کیستم مگر، که بگویم تو کیستیبسیار از تو گفته‌ام اما تو نیستیمن هرچه گریه می‌کنم آدم نمی‌شومای کاش تو، به حال دلم می‌گریستیدیگر چگونه روی دو پایم بایستموقتی به نيزه تکیه زدی تا بایستیای هرچه آب دربدرِخاکِ پای تودر این زمین خشک به دنبال چیستی؟باید بمیرم از غم این زندگانی‌اموقتی که جز برای شهادت نزیستی#زهرا_بشری_موحد :منبع . http://shereheyat.blog.ir/rss





شهید مهدی صابری سلام ما رو برسون...


سلام بر فرزندِ خاتم پیامبران ،
سلام بر فرزند سرور جانشینان ،
سلام بر فرزند فاطمه زهراء ،
سلام بر فرزند خدیجه کبرى ،
 
سلام بر آن آغشته به خون 
سلام بر آنکه (حُرمَتِ) خیمه گاهش دریده شد ،
سلام بر پنجمینِ اصحابِ کساء ،
سلام بر غریبِ غریبان،
سلام بر شهیدِ شهیدان ،
سلام بر مقتولِ دشمنان ،
سلام بر ساکنِ کربلاء ،
 
سلام بر آن کسى که فرشتگانِ آسمان بر او گریستند ،
 سلام بر آن گریبان هاى چـاک شده،
سلام بر آن لب هاى خشکیده،
سـلام بر آن جان هاى مُستأصل و ناچار ،
سـلام بر آن ارواحِ (از کالبد) خارج شده ،
سلام بر آن جسـدهاى برهـنه( بر خاک)،
 
سـلام بر آن بدن هاى لاغر و نحیف
سلام بر آن خون هاى جارى ،
سلام بر آن اعضاىِ قطعه قطعه شده ،
سلام بر آن سرهاىِ بالا رفته (بر نيزه ها)،
سلام برآن بانوانِ بیرون آمده (از خیمه ها)،
 
سلام بر آن بدن هاى برهـنه شده،
سلام بر آن خانواده اى که نزدیک (و همراه سَروَرشان) بود





دروغ


از کجا شروع شدم
و در کجا پایان می یابم
نمی دانم!!!
از دل ستاره آمدم
یا ته دریا
به خاطر ندارم!!!
در مسیر عبور از رنگین کمان
هر لحظه کدامین رنگ را به خود گرفتم
فراموش کردم!!!
نمی دانم و به یادم نمی آورم
اصالتم را....

رو به آینه،هیچ تصوری از خود نمی یابم
جز ترس و تردید و حسرت 
و شوق زیستن که در آن بین
گاهی رخ می نماید
در هر هوایی خفه می شوم
جز آن هوا که بوی عشق داشت
و بر قلب من طوفان می کرد
و نيزه اشک را بر دلم می زد
در میان گفتن تمام"دوست دارم ها"
این که گفتم خودم را دوست دارم
دروغ بود،دروغ.....
 "خودم برای خودم"
خلاصه شد به دردی در سینه
و این را دوست ندارم
:منبع . http://nirvana-atela.blog.ir/rss





رحمت خدا


امیر قافلۀ دشت کربلاست حسینبه راه بادیۀ عشق، آشناست حسینببین که در پی قربان شدن به تیغ ستمچو نخل سر زده از باغ کربلاست حسین...به قامتی شرف‌آموز آسمان بلندستاده در بر شمشیر کینه راست حسین...چو آسمان، تنش آذین به گُل‌ستارۀ زخمصبور مانده به نیزار نيزه‌هاست حسینبه راه دوست، گذشت از جهان و جان بنگربه استقامت و ایثار، تا کجاست حسینرها ز رنگ تعلق، به ملک استغنارضا به دادۀ حق داده و رضاست حسینچو شیر شرزه، شکار افکن است و دشمن‌گیربه کارزار، همانند مرتضاست حسینخدای را، مشو از موج حادثات ملولکه در سفینۀ تقدیر، ناخداست حسینبه خون پاک شهیدان کربلا سوگندکه در حریم وفا رحمت خداست حسین#مشفق_کاشانی :منبع . http://shereheyat.blog.ir/rss





عشق جاودان


بین حسین وزینب یک عشق جاودان است/روشن زکربلایش این قلب شیعیان است/از کودکی همیشه برهم علاقه دارند/زینب بر برادر الگوی این جهان است/هرجاحسین رفته همراه اوست خواهر/ازبعدکربلا او گریان وبی امان است/سخت است بهرزینب سرهای روی نيزه/ازکوفه تا خرابه اشک همه روان است/زینب برای مهدی آهنگ گریه دارد/بهرظهور مولا این عاشقی عیان است/
:منبع . http://hajipoor.blog.ir/rss





از پایین شمشیر می خوریم و نیزه را بالا در هوا می زنیم!


در واقع فیلم های سینمایی و سریال های تلویزیونی کانون اتفاق و جریان است؛ نه کلاس درس و کتابخانه و جلسه سخنرانی و همایش های متعدد... آن که باید کار را درست کند، رسانه است؛ یعنی باید کار را از همان جایی درست کرد که خراب شده است.
ادامه مطلب
نویسنده: حمیدرضا صادقی :منبع . http://faslnamehnoor.blog.ir/rss





از پایین شمشیر می خوریم و نیزه را بالا در هوا می زنیم!


در واقع فیلم های سینمایی و سریال های تلویزیونی کانون اتفاق و جریان است؛ نه کلاس درس و کتابخانه و جلسه سخنرانی و همایش های متعدد... آن که باید کار را درست کند، رسانه است؛ یعنی باید کار را از همان جایی درست کرد که خراب شده است.
ادامه مطلب
نویسنده: حمیدرضا صادقی :منبع . http://faslnamehnoor.blog.ir/rss





اشعار مداحی ۲۲ آبان ۱۳۹۵ - حاج حسین سیب سرخی


اشعار مداحی ۲۲ آبان ۱۳۹۵ - حاج حسین سیب سرخی
اختصاصی از وبسایت ذاکران
برای دیدن اشعار به ادامه مطلب رجوع کنید...

حرم پاداش نوکریم (زمینه)
حرم پاداش نوکری
حرم خونه ی مادری
حرم اربعینش باصفا تره
حسین خیلی مردی آقا
بازم دعوت کردی آقا خودت کاری کردی که آبروم نره
آقا بنویس بازم بیام تو حرم بدم سلام به علی اکبرت
منو هر جوری شده آقا برسون به کربلا تو رو جون مادرت
حسین وا وا وا کربلا حسین حسین وا وا وا
بازم مستی و شور و شین دلم لبیک یا حسین
میگیم موکب موکب جان آقام حسین
بازم شد خوش بحال ما رسید تحویل سال ما
میریم مهمونی پیش امام حسین
آقا زائرا پیاده ها از نجف تا کربلا
با دعای فاطمه ، همه همسفر با خواهرت با نگاه دخترت
دلامون پر از غم
حسین وا وا وا کربلا حسین حسین وا وا وا
رسید زینب با کوه غم رسید اما با قد خم
میگه داداش غرق آه و ناله ام ببین غصه خوردم حسین
ببین بی تو مردم حسین داداش شرمنده که بی س





به تو چه؟؟؟!!!!


همه ی ما ، به ذهنمان ، به درگیری فکرمان ، به بی خوابی هایمان ، به نسخه ای که با یک نگاه برای مردم میپیچیم، یک " به تو چه " بدهکاریم . اینکه فلان آدم رنگ مویش را تغییر داده ، کجا رفته ، با چه کسی دوست است و پول مسافرتش را از کجا آورده ، اینکه نقل و نبات حرف هایمان ، قضاوت کردن راجع به طرز پوشش و خانه و روابط یک نفر است ، از ضعف ما ست . ما یاد گرفتیم در زندگی ، مسائلی که به ما ربطی ندارد بزرگ کنیم ، قصه بسازیم ، ذهنمان را درگیر کنیم و شب ها برای هر رفتار آدم های زندگی مان دلیل بتراشیم . بعد هم همان دلیل ها نيزه ی تیزی توی قلبمان باشد و وقتی میبینیمشان به خاطر توهم های خودمان ، با آن سرد برخورد کنیم . کار سختی نیست ، از خودمان شروع کنیم ، بعد هم به فرزندانمان یاد بدهیم ، تا نسلی که عوض میشود لااقل این مسائل برایش حل شده باشد . که وقتی چیزی به ما مربوط نیست ، وقتی آزاری به تو نمیرساند خیلی آرا





به تو چه؟؟؟!!!!


همه ی ما ، به ذهنمان ، به درگیری فکرمان ، به بی خوابی هایمان ، به نسخه ای که با یک نگاه برای مردم میپیچیم، یک " به تو چه " بدهکاریم . اینکه فلان آدم رنگ مویش را تغییر داده ، کجا رفته ، با چه کسی دوست است و پول مسافرتش را از کجا آورده ، اینکه نقل و نبات حرف هایمان ، قضاوت کردن راجع به طرز پوشش و خانه و روابط یک نفر است ، از ضعف ما ست . ما یاد گرفتیم در زندگی ، مسائلی که به ما ربطی ندارد بزرگ کنیم ، قصه بسازیم ، ذهنمان را درگیر کنیم و شب ها برای هر رفتار آدم های زندگی مان دلیل بتراشیم . بعد هم همان دلیل ها نيزه ی تیزی توی قلبمان باشد و وقتی میبینیمشان به خاطر توهم های خودمان ، با آن سرد برخورد کنیم . کار سختی نیست ، از خودمان شروع کنیم ، بعد هم به فرزندانمان یاد بدهیم ، تا نسلی که عوض میشود لااقل این مسائل برایش حل شده باشد . که وقتی چیزی به ما مربوط نیست ، وقتی آزاری به تو نمیرساند خیلی آرا





تولید کننده راه بند های اتوماتیک در جمهوری اسلامی ایران


شرکت فنی و مهندسی اوژن تنها مرکز تخصصی تولید بیش از 30 مدل راه بند اتوماتیک در جمهوری اسلامی ایرانتولید انواع راه بند های اتوماتیک میله ای الکترومکانیکتولید انواع راه بند های اتوماتیک میله ای هیدرولیکتولید انواع راه بند های اتوماتیک زنجیریتولید انواع راه بند های اتوماتیک ستونیتولید انواع راه بند های اتوماتیک امنیتی نيزه ایتولید انواع راه بند های اتوماتیک خندقیتولید انواع راه بند های اتوماتیک دیواره ایتولید انواع راه بند های اتوماتیک آکاردئونینصب و راه اندازی انواع راه بند اتوماتیک و سیستم های کنترل تردد در استان اصفهانمرجع قیمت انواع راه بند اتوماتیک تولیدی مجموعه اوژن در جمهوری اسلامی ایرانمدیریت فروش : 09130206722
:منبع . http://rahband.blog.ir/rss





آه گلادیاتور ها


‎معونت از آن توست
‎آه الهیکُمُ التکاثر
‎که آوخ می چکد از چشمم
‎ز شرم این همه هیاهوی علی
‎چه ماراست بس
‎چه ماراست بس
‎چه این دویدن و بلعیدن ماراست بس
‎معونت از آن توست
‎آه الهاکم التکاثر
‎حتی رنج حتی زُرتُمُ المقابر
‎حتی حضور بی غش
‎آه ای گلادیاتورهای پارک وی
‎آی صف ساکن آهن ، چیدمان حسرت
‎نيزه ها بردار که دم غروب است
‎جا نماند خود نمای کسی ز پارکس اِوِی
‎نيزه ها بگذار که دم غروب است
‎جا نماند خود نماز کسی ز جوانمرد قصاب ز شهرری
‎معونت از آن توست
‎الهاکم التکاثر
:منبع . http://beinsane.blog.ir/rss





آه گلادیاتور ها


‎معونت از آن توست
‎آه الهاکُمُ التکاثر
‎که آوخ می چکد از چشمم
‎ز شرم این همه هیاهوی علی
‎چه ماراست بس
‎چه ماراست بس
‎چه این دویدن و بلعیدن ماراست بس
‎معونت از آن توست
‎آه الهاکم التکاثر
‎حتی رنج حتی زُرتُمُ المقابر
‎حتی حضور بی غش
‎آه ای گلادیاتورهای پارک وی
‎آی صف ساکن آهن ، چیدمان حسرت
‎نيزه ها بردار که دم غروب است
‎جا نماند خود نمای کسی ز پارکس اِوِی
‎نيزه ها بگذار که دم غروب است
‎جا نماند خود نماز کسی ز جوانمرد قصاب ز شهرری
‎معونت از آن توست
‎الهاکم التکاثر
:منبع . http://beinsane.blog.ir/rss





آه گلادیاتور ها


‎معونت از آن توست
‎آه الهاکُمُ التکاثر
‎که آوخ می چکد از چشمم
‎ز شرم این همه هیاهوی علی
‎چه ماراست بس
‎چه ماراست بس
‎چه این دویدن و بلعیدن ماراست بس
‎معونت از آن توست
‎آه الهاکم التکاثر
‎حتی رنج حتی زُرتُمُ المقابر
‎حتی حضور بی غش
‎آه ای گلادیاتورهای پارک وی
‎آی صف ساکن آهن ، چیدمان حسرت
‎نيزه ها بردار که دم غروب است
‎جا نماند خود نمای کسی ز پارکس اِوِی
‎نيزه ها بگذار که دم غروب است
‎جا نماند خود نماز کسی ز جوانمرد قصاب ز شهرری
‎معونت از آن توست
‎الهاکم التکاثر
:منبع . http://beinsane.blog.ir/rss





آه گلادیاتور ها


‎معونت از آن توست
‎آه الهاکُمُ التکاثر
‎که آوخ می چکد از چشمم
‎ز شرم این همه هیاهوی علی
‎چه ماراست بس
‎چه ماراست بس
‎چه این دویدن و بلعیدن ماراست بس
‎معونت از آن توست
‎آه الهاکم التکاثر
‎حتی رنج حتی زُرتُمُ المقابر
‎حتی حضور بی غش
‎آه ای گلادیاتورهای پارک وی
‎آی صف ساکن آهن ، چیدمان حسرت
‎نيزه ها بردار که دم غروب است
‎جا نماند خود نمای کسی ز پارکس اِوِی
‎نيزه ها بگذار که دم غروب است
‎جا نماند خود نماز کسی ز جوانمرد قصاب ز شهرری
‎معونت از آن توست
‎الهاکم التکاثر
:منبع . http://beinsane.blog.ir/rss





آه گلادیاتور ها


‎معونت از آن توست
‎آه الهاکُمُ التکاثر
‎که آوخ می چکد از چشمم
‎ز شرم این همه هیاهوی علی
‎چه ماراست بس
‎چه ماراست بس
‎چه این دویدن و بلعیدن ماراست بس
‎معونت از آن توست
‎آه الهاکم التکاثر
‎حتی رنج حتی زُرتُمُ المقابر
‎حتی حضور بی غش
‎آه ای گلادیاتورهای پارک وی
‎آی صف ساکن آهن ، چیدمان حسرت
‎نيزه ها بردار که دم غروب است
‎جا نماند خود نمای کسی ز پارکس اِوِی
‎نيزه ها بگذار که دم غروب است
‎جا نماند خود نماز کسی ز جوانمرد قصاب ز شهرری
‎معونت از آن توست
‎الهاکم التکاثر
:منبع . http://beinsane.blog.ir/rss





انسان؛ موجودی ابزار ساز


انسان از ابتدای تاریخ شروع به ساختن ابزارهایی کرد تا راحت تر زندگی کند. مثلاً نيزه ساخت تا کار شکار را آسان کند. شاید بشه گفت در قرن اخیر سیر پیشرفت ابزارهایی که ساخته بسیار حیرت آور بوده. به خصوص در عصر تکنولوژی دیجیتال سرعت و گستردگی ابزارهایی که ساخته تقریباً خارج از تصور است. مثال هایش را بعداً اضافه می کنم. ولی آنچه می خواهم به آن بپردازم پدیده ای نو ظهور است؛ اسارت در دستان تکنولوژی! ما آنچنان در ابزارهای دیجیتال غرق شده ایم که نمی دانیم دنبال چی هستیم. ساعت ها با اینترنت و تلویزیون و گوشی مشغول هستیم و چیز چندانی عایدمان نمی شود و با ارزشترین سرمایه مان که زمان است را به سادگی تلف می کنیم. گویی تکنولوژی ای که قرار بود زندگی مان را تسهیل کند، دامنمان را گرفته، گویی هیپنوتیزممان کرده. بازده ی ما را به شدت کاهش داده. کاش وضعیت امروز تنها شروعی بر تسلط تکنولوژی بر نوع بشر نباشد.
این نوش





انسان؛ موجودی ابزار ساز


انسان از ابتدای تاریخ شروع به ساختن ابزارهایی کرد تا راحت تر زندگی کند. مثلاً نيزه ساخت تا کار شکار را آسان کند. شاید بشه گفت در قرن اخیر سیر پیشرفت ابزارهایی که ساخته بسیار حیرت آور بوده. به خصوص در عصر تکنولوژی دیجیتال سرعت و گستردگی ابزارهایی که ساخته تقریباً خارج از تصور است. مثال هایش را بعداً اضافه می کنم. ولی آنچه می خواهم به آن بپردازم پدیده ای نو ظهور است؛ اسارت در دستان تکنولوژی! ما آنچنان در ابزارهای دیجیتال غرق شده ایم که نمی دانیم دنبال چی هستیم. ساعت ها با اینترنت و تلویزیون و گوشی مشغول هستیم و چیز چندانی عایدمان نمی شود و با ارزشترین سرمایه مان که زمان است را به سادگی تلف می کنیم. گویی تکنولوژی ای که قرار بود زندگی مان را تسهیل کند، دامنمان را گرفته، گویی هیپنوتیزممان کرده. بازده ی ما را به شدت کاهش داده. کاش وضعیت امروز تنها شروعی بر تسلط تکنولوژی بر نوع بشر نباشد.
این نوش





انسان؛ موجودی ابزار ساز


انسان از ابتدای تاریخ شروع به ساختن ابزارهایی کرد تا راحت تر زندگی کند. مثلاً نيزه ساخت تا کار شکار را آسان کند. شاید بشه گفت در قرن اخیر سیر پیشرفت ابزارهایی که ساخته بسیار حیرت آور بوده. به خصوص در عصر تکنولوژی دیجیتال سرعت و گستردگی ابزارهایی که ساخته تقریباً خارج از تصور است. مثال هایش را بعداً اضافه می کنم. ولی آنچه می خواهم به آن بپردازم پدیده ای نو ظهور است؛ اسارت در دستان تکنولوژی! ما آنچنان در ابزارهای دیجیتال غرق شده ایم که نمی دانیم دنبال چی هستیم. ساعت ها با اینترنت و تلویزیون و گوشی مشغول هستیم و چیز چندانی عایدمان نمی شود و با ارزشترین سرمایه مان که زمان است را به سادگی تلف می کنیم. گویی تکنولوژی ای که قرار بود زندگی مان را تسهیل کند، دامنمان را گرفته، گویی هیپنوتیزممان کرده. بازده ی ما را به شدت کاهش داده. کاش وضعیت امروز تنها شروعی بر تسلط تکنولوژی بر نوع بشر نباشد.
این نوش





السلام علیک یا سید الشهداء...


 
یادش بخیر روز و شبم با حسین بود
ذکر بی اختیار لبم یا حسین بود
پا تا سر عقیله سر و پا حسین بود
وقت اذان اشهد من یا حسین بود
ما تار و پود رشته ی پیراهن همیم...
یعنی من و حسین، حسین و من همیم...
دور از تو هست ولی دست از تو برنداشت
خسته شدست ولی دست از تو برنداشت...
زینب شکست ولی دست از تو برنداشت
مانند من کسی به غم و رنج تن نداد
آه که غمی چنین به دل پنج تن نداد
یادش بخیر بال و پرش میشدم خودم
سایه به سایه همسفرش میشدم خودم
یک عمر مادر و پدرش میشدم خودم
جای همه فدای سرش میشدم خودم...
نام حسین حکم قسم را گرفته بود
یک شب ندیدنش نفسم را گرفته بود....
حالا فقط به پیرهنش فکر میکنم
میسوزم و به سوختنش فکر میکنم
دارم به دست و پا زدنش فکر میکنم
بس که به نيزه و دهنش فکر میکنم
با روضه ی برادرم از هوش میروم
با ضجه های مادرم از هوش میروم...
وای از محاسن تو و انگشتهای شمر
وای از........
  :منبع . http://y





السلام علیک یا سید الشهداء...


 
یادش بخیر روز و شبم با حسین بود
ذکر بی اختیار لبم یا حسین بود
پا تا سر عقیله سر و پا حسین بود
وقت اذان اشهد من یا حسین بود
ما تار و پود رشته ی پیراهن همیم...
یعنی من و حسین، حسین و من همیم...
دور از تو هست ولی دست از تو برنداشت
خسته شدست ولی دست از تو برنداشت...
زینب شکست ولی دست از تو برنداشت
مانند من کسی به غم و رنج تن نداد
آه که غمی چنین به دل پنج تن نداد
یادش بخیر بال و پرش میشدم خودم
سایه به سایه همسفرش میشدم خودم
یک عمر مادر و پدرش میشدم خودم
جای همه فدای سرش میشدم خودم...
نام حسین حکم قسم را گرفته بود
یک شب ندیدنش نفسم را گرفته بود....
حالا فقط به پیرهنش فکر میکنم
میسوزم و به سوختنش فکر میکنم
دارم به دست و پا زدنش فکر میکنم
بس که به نيزه و دهنش فکر میکنم
با روضه ی برادرم از هوش میروم
با ضجه های مادرم از هوش میروم...
وای از محاسن تو و انگشتهای شمر
وای از........
  :منبع . http://y





هخامنشیان (389) : اسکندر نجات جانش و فتح ایران و جهان را مرهون مقابله اش با نژادپرستی است


اسکندر نجات جانش و فتح ایران و جهان را مرهون مقابله اش با نژادپرستی است
هخامنشیان (بخش389)
" ... نخستین نبرد (اسکندر با داریوش سوم) در ماه مه 334 در گرانیکوس روی داد ؛ رودخانه ی خروشان کوچکی در پیرامون ترویا ، در شمال غربی آسیای صغیر . 
سرداران پارسی تصمیم داشتند با کشتن اسکندر جنگ را در نطفه خفه کنند . در این صورت تقریبا با موفقیت فاصله ای نبود ، البته فقط تقریبا ...
سپیثرداته ، ساتراپ لودیا و ایونیا ، و برادرش روچکه ، هر دو از بازماندگان یکی از یاران داریوش در قتل گوماته در سال 522 ، همزمان به اسکندر حمله ور شدند . شاه مقدونی را می شد از سپر و کاکل کلاهخودش ، که در هر سویش یک پر سفید بلند علم بود ، بازشناخت . پلوتارخوس می نویسد : 
" اسکندر از رویارویی با سپیثرداته خودداری کرد و با نيزه به روچکه حمله برد . زره او را با نيزه اش شکافت و آن گاه دست به شمشیر برد . آن دو گلاویز بودند که سپیثرد





هخامنشیان (389) : اسکندر نجات جانش و فتح ایران و جهان را مرهون مقابله اش با نژادپرستی است


اسکندر نجات جانش و فتح ایران و جهان را مرهون مقابله اش با نژادپرستی است
هخامنشیان (بخش389)
" ... نخستین نبرد (اسکندر با داریوش سوم) در ماه مه 334 در گرانیکوس روی داد ؛ رودخانه ی خروشان کوچکی در پیرامون ترویا ، در شمال غربی آسیای صغیر . 
سرداران پارسی تصمیم داشتند با کشتن اسکندر جنگ را در نطفه خفه کنند . در این صورت تقریبا با موفقیت فاصله ای نبود ، البته فقط تقریبا ...
سپیثرداته ، ساتراپ لودیا و ایونیا ، و برادرش روچکه ، هر دو از بازماندگان یکی از یاران داریوش در قتل گوماته در سال 522 ، همزمان به اسکندر حمله ور شدند . شاه مقدونی را می شد از سپر و کاکل کلاهخودش ، که در هر سویش یک پر سفید بلند علم بود ، بازشناخت . پلوتارخوس می نویسد : 
" اسکندر از رویارویی با سپیثرداته خودداری کرد و با نيزه به روچکه حمله برد . زره او را با نيزه اش شکافت و آن گاه دست به شمشیر برد . آن دو گلاویز بودند که سپیثرد





هخامنشیان (389) : اسکندر نجات جانش و فتح ایران و جهان را مرهون مقابله اش با نژادپرستی است


اسکندر نجات جانش و فتح ایران و جهان را مرهون مقابله اش با نژادپرستی است
هخامنشیان (بخش389)
" ... نخستین نبرد (اسکندر با داریوش سوم) در ماه مه 334 در گرانیکوس روی داد ؛ رودخانه ی خروشان کوچکی در پیرامون ترویا ، در شمال غربی آسیای صغیر . 
سرداران پارسی تصمیم داشتند با کشتن اسکندر جنگ را در نطفه خفه کنند . در این صورت تقریبا با موفقیت فاصله ای نبود ، البته فقط تقریبا ...
سپیثرداته ، ساتراپ لودیا و ایونیا ، و برادرش روچکه ، هر دو از بازماندگان یکی از یاران داریوش در قتل گوماته در سال 522 ، همزمان به اسکندر حمله ور شدند . شاه مقدونی را می شد از سپر و کاکل کلاهخودش ، که در هر سویش یک پر سفید بلند علم بود ، بازشناخت . پلوتارخوس می نویسد : 
" اسکندر از رویارویی با سپیثرداته خودداری کرد و با نيزه به روچکه حمله برد . زره او را با نيزه اش شکافت و آن گاه دست به شمشیر برد . آن دو گلاویز بودند که سپیثرد





هخامنشیان (389) : اسکندر نجات جانش و فتح ایران و جهان را مرهون مقابله اش با نژادپرستی است


اسکندر نجات جانش و فتح ایران و جهان را مرهون مقابله اش با نژادپرستی است
هخامنشیان (بخش389)
" ... نخستین نبرد (اسکندر با داریوش سوم) در ماه مه 334 در گرانیکوس روی داد ؛ رودخانه ی خروشان کوچکی در پیرامون ترویا ، در شمال غربی آسیای صغیر . 
سرداران پارسی تصمیم داشتند با کشتن اسکندر جنگ را در نطفه خفه کنند . در این صورت تقریبا با موفقیت فاصله ای نبود ، البته فقط تقریبا ...
سپیثرداته ، ساتراپ لودیا و ایونیا ، و برادرش روچکه ، هر دو از بازماندگان یکی از یاران داریوش در قتل گوماته در سال 522 ، همزمان به اسکندر حمله ور شدند . شاه مقدونی را می شد از سپر و کاکل کلاهخودش ، که در هر سویش یک پر سفید بلند علم بود ، بازشناخت . پلوتارخوس می نویسد : 
" اسکندر از رویارویی با سپیثرداته خودداری کرد و با نيزه به روچکه حمله برد . زره او را با نيزه اش شکافت و آن گاه دست به شمشیر برد . آن دو گلاویز بودند که سپیثرد





هخامنشیان (389) : اسکندر نجات جانش و فتح ایران و جهان را مرهون مقابله اش با نژادپرستی است


اسکندر نجات جانش و فتح ایران و جهان را مرهون مقابله اش با نژادپرستی است
هخامنشیان (بخش389)
" ... نخستین نبرد (اسکندر با داریوش سوم) در ماه مه 334 در گرانیکوس روی داد ؛ رودخانه ی خروشان کوچکی در پیرامون ترویا ، در شمال غربی آسیای صغیر . 
سرداران پارسی تصمیم داشتند با کشتن اسکندر جنگ را در نطفه خفه کنند . در این صورت تقریبا با موفقیت فاصله ای نبود ، البته فقط تقریبا ...
سپیثرداته ، ساتراپ لودیا و ایونیا ، و برادرش روچکه ، هر دو از بازماندگان یکی از یاران داریوش در قتل گوماته در سال 522 ، همزمان به اسکندر حمله ور شدند . شاه مقدونی را می شد از سپر و کاکل کلاهخودش ، که در هر سویش یک پر سفید بلند علم بود ، بازشناخت . پلوتارخوس می نویسد : 
" اسکندر از رویارویی با سپیثرداته خودداری کرد و با نيزه به روچکه حمله برد . زره او را با نيزه اش شکافت و آن گاه دست به شمشیر برد . آن دو گلاویز بودند که سپیثرد





هخامنشیان (389) : اسکندر نجات جانش و فتح ایران و جهان را مرهون مقابله اش با نژادپرستی است


اسکندر نجات جانش و فتح ایران و جهان را مرهون مقابله اش با نژادپرستی است
هخامنشیان (بخش389)
" ... نخستین نبرد (اسکندر با داریوش سوم) در ماه مه 334 در گرانیکوس روی داد ؛ رودخانه ی خروشان کوچکی در پیرامون ترویا ، در شمال غربی آسیای صغیر . 
سرداران پارسی تصمیم داشتند با کشتن اسکندر جنگ را در نطفه خفه کنند . در این صورت تقریبا با موفقیت فاصله ای نبود ، البته فقط تقریبا ...
سپیثرداته ، ساتراپ لودیا و ایونیا ، و برادرش روچکه ، هر دو از بازماندگان یکی از یاران داریوش در قتل گوماته در سال 522 ، همزمان به اسکندر حمله ور شدند . شاه مقدونی را می شد از سپر و کاکل کلاهخودش ، که در هر سویش یک پر سفید بلند علم بود ، بازشناخت . پلوتارخوس می نویسد : 
" اسکندر از رویارویی با سپیثرداته خودداری کرد و با نيزه به روچکه حمله برد . زره او را با نيزه اش شکافت و آن گاه دست به شمشیر برد . آن دو گلاویز بودند که سپیثرد





هخامنشیان (389) : اسکندر نجات جانش و فتح ایران و جهان را مرهون مقابله اش با نژادپرستی است


اسکندر نجات جانش و فتح ایران و جهان را مرهون مقابله اش با نژادپرستی است
هخامنشیان (بخش389)
" ... نخستین نبرد (اسکندر با داریوش سوم) در ماه مه 334 در گرانیکوس روی داد ؛ رودخانه ی خروشان کوچکی در پیرامون ترویا ، در شمال غربی آسیای صغیر . 
سرداران پارسی تصمیم داشتند با کشتن اسکندر جنگ را در نطفه خفه کنند . در این صورت تقریبا با موفقیت فاصله ای نبود ، البته فقط تقریبا ...
سپیثرداته ، ساتراپ لودیا و ایونیا ، و برادرش روچکه ، هر دو از بازماندگان یکی از یاران داریوش در قتل گوماته در سال 522 ، همزمان به اسکندر حمله ور شدند . شاه مقدونی را می شد از سپر و کاکل کلاهخودش ، که در هر سویش یک پر سفید بلند علم بود ، بازشناخت . پلوتارخوس می نویسد : 
" اسکندر از رویارویی با سپیثرداته خودداری کرد و با نيزه به روچکه حمله برد . زره او را با نيزه اش شکافت و آن گاه دست به شمشیر برد . آن دو گلاویز بودند که سپیثرد





هخامنشیان (389) : اسکندر نجات جانش و فتح ایران و جهان را مرهون مقابله اش با نژادپرستی است


اسکندر نجات جانش و فتح ایران و جهان را مرهون مقابله اش با نژادپرستی است
هخامنشیان (بخش389)
" ... نخستین نبرد (اسکندر با داریوش سوم) در ماه مه 334 در گرانیکوس روی داد ؛ رودخانه ی خروشان کوچکی در پیرامون ترویا ، در شمال غربی آسیای صغیر . 
سرداران پارسی تصمیم داشتند با کشتن اسکندر جنگ را در نطفه خفه کنند . در این صورت تقریبا با موفقیت فاصله ای نبود ، البته فقط تقریبا ...
سپیثرداته ، ساتراپ لودیا و ایونیا ، و برادرش روچکه ، هر دو از بازماندگان یکی از یاران داریوش در قتل گوماته در سال 522 ، همزمان به اسکندر حمله ور شدند . شاه مقدونی را می شد از سپر و کاکل کلاهخودش ، که در هر سویش یک پر سفید بلند علم بود ، بازشناخت . پلوتارخوس می نویسد : 
" اسکندر از رویارویی با سپیثرداته خودداری کرد و با نيزه به روچکه حمله برد . زره او را با نيزه اش شکافت و آن گاه دست به شمشیر برد . آن دو گلاویز بودند که سپیثرد





هخامنشیان (389) : اسکندر نجات جانش و فتح ایران و جهان را مرهون مقابله اش با نژادپرستی است


اسکندر نجات جانش و فتح ایران و جهان را مرهون مقابله اش با نژادپرستی است
هخامنشیان (بخش389)
" ... نخستین نبرد (اسکندر با داریوش سوم) در ماه مه 334 در گرانیکوس روی داد ؛ رودخانه ی خروشان کوچکی در پیرامون ترویا ، در شمال غربی آسیای صغیر . 
سرداران پارسی تصمیم داشتند با کشتن اسکندر جنگ را در نطفه خفه کنند . در این صورت تقریبا با موفقیت فاصله ای نبود ، البته فقط تقریبا ...
سپیثرداته ، ساتراپ لودیا و ایونیا ، و برادرش روچکه ، هر دو از بازماندگان یکی از یاران داریوش در قتل گوماته در سال 522 ، همزمان به اسکندر حمله ور شدند . شاه مقدونی را می شد از سپر و کاکل کلاهخودش ، که در هر سویش یک پر سفید بلند علم بود ، بازشناخت . پلوتارخوس می نویسد : 
" اسکندر از رویارویی با سپیثرداته خودداری کرد و با نيزه به روچکه حمله برد . زره او را با نيزه اش شکافت و آن گاه دست به شمشیر برد . آن دو گلاویز بودند که سپیثرد





هخامنشیان (389) : اسکندر نجات جانش و فتح ایران و جهان را مرهون مقابله اش با نژادپرستی است


اسکندر نجات جانش و فتح ایران و جهان را مرهون مقابله اش با نژادپرستی است
هخامنشیان (بخش389)
" ... نخستین نبرد (اسکندر با داریوش سوم) در ماه مه 334 در گرانیکوس روی داد ؛ رودخانه ی خروشان کوچکی در پیرامون ترویا ، در شمال غربی آسیای صغیر . 
سرداران پارسی تصمیم داشتند با کشتن اسکندر جنگ را در نطفه خفه کنند . در این صورت تقریبا با موفقیت فاصله ای نبود ، البته فقط تقریبا ...
سپیثرداته ، ساتراپ لودیا و ایونیا ، و برادرش روچکه ، هر دو از بازماندگان یکی از یاران داریوش در قتل گوماته در سال 522 ، همزمان به اسکندر حمله ور شدند . شاه مقدونی را می شد از سپر و کاکل کلاهخودش ، که در هر سویش یک پر سفید بلند علم بود ، بازشناخت . پلوتارخوس می نویسد : 
" اسکندر از رویارویی با سپیثرداته خودداری کرد و با نيزه به روچکه حمله برد . زره او را با نيزه اش شکافت و آن گاه دست به شمشیر برد . آن دو گلاویز بودند که سپیثرد





هخامنشیان (389) : اسکندر نجات جانش و فتح ایران و جهان را مرهون مقابله اش با نژادپرستی است


اسکندر نجات جانش و فتح ایران و جهان را مرهون مقابله اش با نژادپرستی است
هخامنشیان (بخش389)
" ... نخستین نبرد (اسکندر با داریوش سوم) در ماه مه 334 در گرانیکوس روی داد ؛ رودخانه ی خروشان کوچکی در پیرامون ترویا ، در شمال غربی آسیای صغیر . 
سرداران پارسی تصمیم داشتند با کشتن اسکندر جنگ را در نطفه خفه کنند . در این صورت تقریبا با موفقیت فاصله ای نبود ، البته فقط تقریبا ...
سپیثرداته ، ساتراپ لودیا و ایونیا ، و برادرش روچکه ، هر دو از بازماندگان یکی از یاران داریوش در قتل گوماته در سال 522 ، همزمان به اسکندر حمله ور شدند . شاه مقدونی را می شد از سپر و کاکل کلاهخودش ، که در هر سویش یک پر سفید بلند علم بود ، بازشناخت . پلوتارخوس می نویسد : 
" اسکندر از رویارویی با سپیثرداته خودداری کرد و با نيزه به روچکه حمله برد . زره او را با نيزه اش شکافت و آن گاه دست به شمشیر برد . آن دو گلاویز بودند که سپیثرد





هخامنشیان (389) : اسکندر نجات جانش و فتح ایران و جهان را مرهون مقابله اش با نژادپرستی است


اسکندر نجات جانش و فتح ایران و جهان را مرهون مقابله اش با نژادپرستی است
هخامنشیان (بخش389)
" ... نخستین نبرد (اسکندر با داریوش سوم) در ماه مه 334 در گرانیکوس روی داد ؛ رودخانه ی خروشان کوچکی در پیرامون ترویا ، در شمال غربی آسیای صغیر . 
سرداران پارسی تصمیم داشتند با کشتن اسکندر جنگ را در نطفه خفه کنند . در این صورت تقریبا با موفقیت فاصله ای نبود ، البته فقط تقریبا ...
سپیثرداته ، ساتراپ لودیا و ایونیا ، و برادرش روچکه ، هر دو از بازماندگان یکی از یاران داریوش در قتل گوماته در سال 522 ، همزمان به اسکندر حمله ور شدند . شاه مقدونی را می شد از سپر و کاکل کلاهخودش ، که در هر سویش یک پر سفید بلند علم بود ، بازشناخت . پلوتارخوس می نویسد : 
" اسکندر از رویارویی با سپیثرداته خودداری کرد و با نيزه به روچکه حمله برد . زره او را با نيزه اش شکافت و آن گاه دست به شمشیر برد . آن دو گلاویز بودند که سپیثرد





هخامنشیان (389) : اسکندر نجات جانش و فتح ایران و جهان را مرهون مقابله اش با نژادپرستی است


اسکندر نجات جانش و فتح ایران و جهان را مرهون مقابله اش با نژادپرستی است
هخامنشیان (بخش389)
" ... نخستین نبرد (اسکندر با داریوش سوم) در ماه مه 334 در گرانیکوس روی داد ؛ رودخانه ی خروشان کوچکی در پیرامون ترویا ، در شمال غربی آسیای صغیر . 
سرداران پارسی تصمیم داشتند با کشتن اسکندر جنگ را در نطفه خفه کنند . در این صورت تقریبا با موفقیت فاصله ای نبود ، البته فقط تقریبا ...
سپیثرداته ، ساتراپ لودیا و ایونیا ، و برادرش روچکه ، هر دو از بازماندگان یکی از یاران داریوش در قتل گوماته در سال 522 ، همزمان به اسکندر حمله ور شدند . شاه مقدونی را می شد از سپر و کاکل کلاهخودش ، که در هر سویش یک پر سفید بلند علم بود ، بازشناخت . پلوتارخوس می نویسد : 
" اسکندر از رویارویی با سپیثرداته خودداری کرد و با نيزه به روچکه حمله برد . زره او را با نيزه اش شکافت و آن گاه دست به شمشیر برد . آن دو گلاویز بودند که سپیثرد





هخامنشیان (389) : اسکندر نجات جانش و فتح ایران و جهان را مرهون مقابله اش با نژادپرستی است


اسکندر نجات جانش و فتح ایران و جهان را مرهون مقابله اش با نژادپرستی است
هخامنشیان (بخش389)
" ... نخستین نبرد (اسکندر با داریوش سوم) در ماه مه 334 در گرانیکوس روی داد ؛ رودخانه ی خروشان کوچکی در پیرامون ترویا ، در شمال غربی آسیای صغیر . 
سرداران پارسی تصمیم داشتند با کشتن اسکندر جنگ را در نطفه خفه کنند . در این صورت تقریبا با موفقیت فاصله ای نبود ، البته فقط تقریبا ...
سپیثرداته ، ساتراپ لودیا و ایونیا ، و برادرش روچکه ، هر دو از بازماندگان یکی از یاران داریوش در قتل گوماته در سال 522 ، همزمان به اسکندر حمله ور شدند . شاه مقدونی را می شد از سپر و کاکل کلاهخودش ، که در هر سویش یک پر سفید بلند علم بود ، بازشناخت . پلوتارخوس می نویسد : 
" اسکندر از رویارویی با سپیثرداته خودداری کرد و با نيزه به روچکه حمله برد . زره او را با نيزه اش شکافت و آن گاه دست به شمشیر برد . آن دو گلاویز بودند که سپیثرد





هخامنشیان (389) : اسکندر نجات جانش و فتح ایران و جهان را مرهون مقابله اش با نژادپرستی است


اسکندر نجات جانش و فتح ایران و جهان را مرهون مقابله اش با نژادپرستی است
هخامنشیان (بخش389)
" ... نخستین نبرد (اسکندر با داریوش سوم) در ماه مه 334 در گرانیکوس روی داد ؛ رودخانه ی خروشان کوچکی در پیرامون ترویا ، در شمال غربی آسیای صغیر . 
سرداران پارسی تصمیم داشتند با کشتن اسکندر جنگ را در نطفه خفه کنند . در این صورت تقریبا با موفقیت فاصله ای نبود ، البته فقط تقریبا ...
سپیثرداته ، ساتراپ لودیا و ایونیا ، و برادرش روچکه ، هر دو از بازماندگان یکی از یاران داریوش در قتل گوماته در سال 522 ، همزمان به اسکندر حمله ور شدند . شاه مقدونی را می شد از سپر و کاکل کلاهخودش ، که در هر سویش یک پر سفید بلند علم بود ، بازشناخت . پلوتارخوس می نویسد : 
" اسکندر از رویارویی با سپیثرداته خودداری کرد و با نيزه به روچکه حمله برد . زره او را با نيزه اش شکافت و آن گاه دست به شمشیر برد . آن دو گلاویز بودند که سپیثرد





هخامنشیان (389) : اسکندر نجات جانش و فتح ایران و جهان را مرهون مقابله اش با نژادپرستی است


اسکندر نجات جانش و فتح ایران و جهان را مرهون مقابله اش با نژادپرستی است
هخامنشیان (بخش389)
" ... نخستین نبرد (اسکندر با داریوش سوم) در ماه مه 334 در گرانیکوس روی داد ؛ رودخانه ی خروشان کوچکی در پیرامون ترویا ، در شمال غربی آسیای صغیر . 
سرداران پارسی تصمیم داشتند با کشتن اسکندر جنگ را در نطفه خفه کنند . در این صورت تقریبا با موفقیت فاصله ای نبود ، البته فقط تقریبا ...
سپیثرداته ، ساتراپ لودیا و ایونیا ، و برادرش روچکه ، هر دو از بازماندگان یکی از یاران داریوش در قتل گوماته در سال 522 ، همزمان به اسکندر حمله ور شدند . شاه مقدونی را می شد از سپر و کاکل کلاهخودش ، که در هر سویش یک پر سفید بلند علم بود ، بازشناخت . پلوتارخوس می نویسد : 
" اسکندر از رویارویی با سپیثرداته خودداری کرد و با نيزه به روچکه حمله برد . زره او را با نيزه اش شکافت و آن گاه دست به شمشیر برد . آن دو گلاویز بودند که سپیثرد





هخامنشیان (389) : اسکندر نجات جانش و فتح ایران و جهان را مرهون مقابله اش با نژادپرستی است


اسکندر نجات جانش و فتح ایران و جهان را مرهون مقابله اش با نژادپرستی است
هخامنشیان (بخش389)
" ... نخستین نبرد (اسکندر با داریوش سوم) در ماه مه 334 در گرانیکوس روی داد ؛ رودخانه ی خروشان کوچکی در پیرامون ترویا ، در شمال غربی آسیای صغیر . 
سرداران پارسی تصمیم داشتند با کشتن اسکندر جنگ را در نطفه خفه کنند . در این صورت تقریبا با موفقیت فاصله ای نبود ، البته فقط تقریبا ...
سپیثرداته ، ساتراپ لودیا و ایونیا ، و برادرش روچکه ، هر دو از بازماندگان یکی از یاران داریوش در قتل گوماته در سال 522 ، همزمان به اسکندر حمله ور شدند . شاه مقدونی را می شد از سپر و کاکل کلاهخودش ، که در هر سویش یک پر سفید بلند علم بود ، بازشناخت . پلوتارخوس می نویسد : 
" اسکندر از رویارویی با سپیثرداته خودداری کرد و با نيزه به روچکه حمله برد . زره او را با نيزه اش شکافت و آن گاه دست به شمشیر برد . آن دو گلاویز بودند که سپیثرد





هخامنشیان (389) : اسکندر نجات جانش و فتح ایران و جهان را مرهون مقابله اش با نژادپرستی است


اسکندر نجات جانش و فتح ایران و جهان را مرهون مقابله اش با نژادپرستی است
هخامنشیان (بخش389)
" ... نخستین نبرد (اسکندر با داریوش سوم) در ماه مه 334 در گرانیکوس روی داد ؛ رودخانه ی خروشان کوچکی در پیرامون ترویا ، در شمال غربی آسیای صغیر . 
سرداران پارسی تصمیم داشتند با کشتن اسکندر جنگ را در نطفه خفه کنند . در این صورت تقریبا با موفقیت فاصله ای نبود ، البته فقط تقریبا ...
سپیثرداته ، ساتراپ لودیا و ایونیا ، و برادرش روچکه ، هر دو از بازماندگان یکی از یاران داریوش در قتل گوماته در سال 522 ، همزمان به اسکندر حمله ور شدند . شاه مقدونی را می شد از سپر و کاکل کلاهخودش ، که در هر سویش یک پر سفید بلند علم بود ، بازشناخت . پلوتارخوس می نویسد : 
" اسکندر از رویارویی با سپیثرداته خودداری کرد و با نيزه به روچکه حمله برد . زره او را با نيزه اش شکافت و آن گاه دست به شمشیر برد . آن دو گلاویز بودند که سپیثرد





اشعار مداحی اربعین حسینی ۱۳۹۵ - حاج محمود کریمی


اشعار مداحی اربعین حسینی ۱۳۹۵ - حاج محمود کریمی
اختصاصی از وبسایت ذاکران
برای دیدن اشعار به ادامه مطلب رجوع کنید...

نگاه گریه داری داشت زینب - روضه
نگاه گریه داری داشت زینبچه گام استواری داشت زینبدل با اقتداری داشت زینبمگر چه اعتباری داشت زینبچهل منزل حسین منجلی شدگهی زهرا شد و گاهی علی شدندیدم زینب کبری تر از اینندیدم زینت باباتر از اینندیدم دختر زهراتر از اینحسینی مذهبی غوغاتر از اینبه پیش پای ما راهی گذاریدبنای زینب اللهی گذاریداگر چه غصه دارد آه داردبه پایش خستگیِ راه داردبه گِردش آفتاب و ماه داردبه والله که ایوالله داردهمین که با جلالت سر ندادهبه دست هیچ کس معجر ندادهپس از آن که زمین را زیر و رو کردسپاه کوفه را بی آبرو کردبه سمت کربلا خوشحال رو کردکمی از خاک را برداشت بو کردرسیدم کربلا ای داد بی داد!حسین سر جدا، ای داد بی داد!چهل روز است گریانم حسین جان!چو موی تو پریشانم حسین جان!چهل





برای روزهای بعد از مادر


برای روزهای بعد از مادر : 
                                                         
با استخوانی در گلوی پدر 
بزرگ شدیم 
مادر که رفت 
در روی باز شدن نداشت 
دنیا تو بودی و دست های نخلستان
وخانه ای پر از مادر 
مادری دست به شانه 
دست به آسیاب 
دست به دیوار... 
در را که می زدند 
زودتر از همه می رفتم 
شاید بیعتی دوباره باشد 
زودتر از همه 
پهلوی مادر باشم 
و تو بمانی 
استخوان مانده در گلوی پدر را 
در آوری 
پر کنی چاه را با چشم هایت 
نخلستان سیراب شود 
بزرگ شود 
خرما دهد 
و بعد ها یک سبدش را 
به عده ا ی وعده دهند 
در ازای استخوان گلویت 
پدر که رفت 
در حواسی نداشت 
همه آمدند 
با سنگ 
چوب 
نيزه 
یادگاری گذاشتند روی همه جا  
سرها 
دست ها
پاها...
تو را در گودالی بی آب کشیدند 
 من را بر تلی خاک 
 تو را سر به فلک 
من را خم 
درست با زاویه ی مادر 
همه چیز زیبا بود 
مثل روزهای عام الفیل 
که اصحاب فیل آمدن





هخامنشیان (353) : چند همسری داریوش هخامنشی / او دست کم چهار همسر مشروع داشت / چند همسری در


چند همسری داریوش هخامنشی / داریوش دست کم ، چهار همسر مشروع داشت
هخامنشیان (بخش353)
" ... از منابع یونانی با نام 12 پسر و 6 دختر داریوش آشنا هستیم . اما این روایت نمی تواند کامل باشد . مثلا در الواح ایلامی انبار دربار به نام همسر او شهبانو ارتبامه برمی خوریم که در گزارش های مورخان باستان ، هیچ یادی از او نشده است . البته نمی دانیم که او برای داریوش فرزندانی آورده است یا نه . داریوش از دختر نيزه دارش گوبروه ، که پیش از بر تخت نشستن با او ازدواج کرده بود ، سه پسر داشت . از آتوسا ، دختر بزرگ کوروش ، هم سه پسر و از ارتیستونه ، دختر کوچکتر کوروش ، دو پسر . "
والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 199
تذکر :
اینها تعداد احتمالی همسران مشروع اوست . ممکن است او همسران نامشروعی نیز داشته بوده باشد و آمار آن مشخص نیست . قبلا هم از کتاب امپراتوری هخامنشی ، تالیف پرو





هخامنشیان (353) : چند همسری داریوش هخامنشی / او دست کم چهار همسر مشروع داشت / چند همسری در


چند همسری داریوش هخامنشی / داریوش دست کم ، چهار همسر مشروع داشت
هخامنشیان (بخش353)
" ... از منابع یونانی با نام 12 پسر و 6 دختر داریوش آشنا هستیم . اما این روایت نمی تواند کامل باشد . مثلا در الواح ایلامی انبار دربار به نام همسر او شهبانو ارتبامه برمی خوریم که در گزارش های مورخان باستان ، هیچ یادی از او نشده است . البته نمی دانیم که او برای داریوش فرزندانی آورده است یا نه . داریوش از دختر نيزه دارش گوبروه ، که پیش از بر تخت نشستن با او ازدواج کرده بود ، سه پسر داشت . از آتوسا ، دختر بزرگ کوروش ، هم سه پسر و از ارتیستونه ، دختر کوچکتر کوروش ، دو پسر . "
والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 199
تذکر :
اینها تعداد احتمالی همسران مشروع اوست . ممکن است او همسران نامشروعی نیز داشته بوده باشد و آمار آن مشخص نیست . قبلا هم از کتاب امپراتوری هخامنشی ، تالیف پرو





هخامنشیان (353) : چند همسری داریوش هخامنشی / او دست کم چهار همسر مشروع داشت / چند همسری در


چند همسری داریوش هخامنشی / داریوش دست کم ، چهار همسر مشروع داشت
هخامنشیان (بخش353)
" ... از منابع یونانی با نام 12 پسر و 6 دختر داریوش آشنا هستیم . اما این روایت نمی تواند کامل باشد . مثلا در الواح ایلامی انبار دربار به نام همسر او شهبانو ارتبامه برمی خوریم که در گزارش های مورخان باستان ، هیچ یادی از او نشده است . البته نمی دانیم که او برای داریوش فرزندانی آورده است یا نه . داریوش از دختر نيزه دارش گوبروه ، که پیش از بر تخت نشستن با او ازدواج کرده بود ، سه پسر داشت . از آتوسا ، دختر بزرگ کوروش ، هم سه پسر و از ارتیستونه ، دختر کوچکتر کوروش ، دو پسر . "
والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 199
تذکر :
اینها تعداد احتمالی همسران مشروع اوست . ممکن است او همسران نامشروعی نیز داشته بوده باشد و آمار آن مشخص نیست . قبلا هم از کتاب امپراتوری هخامنشی ، تالیف پرو





هخامنشیان (353) : چند همسری داریوش هخامنشی / او دست کم چهار همسر مشروع داشت / چند همسری در


چند همسری داریوش هخامنشی / داریوش دست کم ، چهار همسر مشروع داشت
هخامنشیان (بخش353)
" ... از منابع یونانی با نام 12 پسر و 6 دختر داریوش آشنا هستیم . اما این روایت نمی تواند کامل باشد . مثلا در الواح ایلامی انبار دربار به نام همسر او شهبانو ارتبامه برمی خوریم که در گزارش های مورخان باستان ، هیچ یادی از او نشده است . البته نمی دانیم که او برای داریوش فرزندانی آورده است یا نه . داریوش از دختر نيزه دارش گوبروه ، که پیش از بر تخت نشستن با او ازدواج کرده بود ، سه پسر داشت . از آتوسا ، دختر بزرگ کوروش ، هم سه پسر و از ارتیستونه ، دختر کوچکتر کوروش ، دو پسر . "
والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 199
تذکر :
اینها تعداد احتمالی همسران مشروع اوست . ممکن است او همسران نامشروعی نیز داشته بوده باشد و آمار آن مشخص نیست . قبلا هم از کتاب امپراتوری هخامنشی ، تالیف پرو





هخامنشیان (353) : چند همسری داریوش هخامنشی / او دست کم چهار همسر مشروع داشت / چند همسری در


چند همسری داریوش هخامنشی / داریوش دست کم ، چهار همسر مشروع داشت
هخامنشیان (بخش353)
" ... از منابع یونانی با نام 12 پسر و 6 دختر داریوش آشنا هستیم . اما این روایت نمی تواند کامل باشد . مثلا در الواح ایلامی انبار دربار به نام همسر او شهبانو ارتبامه برمی خوریم که در گزارش های مورخان باستان ، هیچ یادی از او نشده است . البته نمی دانیم که او برای داریوش فرزندانی آورده است یا نه . داریوش از دختر نيزه دارش گوبروه ، که پیش از بر تخت نشستن با او ازدواج کرده بود ، سه پسر داشت . از آتوسا ، دختر بزرگ کوروش ، هم سه پسر و از ارتیستونه ، دختر کوچکتر کوروش ، دو پسر . "
والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 199
تذکر :
اینها تعداد احتمالی همسران مشروع اوست . ممکن است او همسران نامشروعی نیز داشته بوده باشد و آمار آن مشخص نیست . قبلا هم از کتاب امپراتوری هخامنشی ، تالیف پرو





هخامنشیان (353) : چند همسری داریوش هخامنشی / او دست کم چهار همسر مشروع داشت / چند همسری در


چند همسری داریوش هخامنشی / داریوش دست کم ، چهار همسر مشروع داشت
هخامنشیان (بخش353)
" ... از منابع یونانی با نام 12 پسر و 6 دختر داریوش آشنا هستیم . اما این روایت نمی تواند کامل باشد . مثلا در الواح ایلامی انبار دربار به نام همسر او شهبانو ارتبامه برمی خوریم که در گزارش های مورخان باستان ، هیچ یادی از او نشده است . البته نمی دانیم که او برای داریوش فرزندانی آورده است یا نه . داریوش از دختر نيزه دارش گوبروه ، که پیش از بر تخت نشستن با او ازدواج کرده بود ، سه پسر داشت . از آتوسا ، دختر بزرگ کوروش ، هم سه پسر و از ارتیستونه ، دختر کوچکتر کوروش ، دو پسر . "
والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 199
تذکر :
اینها تعداد احتمالی همسران مشروع اوست . ممکن است او همسران نامشروعی نیز داشته بوده باشد و آمار آن مشخص نیست . قبلا هم از کتاب امپراتوری هخامنشی ، تالیف پرو





هخامنشیان (353) : چند همسری داریوش هخامنشی / او دست کم چهار همسر مشروع داشت / چند همسری در


چند همسری داریوش هخامنشی / داریوش دست کم ، چهار همسر مشروع داشت
هخامنشیان (بخش353)
" ... از منابع یونانی با نام 12 پسر و 6 دختر داریوش آشنا هستیم . اما این روایت نمی تواند کامل باشد . مثلا در الواح ایلامی انبار دربار به نام همسر او شهبانو ارتبامه برمی خوریم که در گزارش های مورخان باستان ، هیچ یادی از او نشده است . البته نمی دانیم که او برای داریوش فرزندانی آورده است یا نه . داریوش از دختر نيزه دارش گوبروه ، که پیش از بر تخت نشستن با او ازدواج کرده بود ، سه پسر داشت . از آتوسا ، دختر بزرگ کوروش ، هم سه پسر و از ارتیستونه ، دختر کوچکتر کوروش ، دو پسر . "
والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 199
تذکر :
اینها تعداد احتمالی همسران مشروع اوست . ممکن است او همسران نامشروعی نیز داشته بوده باشد و آمار آن مشخص نیست . قبلا هم از کتاب امپراتوری هخامنشی ، تالیف پرو





هخامنشیان (353) : چند همسری داریوش هخامنشی / او دست کم چهار همسر مشروع داشت / چند همسری در


چند همسری داریوش هخامنشی / داریوش دست کم ، چهار همسر مشروع داشت
هخامنشیان (بخش353)
" ... از منابع یونانی با نام 12 پسر و 6 دختر داریوش آشنا هستیم . اما این روایت نمی تواند کامل باشد . مثلا در الواح ایلامی انبار دربار به نام همسر او شهبانو ارتبامه برمی خوریم که در گزارش های مورخان باستان ، هیچ یادی از او نشده است . البته نمی دانیم که او برای داریوش فرزندانی آورده است یا نه . داریوش از دختر نيزه دارش گوبروه ، که پیش از بر تخت نشستن با او ازدواج کرده بود ، سه پسر داشت . از آتوسا ، دختر بزرگ کوروش ، هم سه پسر و از ارتیستونه ، دختر کوچکتر کوروش ، دو پسر . "
والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 199
تذکر :
اینها تعداد احتمالی همسران مشروع اوست . ممکن است او همسران نامشروعی نیز داشته بوده باشد و آمار آن مشخص نیست . قبلا هم از کتاب امپراتوری هخامنشی ، تالیف پرو





هخامنشیان (353) : چند همسری داریوش هخامنشی / او دست کم چهار همسر مشروع داشت / چند همسری در


چند همسری داریوش هخامنشی / داریوش دست کم ، چهار همسر مشروع داشت
هخامنشیان (بخش353)
" ... از منابع یونانی با نام 12 پسر و 6 دختر داریوش آشنا هستیم . اما این روایت نمی تواند کامل باشد . مثلا در الواح ایلامی انبار دربار به نام همسر او شهبانو ارتبامه برمی خوریم که در گزارش های مورخان باستان ، هیچ یادی از او نشده است . البته نمی دانیم که او برای داریوش فرزندانی آورده است یا نه . داریوش از دختر نيزه دارش گوبروه ، که پیش از بر تخت نشستن با او ازدواج کرده بود ، سه پسر داشت . از آتوسا ، دختر بزرگ کوروش ، هم سه پسر و از ارتیستونه ، دختر کوچکتر کوروش ، دو پسر . "
والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 199
تذکر :
اینها تعداد احتمالی همسران مشروع اوست . ممکن است او همسران نامشروعی نیز داشته بوده باشد و آمار آن مشخص نیست . قبلا هم از کتاب امپراتوری هخامنشی ، تالیف پرو






1 2 3 4 »