بزرگترین آرشیو وبلاگ های فارسی

محل تبلیغات
اخبار ذوزنقه : با سامانه قدرتمند ذوزنقه پیش از بقیه مطالب جدید را مشاهده کنید و بروز باشید




فاطمه، فاطمه است


روزی داشتم کتاب دکتر علی شریعتی را میخواندم به حیرت فرو رفتم ((چرا اسم این کتاب فاطمه فاطمه است یعنی چه ؟))صفحات کتاب 
را گشتم تابه یک  شعر ی رسیدم انرا راخواندم چیزی نفهمیدم دوباره ان را امتحان کردم به ان شعر فکر کردم فهمیدم که این سه کلمه  
 اندازه یک کتاب معنی دارد .    
  برای خواندن این شعر به ادامه مطالب بروید
مریم مادر عیسی است
 ومن خواستم چنین شیوه از فاطمه گویم
باز در ماندم
خواستم بگویم
فاطمه دختر خدیجه ی بزرگ است
دیدم که فاطمه نیست
خواستم بگویم
فاطمه دختر  محمد(ص) است
دیدم که فاطمه نیست
خواستم بگویم 
فاطمه همسر علی است
دیدم که فاطمه نیست
خواستم بگویم
فاطمه مادر حسین است
دیدم که فاطمه نیست
خواستم بگویم
فاطمه مادر زینب است
دیدم که فاطمه نیست
نه اینها همه هست و این فاطمه نیست
فاطمه  فاطمه است 
                                                                                   کتاب فا





فاطمه، فاطمه است


روزی داشتم کتاب دکتر علی شریعتی را میخواندم به حیرت فرو رفتم ((چرا اسم این کتاب فاطمه فاطمه است یعنی چه ؟))صفحات کتاب 
را گشتم تابه یک  شعر ی رسیدم انرا راخواندم چیزی نفهمیدم دوباره ان را امتحان کردم به ان شعر فکر کردم فهمیدم که این سه کلمه  
 اندازه یک کتاب معنی دارد .    
  برای خواندن این شعر به ادامه مطالب بروید
مریم مادر عیسی است
 ومن خواستم چنین شیوه از فاطمه گویم
باز در ماندم
خواستم بگویم
فاطمه دختر خدیجه ی بزرگ است
دیدم که فاطمه نیست
خواستم بگویم
فاطمه دختر  محمد(ص) است
دیدم که فاطمه نیست
خواستم بگویم 
فاطمه همسر علی است
دیدم که فاطمه نیست
خواستم بگویم
فاطمه مادر حسین است
دیدم که فاطمه نیست
خواستم بگویم
فاطمه مادر زینب است
دیدم که فاطمه نیست
نه اینها همه هست و این فاطمه نیست
فاطمه  فاطمه است 
                                                                                   کتاب فا





نارضایتی فاطمه (سلام الله علیها) از ابوبکر در صحیح‌ترین کتاب‌هاى اهل سنت


نارضایتی فاطمه (سلام الله علیها) از ابوبکر در صحیح‌ترین کتاب‌هاى اهل سنت

همانطوری که بخارى ومسلم(بخاری و مسلم دو تن از مهمترین سران اهل سنت هستند که دو کتاب به نامهای صحیح بخاری و صحیح مسلم نوشته اند که در نزد اهل سنت این دو کتاب بعد از قرآن مهمترین کتب آنان به حساب می آید و تمام روایات آن را صحیح می دانند) مى‏گویند : فاطمه ( س ) تا آخر عمر از ابوبکر قهر بود
 غضب فاطمه سلام الله علیها بر ابوبکر از آفتاب روشن تر و غیر قابل انکار است. بخارى در صحیح‌ترین کتاب اهل سنت از تداوم غضب و قهر فاطمه سلام الله علیها بر ابوبکر، سخن گفته است
#شهادت_حضرت_زهرا_س
#ابوبکر
#صحیح_بخاری
#صحیح_مسلم
:منبع . http://shiaemamali.blog.ir/rss





وفات حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)


 وفات حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)
فاطمه معصومه (س) کیست ؟نام
شریف آن بزرگوار فاطمه و القاب ایشان " معصومه" ، " کریمه اهل بیت" ، "
ستّی" ، و " فاطمه کبری" است.پدرش حضرت موسی بن جعفر (ع) و مادرش نجمه
خاتون مادر حضرت رضا (ع) است.(1)
ادامه مطلب :منبع . http://taekwondokomijan.blog.ir/rss





فاطمه ای که معصومه بود


بسم الله





تاریخ، چشم به راه فاطمه ای دیگر است. انتظار به سر می
آید و شمیم دل نوازی، خانه خورشید را فرامی گیرد. خنکای حضور دوباره فاطمه
(علیها السلام) در فضای مدینه جاری می شود و کوثر فاطمی، جوشیدن می گیرد. به کوچه باغ
های حرم تو پناه می آورم و در سایه سار ملکوتی آن، نفسی تازه می کنم. کنار
نهر استجابت می نشینم و قطره ای می شوم در آبی زلال اشک های زایران ات.
ضریح نورانی ات را در آغوش می گیرم و از بین شبکه های آن، مزار مطهر تو را
تماشا می کنم. باورم نمی شود! آیا به این سادگی، به زیارت تو آمده ام! تو
که زیارت ات، هم سان زیارت یاس گم شده مدینه است!
ادامه مطلب :منبع . http://tsshpoodeh.blog.ir/rss





فاطمه ای که معصومه بود


بسم الله





تاریخ، چشم به راه فاطمه ای دیگر است. انتظار به سر می
آید و شمیم دل نوازی، خانه خورشید را فرامی گیرد. خنکای حضور دوباره فاطمه
(علیها السلام) در فضای مدینه جاری می شود و کوثر فاطمی، جوشیدن می گیرد. به کوچه باغ
های حرم تو پناه می آورم و در سایه سار ملکوتی آن، نفسی تازه می کنم. کنار
نهر استجابت می نشینم و قطره ای می شوم در آبی زلال اشک های زایران ات.
ضریح نورانی ات را در آغوش می گیرم و از بین شبکه های آن، مزار مطهر تو را
تماشا می کنم. باورم نمی شود! آیا به این سادگی، به زیارت تو آمده ام! تو
که زیارت ات، هم سان زیارت یاس گم شده مدینه است!
ادامه مطلب :منبع . http://tsshpoodeh.blog.ir/rss





فاطمه ای که معصومه بود


بسم الله





تاریخ، چشم به راه فاطمه ای دیگر است. انتظار به سر می
آید و شمیم دل نوازی، خانه خورشید را فرامی گیرد. خنکای حضور دوباره فاطمه
(علیها السلام) در فضای مدینه جاری می شود و کوثر فاطمی، جوشیدن می گیرد. به کوچه باغ
های حرم تو پناه می آورم و در سایه سار ملکوتی آن، نفسی تازه می کنم. کنار
نهر استجابت می نشینم و قطره ای می شوم در آبی زلال اشک های زایران ات.
ضریح نورانی ات را در آغوش می گیرم و از بین شبکه های آن، مزار مطهر تو را
تماشا می کنم. باورم نمی شود! آیا به این سادگی، به زیارت تو آمده ام! تو
که زیارت ات، هم سان زیارت یاس گم شده مدینه است!
ادامه مطلب :منبع . http://tsshpoodeh.blog.ir/rss





از فاطمه ای که معصومه بود


بسم الله





تاریخ، چشم به راه فاطمه ای دیگر است. انتظار به سر می
آید و شمیم دل نوازی، خانه خورشید را فرامی گیرد. خنکای حضور دوباره فاطمه
(علیها السلام) در فضای مدینه جاری می شود و کوثر فاطمی، جوشیدن می گیرد. به کوچه باغ
های حرم تو پناه می آورم و در سایه سار ملکوتی آن، نفسی تازه می کنم. کنار
نهر استجابت می نشینم و قطره ای می شوم در آبی زلال اشک های زایران ات.
ضریح نورانی ات را در آغوش می گیرم و از بین شبکه های آن، مزار مطهر تو را
تماشا می کنم. باورم نمی شود! آیا به این سادگی، به زیارت تو آمده ام! تو
که زیارت ات، هم سان زیارت یاس گم شده مدینه است!
ادامه مطلب :منبع . http://noorolasfia.blog.ir/rss





از فاطمه ای که معصومه بود


بسم الله





تاریخ، چشم به راه فاطمه ای دیگر است. انتظار به سر می
آید و شمیم دل نوازی، خانه خورشید را فرامی گیرد. خنکای حضور دوباره فاطمه
(علیها السلام) در فضای مدینه جاری می شود و کوثر فاطمی، جوشیدن می گیرد. به کوچه باغ
های حرم تو پناه می آورم و در سایه سار ملکوتی آن، نفسی تازه می کنم. کنار
نهر استجابت می نشینم و قطره ای می شوم در آبی زلال اشک های زایران ات.
ضریح نورانی ات را در آغوش می گیرم و از بین شبکه های آن، مزار مطهر تو را
تماشا می کنم. باورم نمی شود! آیا به این سادگی، به زیارت تو آمده ام! تو
که زیارت ات، هم سان زیارت یاس گم شده مدینه است!
ادامه مطلب :منبع . http://noorolasfia.blog.ir/rss





از فاطمه ای که معصومه بود


بسم الله





تاریخ، چشم به راه فاطمه ای دیگر است. انتظار به سر می
آید و شمیم دل نوازی، خانه خورشید را فرامی گیرد. خنکای حضور دوباره فاطمه
(علیها السلام) در فضای مدینه جاری می شود و کوثر فاطمی، جوشیدن می گیرد. به کوچه باغ
های حرم تو پناه می آورم و در سایه سار ملکوتی آن، نفسی تازه می کنم. کنار
نهر استجابت می نشینم و قطره ای می شوم در آبی زلال اشک های زایران ات.
ضریح نورانی ات را در آغوش می گیرم و از بین شبکه های آن، مزار مطهر تو را
تماشا می کنم. باورم نمی شود! آیا به این سادگی، به زیارت تو آمده ام! تو
که زیارت ات، هم سان زیارت یاس گم شده مدینه است!
ادامه مطلب :منبع . http://noorolasfia.blog.ir/rss





از فاطمه ای که معصومه بود


بسم الله





تاریخ، چشم به راه فاطمه ای دیگر است. انتظار به سر می
آید و شمیم دل نوازی، خانه خورشید را فرامی گیرد. خنکای حضور دوباره فاطمه
(علیها السلام) در فضای مدینه جاری می شود و کوثر فاطمی، جوشیدن می گیرد. به کوچه باغ
های حرم تو پناه می آورم و در سایه سار ملکوتی آن، نفسی تازه می کنم. کنار
نهر استجابت می نشینم و قطره ای می شوم در آبی زلال اشک های زایران ات.
ضریح نورانی ات را در آغوش می گیرم و از بین شبکه های آن، مزار مطهر تو را
تماشا می کنم. باورم نمی شود! آیا به این سادگی، به زیارت تو آمده ام! تو
که زیارت ات، هم سان زیارت یاس گم شده مدینه است!
ادامه مطلب :منبع . http://noorolasfia.blog.ir/rss





از فاطمه ای که معصومه بود


بسم الله





تاریخ، چشم به راه فاطمه ای دیگر است. انتظار به سر می
آید و شمیم دل نوازی، خانه خورشید را فرامی گیرد. خنکای حضور دوباره فاطمه
(علیها السلام) در فضای مدینه جاری می شود و کوثر فاطمی، جوشیدن می گیرد. به کوچه باغ
های حرم تو پناه می آورم و در سایه سار ملکوتی آن، نفسی تازه می کنم. کنار
نهر استجابت می نشینم و قطره ای می شوم در آبی زلال اشک های زایران ات.
ضریح نورانی ات را در آغوش می گیرم و از بین شبکه های آن، مزار مطهر تو را
تماشا می کنم. باورم نمی شود! آیا به این سادگی، به زیارت تو آمده ام! تو
که زیارت ات، هم سان زیارت یاس گم شده مدینه است!
ادامه مطلب :منبع . http://noorolasfia.blog.ir/rss





با نام سادات بنی فاطمه


سبز پوشیده بودند 
به نام سادات بنی فاطمه 
در آغاز همان سبز سیدی بودند و دیگر هیچ
اما کوته نظری کار دستشان داد
تنها تهران غرق در مه را دیدند
صفحه تویتر
دانشگاه شریف 
فردا ساعت 3 اعتراضات
اعتراضات
زیر میله های دانشگاه مسول حراست فریاد میزند 
پایگاه بسیج 
فریاد تیر ها مشقیه مردم را به سمت پایگاه میکشاند 
فردا صبح
قطع سیستم تلفن های همراه 
مرگ چندین نفر به دست عوامل مجاهدین خلق و ...
روز عاشورا
دست سوت جیغ 
و متاسفانه رقص و پایکوبی
فریاد مردم
از امام حسین خجالت بکشید
فردا صبح 
فریادی میگفت در روز عزا حرمت ارباب شکستند علمدار کجایی 
سبز پوشیده بودند به نام سادات بنی فاطمه :منبع . http://eshghyaniyepelak2.blog.ir/rss





کافی‌ست؛ تو می‌دانی!


آدمی آنچنان در نهانی‌های تاریکِ خودش گم است، که از خودش هم در شگفت است! هوسِ دوره را کرده‌ام؛ وسط باران‌های در گاه، که نمی‌آید. سر کلاسِ دیف و تحلیلی، هوسِ همان دوره مضحک مزخرف را!
شگفتا فاطمه!
شگفتا فاطمه!
شگفتا فاطمه!
حال که اوضاعِ دلِ ما جز بر تو بر همه پوشیده‌ست، خودت راهی‌م کن. می‌ترسم این بساط اخیر هم، ...
عجیب نیست انسانی که آفریده‌ای؟! فتبارک الله...
+ به بزرگی‌ش قسم، از تنها ماندن با خودم می‌ترسم! نه از این ترس‌های شعری و شعاری؛ واقعا از تنها ماندن با خودم - مادی یا معنوی - تازگی‌هاست که وحشت می‌کنم... :منبع . http://bihich.blog.ir/rss





کافی‌ست؛ تو می‌دانی!


آدمی آنچنان در نهانی‌های تاریکِ خودش گم است، که از خودش هم در شگفت است! هوسِ دوره را کرده‌ام؛ وسط باران‌های در گاه، که نمی‌آید. سر کلاسِ دیف و تحلیلی، هوسِ همان دوره مضحک مزخرف را!
شگفتا فاطمه!
شگفتا فاطمه!
شگفتا فاطمه!
حال که اوضاعِ دلِ ما جز بر تو بر همه پوشیده‌ست، خودت راهی‌م کن. می‌ترسم این بساط اخیر هم، ...
عجیب نیست انسانی که آفریده‌ای؟! فتبارک الله...
+ به بزرگی‌ش قسم، از تنها ماندن با خودم می‌ترسم! نه از این ترس‌های شعری و شعاری؛ واقعا از تنها ماندن با خودم - مادی یا معنوی - تازگی‌هاست که وحشت می‌کنم... :منبع . http://bihich.blog.ir/rss





کافی‌ست؛ تو می‌دانی!


آدمی آنچنان در نهانی‌های تاریکِ خودش گم است، که از خودش هم در شگفت است! هوسِ دوره را کرده‌ام؛ وسط باران‌های در گاه، که نمی‌آید. سر کلاسِ دیف و تحلیلی، هوسِ همان دوره مضحک مزخرف را!
شگفتا فاطمه!
شگفتا فاطمه!
شگفتا فاطمه!
حال که اوضاعِ دلِ ما جز بر تو بر همه پوشیده‌ست، خودت راهی‌م کن. می‌ترسم این بساط اخیر هم، ...
عجیب نیست انسانی که آفریده‌ای؟! فتبارک الله...
+ به بزرگی‌ش قسم، از تنها ماندن با خودم می‌ترسم! نه از این ترس‌های شعری و شعاری؛ واقعا از تنها ماندن با خودم - مادی یا معنوی - تازگی‌هاست که وحشت می‌کنم... :منبع . http://bihich.blog.ir/rss





کافی‌ست؛ تو می‌دانی!


آدمی آنچنان در نهانی‌های تاریکِ خودش گم است، که از خودش هم در شگفت است! هوسِ دوره را کرده‌ام؛ وسط باران‌های در گاه، که نمی‌آید. سر کلاسِ دیف و تحلیلی، هوسِ همان دوره مضحک مزخرف را!
شگفتا فاطمه!
شگفتا فاطمه!
شگفتا فاطمه!
حال که اوضاعِ دلِ ما جز بر تو بر همه پوشیده‌ست، خودت راهی‌م کن. می‌ترسم این بساط اخیر هم، ...
عجیب نیست انسانی که آفریده‌ای؟! فتبارک الله...
+ به بزرگی‌ش قسم، از تنها ماندن با خودم می‌ترسم! نه از این ترس‌های شعری و شعاری؛ واقعا از تنها ماندن با خودم - مادی یا معنوی - تازگی‌هاست که وحشت می‌کنم... :منبع . http://bihich.blog.ir/rss





کافی‌ست؛ تو می‌دانی!


آدمی آنچنان در نهانی‌های تاریکِ خودش گم است، که از خودش هم در شگفت است! هوسِ دوره را کرده‌ام؛ وسط باران‌های در گاه، که نمی‌آید. سر کلاسِ دیف و تحلیلی، هوسِ همان دوره مضحک مزخرف را!
شگفتا فاطمه!
شگفتا فاطمه!
شگفتا فاطمه!
حال که اوضاعِ دلِ ما جز بر تو بر همه پوشیده‌ست، خودت راهی‌م کن. می‌ترسم این بساط اخیر هم، ...
عجیب نیست انسانی که آفریده‌ای؟! فتبارک الله...
+ به بزرگی‌ش قسم، از تنها ماندن با خودم می‌ترسم! نه از این ترس‌های شعری و شعاری؛ واقعا از تنها ماندن با خودم - مادی یا معنوی - تازگی‌هاست که وحشت می‌کنم... :منبع . http://bihich.blog.ir/rss





کافی‌ست؛ تو می‌دانی!


آدمی آنچنان در نهانی‌های تاریکِ خودش گم است، که از خودش هم در شگفت است! هوسِ دوره را کرده‌ام؛ وسط باران‌های در گاه، که نمی‌آید. سر کلاسِ دیف و تحلیلی، هوسِ همان دوره مضحک مزخرف را!
شگفتا فاطمه!
شگفتا فاطمه!
شگفتا فاطمه!
حال که اوضاعِ دلِ ما جز بر تو بر همه پوشیده‌ست، خودت راهی‌م کن. می‌ترسم این بساط اخیر هم، ...
عجیب نیست انسانی که آفریده‌ای؟! فتبارک الله...
+ به بزرگی‌ش قسم، از تنها ماندن با خودم می‌ترسم! نه از این ترس‌های شعری و شعاری؛ واقعا از تنها ماندن با خودم - مادی یا معنوی - تازگی‌هاست که وحشت می‌کنم... :منبع . http://bihich.blog.ir/rss





کافی‌ست؛ تو می‌دانی!


آدمی آنچنان در نهانی‌های تاریکِ خودش گم است، که از خودش هم در شگفت است! هوسِ دوره را کرده‌ام؛ وسط باران‌های در گاه، که نمی‌آید. سر کلاسِ دیف و تحلیلی، هوسِ همان دوره مضحک مزخرف را!
شگفتا فاطمه!
شگفتا فاطمه!
شگفتا فاطمه!
حال که اوضاعِ دلِ ما جز بر تو بر همه پوشیده‌ست، خودت راهی‌م کن. می‌ترسم این بساط اخیر هم، ...
عجیب نیست انسانی که آفریده‌ای؟! فتبارک الله...
+ به بزرگی‌ش قسم، از تنها ماندن با خودم می‌ترسم! نه از این ترس‌های شعری و شعاری؛ واقعا از تنها ماندن با خودم - مادی یا معنوی - تازگی‌هاست که وحشت می‌کنم... :منبع . http://bihich.blog.ir/rss





کافی‌ست؛ تو می‌دانی!


آدمی آنچنان در نهانی‌های تاریکِ خودش گم است، که از خودش هم در شگفت است! هوسِ دوره را کرده‌ام؛ وسط باران‌های در گاه، که نمی‌آید. سر کلاسِ دیف و تحلیلی، هوسِ همان دوره مضحک مزخرف را!
شگفتا فاطمه!
شگفتا فاطمه!
شگفتا فاطمه!
حال که اوضاعِ دلِ ما جز بر تو بر همه پوشیده‌ست، خودت راهی‌م کن. می‌ترسم این بساط اخیر هم، ...
عجیب نیست انسانی که آفریده‌ای؟! فتبارک الله...
+ به بزرگی‌ش قسم، از تنها ماندن با خودم می‌ترسم! نه از این ترس‌های شعری و شعاری؛ واقعا از تنها ماندن با خودم - مادی یا معنوی - تازگی‌هاست که وحشت می‌کنم... :منبع . http://bihich.blog.ir/rss





نام و لقب های حضرت فاطمه


حضرت فاطمه نام ولقب های زیادی داشتند که هر یک دربر دارنده ی معانی بلند و پر باری است در اینجا به برخی از اینها اشاره شده است
بتول/ از زنان در تقوا بالاتر                                                        طاهره/پاکیزه از صداقت
حانیه/ مهربان در حق شوهر                                                    فاطمه/ دور شده از اتش
زکیه/ رشد یافته                                                                   مبارکه/صاحب خیر وبرکت
راضیه/ راضی به خواست خدا                                                    مرضیه/ کسی که خدا از او خشنود است
 هرا/ نورانی                                                                           مطهره/از هر آلودگی و پلیدی دور است
صدیقه/ دارای گفتار و کردار صادقانه                                                منصوره/کسی که یاری میشود
                           





نام و لقب های حضرت فاطمه


حضرت فاطمه نام ولقب های زیادی داشتند که هر یک دربر دارنده ی معانی بلند و پر باری است در اینجا به برخی از اینها اشاره شده است
بتول/ از زنان در تقوا بالاتر                                                        طاهره/پاکیزه از صداقت
حانیه/ مهربان در حق شوهر                                                    فاطمه/ دور شده از اتش
زکیه/ رشد یافته                                                                   مبارکه/صاحب خیر وبرکت
راضیه/ راضی به خواست خدا                                                    مرضیه/ کسی که خدا از او خشنود است
 هرا/ نورانی                                                                           مطهره/از هر آلودگی و پلیدی دور است
صدیقه/ دارای گفتار و کردار صادقانه                                                منصوره/کسی که یاری میشود
                           





یک دست خورشید یک دست ماه


مدتها فکر می کردم حضرت فاطمه خودش می خواست زودتر از این جهان برود نزد پیامبر و حتی حضرت علی  وفرزندان خردسالش برایش مهم نبودند که در این جهان چقدر تنها می مانند فکر می کردم که نمی توانست بدون پیامبر نفس بکشد و این ٧۵ روز را همینطور بال بال زد و گریه کرد و حتی فکر محسنی که در شکم داشت هم وادارش نکرد کمی دیرتر بمیرد ! شاید همه اینطور فکر میکنند که مرگ حضرت فاطمه استجابت دعای خودش بود و همه اش بتاطر یک حدیث حعلی است که سالهاست هر فاطمیه می شنویم که در روزهای آخر زندگی پیامبر فاطمه به دیدن پدر می رود و پیامبر ابتدا ر گوشش چیزی می گوید که می گرید و بعد چیز دیگری می گوید که حضرت فاطمه می خندد راوی می گوید که وقتی از فاطمه پرسیدم گفت بار اول خبر رحلت زودهنگام خودش را دا د و بار دوم گفت تو از خادانم اولین کسی هستی به من می پیوندی که خوشحال شدم و خندیدم
همه شنیده ایم این داستان را  و نمیدانستیم که





یک دست خورشید یک دست ماه


مدتها فکر می کردم حضرت فاطمه خودش می خواست زودتر از این جهان برود نزد پیامبر و حتی حضرت علی  وفرزندان خردسالش برایش مهم نبودند که در این جهان چقدر تنها می مانند فکر می کردم که نمی توانست بدون پیامبر نفس بکشد و این ٧۵ روز را همینطور بال بال زد و گریه کرد و حتی فکر محسنی که در شکم داشت هم وادارش نکرد کمی دیرتر بمیرد ! شاید همه اینطور فکر میکنند که مرگ حضرت فاطمه استجابت دعای خودش بود و همه اش بتاطر یک حدیث حعلی است که سالهاست هر فاطمیه می شنویم که در روزهای آخر زندگی پیامبر فاطمه به دیدن پدر می رود و پیامبر ابتدا ر گوشش چیزی می گوید که می گرید و بعد چیز دیگری می گوید که حضرت فاطمه می خندد راوی می گوید که وقتی از فاطمه پرسیدم گفت بار اول خبر رحلت زودهنگام خودش را دا د و بار دوم گفت تو از خادانم اولین کسی هستی به من می پیوندی که خوشحال شدم و خندیدم
همه شنیده ایم این داستان را  و نمیدانستیم که





یک دست خورشید یک دست ماه


مدتها فکر می کردم حضرت فاطمه خودش می خواست زودتر از این جهان برود نزد پیامبر و حتی حضرت علی  وفرزندان خردسالش برایش مهم نبودند که در این جهان چقدر تنها می مانند فکر می کردم که نمی توانست بدون پیامبر نفس بکشد و این ٧۵ روز را همینطور بال بال زد و گریه کرد و حتی فکر محسنی که در شکم داشت هم وادارش نکرد کمی دیرتر بمیرد ! شاید همه اینطور فکر میکنند که مرگ حضرت فاطمه استجابت دعای خودش بود و همه اش بتاطر یک حدیث حعلی است که سالهاست هر فاطمیه می شنویم که در روزهای آخر زندگی پیامبر فاطمه به دیدن پدر می رود و پیامبر ابتدا ر گوشش چیزی می گوید که می گرید و بعد چیز دیگری می گوید که حضرت فاطمه می خندد راوی می گوید که وقتی از فاطمه پرسیدم گفت بار اول خبر رحلت زودهنگام خودش را دا د و بار دوم گفت تو از خادانم اولین کسی هستی به من می پیوندی که خوشحال شدم و خندیدم
همه شنیده ایم این داستان را  و نمیدانستیم که





یک دست خورشید یک دست ماه


مدتها فکر می کردم حضرت فاطمه خودش می خواست زودتر از این جهان برود نزد پیامبر و حتی حضرت علی  وفرزندان خردسالش برایش مهم نبودند که در این جهان چقدر تنها می مانند فکر می کردم که نمی توانست بدون پیامبر نفس بکشد و این ٧۵ روز را همینطور بال بال زد و گریه کرد و حتی فکر محسنی که در شکم داشت هم وادارش نکرد کمی دیرتر بمیرد ! شاید همه اینطور فکر میکنند که مرگ حضرت فاطمه استجابت دعای خودش بود و همه اش بتاطر یک حدیث حعلی است که سالهاست هر فاطمیه می شنویم که در روزهای آخر زندگی پیامبر فاطمه به دیدن پدر می رود و پیامبر ابتدا ر گوشش چیزی می گوید که می گرید و بعد چیز دیگری می گوید که حضرت فاطمه می خندد راوی می گوید که وقتی از فاطمه پرسیدم گفت بار اول خبر رحلت زودهنگام خودش را دا د و بار دوم گفت تو از خادانم اولین کسی هستی به من می پیوندی که خوشحال شدم و خندیدم
همه شنیده ایم این داستان را  و نمیدانستیم که





یک دست خورشید یک دست ماه


مدتها فکر می کردم حضرت فاطمه خودش می خواست زودتر از این جهان برود نزد پیامبر و حتی حضرت علی  وفرزندان خردسالش برایش مهم نبودند که در این جهان چقدر تنها می مانند فکر می کردم که نمی توانست بدون پیامبر نفس بکشد و این ٧۵ روز را همینطور بال بال زد و گریه کرد و حتی فکر محسنی که در شکم داشت هم وادارش نکرد کمی دیرتر بمیرد ! شاید همه اینطور فکر میکنند که مرگ حضرت فاطمه استجابت دعای خودش بود و همه اش بتاطر یک حدیث حعلی است که سالهاست هر فاطمیه می شنویم که در روزهای آخر زندگی پیامبر فاطمه به دیدن پدر می رود و پیامبر ابتدا ر گوشش چیزی می گوید که می گرید و بعد چیز دیگری می گوید که حضرت فاطمه می خندد راوی می گوید که وقتی از فاطمه پرسیدم گفت بار اول خبر رحلت زودهنگام خودش را دا د و بار دوم گفت تو از خادانم اولین کسی هستی به من می پیوندی که خوشحال شدم و خندیدم
همه شنیده ایم این داستان را  و نمیدانستیم که





یک دست خورشید یک دست ماه


مدتها فکر می کردم حضرت فاطمه خودش می خواست زودتر از این جهان برود نزد پیامبر و حتی حضرت علی  وفرزندان خردسالش برایش مهم نبودند که در این جهان چقدر تنها می مانند فکر می کردم که نمی توانست بدون پیامبر نفس بکشد و این ٧۵ روز را همینطور بال بال زد و گریه کرد و حتی فکر محسنی که در شکم داشت هم وادارش نکرد کمی دیرتر بمیرد ! شاید همه اینطور فکر میکنند که مرگ حضرت فاطمه استجابت دعای خودش بود و همه اش بتاطر یک حدیث حعلی است که سالهاست هر فاطمیه می شنویم که در روزهای آخر زندگی پیامبر فاطمه به دیدن پدر می رود و پیامبر ابتدا ر گوشش چیزی می گوید که می گرید و بعد چیز دیگری می گوید که حضرت فاطمه می خندد راوی می گوید که وقتی از فاطمه پرسیدم گفت بار اول خبر رحلت زودهنگام خودش را دا د و بار دوم گفت تو از خادانم اولین کسی هستی به من می پیوندی که خوشحال شدم و خندیدم
همه شنیده ایم این داستان را  و نمیدانستیم که





یک دست خورشید یک دست ماه


مدتها فکر می کردم حضرت فاطمه خودش می خواست زودتر از این جهان برود نزد پیامبر و حتی حضرت علی  وفرزندان خردسالش برایش مهم نبودند که در این جهان چقدر تنها می مانند فکر می کردم که نمی توانست بدون پیامبر نفس بکشد و این ٧۵ روز را همینطور بال بال زد و گریه کرد و حتی فکر محسنی که در شکم داشت هم وادارش نکرد کمی دیرتر بمیرد ! شاید همه اینطور فکر میکنند که مرگ حضرت فاطمه استجابت دعای خودش بود و همه اش بتاطر یک حدیث حعلی است که سالهاست هر فاطمیه می شنویم که در روزهای آخر زندگی پیامبر فاطمه به دیدن پدر می رود و پیامبر ابتدا ر گوشش چیزی می گوید که می گرید و بعد چیز دیگری می گوید که حضرت فاطمه می خندد راوی می گوید که وقتی از فاطمه پرسیدم گفت بار اول خبر رحلت زودهنگام خودش را دا د و بار دوم گفت تو از خادانم اولین کسی هستی به من می پیوندی که خوشحال شدم و خندیدم
همه شنیده ایم این داستان را  و نمیدانستیم که





یک دست خورشید یک دست ماه


مدتها فکر می کردم حضرت فاطمه خودش می خواست زودتر از این جهان برود نزد پیامبر و حتی حضرت علی  وفرزندان خردسالش برایش مهم نبودند که در این جهان چقدر تنها می مانند فکر می کردم که نمی توانست بدون پیامبر نفس بکشد و این ٧۵ روز را همینطور بال بال زد و گریه کرد و حتی فکر محسنی که در شکم داشت هم وادارش نکرد کمی دیرتر بمیرد ! شاید همه اینطور فکر میکنند که مرگ حضرت فاطمه استجابت دعای خودش بود و همه اش بتاطر یک حدیث حعلی است که سالهاست هر فاطمیه می شنویم که در روزهای آخر زندگی پیامبر فاطمه به دیدن پدر می رود و پیامبر ابتدا ر گوشش چیزی می گوید که می گرید و بعد چیز دیگری می گوید که حضرت فاطمه می خندد راوی می گوید که وقتی از فاطمه پرسیدم گفت بار اول خبر رحلت زودهنگام خودش را دا د و بار دوم گفت تو از خادانم اولین کسی هستی به من می پیوندی که خوشحال شدم و خندیدم
همه شنیده ایم این داستان را  و نمیدانستیم که





یک دست خورشید یک دست ماه


مدتها فکر می کردم حضرت فاطمه خودش می خواست زودتر از این جهان برود نزد پیامبر و حتی حضرت علی  وفرزندان خردسالش برایش مهم نبودند که در این جهان چقدر تنها می مانند فکر می کردم که نمی توانست بدون پیامبر نفس بکشد و این ٧۵ روز را همینطور بال بال زد و گریه کرد و حتی فکر محسنی که در شکم داشت هم وادارش نکرد کمی دیرتر بمیرد ! شاید همه اینطور فکر میکنند که مرگ حضرت فاطمه استجابت دعای خودش بود و همه اش بتاطر یک حدیث حعلی است که سالهاست هر فاطمیه می شنویم که در روزهای آخر زندگی پیامبر فاطمه به دیدن پدر می رود و پیامبر ابتدا ر گوشش چیزی می گوید که می گرید و بعد چیز دیگری می گوید که حضرت فاطمه می خندد راوی می گوید که وقتی از فاطمه پرسیدم گفت بار اول خبر رحلت زودهنگام خودش را دا د و بار دوم گفت تو از خادانم اولین کسی هستی به من می پیوندی که خوشحال شدم و خندیدم
همه شنیده ایم این داستان را  و نمیدانستیم که





یک دست خورشید یک دست ماه


مدتها فکر می کردم حضرت فاطمه خودش می خواست زودتر از این جهان برود نزد پیامبر و حتی حضرت علی  وفرزندان خردسالش برایش مهم نبودند که در این جهان چقدر تنها می مانند فکر می کردم که نمی توانست بدون پیامبر نفس بکشد و این ٧۵ روز را همینطور بال بال زد و گریه کرد و حتی فکر محسنی که در شکم داشت هم وادارش نکرد کمی دیرتر بمیرد ! شاید همه اینطور فکر میکنند که مرگ حضرت فاطمه استجابت دعای خودش بود و همه اش بتاطر یک حدیث حعلی است که سالهاست هر فاطمیه می شنویم که در روزهای آخر زندگی پیامبر فاطمه به دیدن پدر می رود و پیامبر ابتدا ر گوشش چیزی می گوید که می گرید و بعد چیز دیگری می گوید که حضرت فاطمه می خندد راوی می گوید که وقتی از فاطمه پرسیدم گفت بار اول خبر رحلت زودهنگام خودش را دا د و بار دوم گفت تو از خادانم اولین کسی هستی به من می پیوندی که خوشحال شدم و خندیدم
همه شنیده ایم این داستان را  و نمیدانستیم که





یک دست خورشید یک دست ماه


مدتها فکر می کردم حضرت فاطمه خودش می خواست زودتر از این جهان برود نزد پیامبر و حتی حضرت علی  وفرزندان خردسالش برایش مهم نبودند که در این جهان چقدر تنها می مانند فکر می کردم که نمی توانست بدون پیامبر نفس بکشد و این ٧۵ روز را همینطور بال بال زد و گریه کرد و حتی فکر محسنی که در شکم داشت هم وادارش نکرد کمی دیرتر بمیرد ! شاید همه اینطور فکر میکنند که مرگ حضرت فاطمه استجابت دعای خودش بود و همه اش بتاطر یک حدیث حعلی است که سالهاست هر فاطمیه می شنویم که در روزهای آخر زندگی پیامبر فاطمه به دیدن پدر می رود و پیامبر ابتدا ر گوشش چیزی می گوید که می گرید و بعد چیز دیگری می گوید که حضرت فاطمه می خندد راوی می گوید که وقتی از فاطمه پرسیدم گفت بار اول خبر رحلت زودهنگام خودش را دا د و بار دوم گفت تو از خادانم اولین کسی هستی به من می پیوندی که خوشحال شدم و خندیدم
همه شنیده ایم این داستان را  و نمیدانستیم که





یک دست خورشید یک دست ماه


مدتها فکر می کردم حضرت فاطمه خودش می خواست زودتر از این جهان برود نزد پیامبر و حتی حضرت علی  وفرزندان خردسالش برایش مهم نبودند که در این جهان چقدر تنها می مانند فکر می کردم که نمی توانست بدون پیامبر نفس بکشد و این ٧۵ روز را همینطور بال بال زد و گریه کرد و حتی فکر محسنی که در شکم داشت هم وادارش نکرد کمی دیرتر بمیرد ! شاید همه اینطور فکر میکنند که مرگ حضرت فاطمه استجابت دعای خودش بود و همه اش بتاطر یک حدیث حعلی است که سالهاست هر فاطمیه می شنویم که در روزهای آخر زندگی پیامبر فاطمه به دیدن پدر می رود و پیامبر ابتدا ر گوشش چیزی می گوید که می گرید و بعد چیز دیگری می گوید که حضرت فاطمه می خندد راوی می گوید که وقتی از فاطمه پرسیدم گفت بار اول خبر رحلت زودهنگام خودش را دا د و بار دوم گفت تو از خادانم اولین کسی هستی به من می پیوندی که خوشحال شدم و خندیدم
همه شنیده ایم این داستان را  و نمیدانستیم که





یک دست خورشید یک دست ماه


مدتها فکر می کردم حضرت فاطمه خودش می خواست زودتر از این جهان برود نزد پیامبر و حتی حضرت علی  وفرزندان خردسالش برایش مهم نبودند که در این جهان چقدر تنها می مانند فکر می کردم که نمی توانست بدون پیامبر نفس بکشد و این ٧۵ روز را همینطور بال بال زد و گریه کرد و حتی فکر محسنی که در شکم داشت هم وادارش نکرد کمی دیرتر بمیرد ! شاید همه اینطور فکر میکنند که مرگ حضرت فاطمه استجابت دعای خودش بود و همه اش بتاطر یک حدیث حعلی است که سالهاست هر فاطمیه می شنویم که در روزهای آخر زندگی پیامبر فاطمه به دیدن پدر می رود و پیامبر ابتدا ر گوشش چیزی می گوید که می گرید و بعد چیز دیگری می گوید که حضرت فاطمه می خندد راوی می گوید که وقتی از فاطمه پرسیدم گفت بار اول خبر رحلت زودهنگام خودش را دا د و بار دوم گفت تو از خادانم اولین کسی هستی به من می پیوندی که خوشحال شدم و خندیدم
همه شنیده ایم این داستان را  و نمیدانستیم که





یک دست خورشید یک دست ماه


مدتها فکر می کردم حضرت فاطمه خودش می خواست زودتر از این جهان برود نزد پیامبر و حتی حضرت علی  وفرزندان خردسالش برایش مهم نبودند که در این جهان چقدر تنها می مانند فکر می کردم که نمی توانست بدون پیامبر نفس بکشد و این ٧۵ روز را همینطور بال بال زد و گریه کرد و حتی فکر محسنی که در شکم داشت هم وادارش نکرد کمی دیرتر بمیرد ! شاید همه اینطور فکر میکنند که مرگ حضرت فاطمه استجابت دعای خودش بود و همه اش بتاطر یک حدیث حعلی است که سالهاست هر فاطمیه می شنویم که در روزهای آخر زندگی پیامبر فاطمه به دیدن پدر می رود و پیامبر ابتدا ر گوشش چیزی می گوید که می گرید و بعد چیز دیگری می گوید که حضرت فاطمه می خندد راوی می گوید که وقتی از فاطمه پرسیدم گفت بار اول خبر رحلت زودهنگام خودش را دا د و بار دوم گفت تو از خادانم اولین کسی هستی به من می پیوندی که خوشحال شدم و خندیدم
همه شنیده ایم این داستان را  و نمیدانستیم که





فراق او


من به خال لب مهدی چوگرفتارشدم/ازفراق رخ او تشنه وبیمارشدم/همه شب ذکر لبم نام نکویش جاری است/بین عشاق نگر شهره بازار شدم/خم ابروی ولایش به دلم توحید است/یوسف فاطمه را بین که خریدار شدم/جمکرانش بروم تاکه رخش جلوه کند/باهمه شیعه اوعاشق وهمکارشدم/گشته آماده ولایت که بیاید مهدی/جانفدا بهر ولی حافظ اسرار شدم/
:منبع . http://hajipoor.blog.ir/rss





و امروز


امروز 
صبح 
دیبا:سلام تولدت پنجشنبه بود دیگه ؟
نع امروزه 
دیبا:ااااا پس مبارکه 
مـــرسی
یلدا فاطمه کیمیا...... تولدم
کادوهام 
یه جعبه شیرینی که خواهرم خرید تا فردا ببرم مدرسه
یه عالمه عکس که با یلدا گرفتیم
شیرینی ناپلونی که فاطمه آورده بود و به جای شمع روش یدونه کبریت گذاشتیم و من فوتش کردم
ناهار کلی به من خندیدن که فلفل خورده بودم 
و داشتم می سوختم و جیغ و داد میکردم
رفتن بیمارستان به بابابزرگم سر بزنن 
بابابزگم حالش خخیییییییلی بده 
خیلی خیلی بده
براش دعا کنید
:منبع . http://eshghyaniyepelak2.blog.ir/rss





نام من عشق‌ست، آیا می‌شناسیدم..؟#


إسمع
إفهم
یا فاطمه بنت علی...
+ کاش امشب یکی‌تان با من بیدار می‌ماند. حالا همه‌تان خوابید. فاطمه و فرزانه و یلدا. حالا همه‌تان خوابید. کاش امشب آن شکایت‌هایی که تا همین حالا، روی قلبم نگه داشته‌ام باز می‌شد. کاش می‌شد برای کسی گفت. حالا باید منتقدان را خبر کرد؛ اگر منتقدند تجربه دردهای شاعرانه را در این سه جمله پیدا کنند و اگر نکردند منتقد نیستند. کاش می‌شد برای کسی گفت، همین امشب. 
که نمی‌شود.
که نمی‌شود.
که همه‌تان خوابید.
#حسین_منزوی :منبع . http://bihich.blog.ir/rss





نام من عشق‌ست، آیا می‌شناسیدم..؟#


إسمع
إفهم
یا فاطمه بنت علی...
+ کاش امشب یکی‌تان با من بیدار می‌ماند. حالا همه‌تان خوابید. فاطمه و فرزانه و یلدا. حالا همه‌تان خوابید. کاش امشب آن شکایت‌هایی که تا همین حالا، روی قلبم نگه داشته‌ام باز می‌شد. کاش می‌شد برای کسی گفت. حالا باید منتقدان را خبر کرد؛ اگر منتقدند تجربه دردهای شاعرانه را در این سه جمله پیدا کنند و اگر نکردند منتقد نیستند. کاش می‌شد برای کسی گفت، همین امشب. 
که نمی‌شود.
که نمی‌شود.
که همه‌تان خوابید.
#حسین_منزوی :منبع . http://bihich.blog.ir/rss





نام من عشق‌ست، آیا می‌شناسیدم..؟#


إسمع
إفهم
یا فاطمه بنت علی...
+ کاش امشب یکی‌تان با من بیدار می‌ماند. حالا همه‌تان خوابید. فاطمه و فرزانه و یلدا. حالا همه‌تان خوابید. کاش امشب آن شکایت‌هایی که تا همین حالا، روی قلبم نگه داشته‌ام باز می‌شد. کاش می‌شد برای کسی گفت. حالا باید منتقدان را خبر کرد؛ اگر منتقدند تجربه دردهای شاعرانه را در این سه جمله پیدا کنند و اگر نکردند منتقد نیستند. کاش می‌شد برای کسی گفت، همین امشب. 
که نمی‌شود.
که نمی‌شود.
که همه‌تان خوابید.
#حسین_منزوی :منبع . http://bihich.blog.ir/rss





نام من عشق‌ست، آیا می‌شناسیدم..؟#


إسمع
إفهم
یا فاطمه بنت علی...
+ کاش امشب یکی‌تان با من بیدار می‌ماند. حالا همه‌تان خوابید. فاطمه و فرزانه و یلدا. حالا همه‌تان خوابید. کاش امشب آن شکایت‌هایی که تا همین حالا، روی قلبم نگه داشته‌ام باز می‌شد. کاش می‌شد برای کسی گفت. حالا باید منتقدان را خبر کرد؛ اگر منتقدند تجربه دردهای شاعرانه را در این سه جمله پیدا کنند و اگر نکردند منتقد نیستند. کاش می‌شد برای کسی گفت، همین امشب. 
که نمی‌شود.
که نمی‌شود.
که همه‌تان خوابید.
#حسین_منزوی :منبع . http://bihich.blog.ir/rss





نام من عشق‌ست، آیا می‌شناسیدم..؟#


إسمع
إفهم
یا فاطمه بنت علی...
+ کاش امشب یکی‌تان با من بیدار می‌ماند. حالا همه‌تان خوابید. فاطمه و فرزانه و یلدا. حالا همه‌تان خوابید. کاش امشب آن شکایت‌هایی که تا همین حالا، روی قلبم نگه داشته‌ام باز می‌شد. کاش می‌شد برای کسی گفت. حالا باید منتقدان را خبر کرد؛ اگر منتقدند تجربه دردهای شاعرانه را در این سه جمله پیدا کنند و اگر نکردند منتقد نیستند. کاش می‌شد برای کسی گفت، همین امشب. 
که نمی‌شود.
که نمی‌شود.
که همه‌تان خوابید.
#حسین_منزوی :منبع . http://bihich.blog.ir/rss





نام من عشق‌ست، آیا می‌شناسیدم..؟#


إسمع
إفهم
یا فاطمه بنت علی...
+ کاش امشب یکی‌تان با من بیدار می‌ماند. حالا همه‌تان خوابید. فاطمه و فرزانه و یلدا. حالا همه‌تان خوابید. کاش امشب آن شکایت‌هایی که تا همین حالا، روی قلبم نگه داشته‌ام باز می‌شد. کاش می‌شد برای کسی گفت. حالا باید منتقدان را خبر کرد؛ اگر منتقدند تجربه دردهای شاعرانه را در این سه جمله پیدا کنند و اگر نکردند منتقد نیستند. کاش می‌شد برای کسی گفت، همین امشب. 
که نمی‌شود.
که نمی‌شود.
که همه‌تان خوابید.
#حسین_منزوی :منبع . http://bihich.blog.ir/rss





نام من عشق‌ست، آیا می‌شناسیدم..؟#


إسمع
إفهم
یا فاطمه بنت علی...
+ کاش امشب یکی‌تان با من بیدار می‌ماند. حالا همه‌تان خوابید. فاطمه و فرزانه و یلدا. حالا همه‌تان خوابید. کاش امشب آن شکایت‌هایی که تا همین حالا، روی قلبم نگه داشته‌ام باز می‌شد. کاش می‌شد برای کسی گفت. حالا باید منتقدان را خبر کرد؛ اگر منتقدند تجربه دردهای شاعرانه را در این سه جمله پیدا کنند و اگر نکردند منتقد نیستند. کاش می‌شد برای کسی گفت، همین امشب. 
که نمی‌شود.
که نمی‌شود.
که همه‌تان خوابید.
#حسین_منزوی :منبع . http://bihich.blog.ir/rss





نام من عشق‌ست، آیا می‌شناسیدم..؟#


إسمع
إفهم
یا فاطمه بنت علی...
+ کاش امشب یکی‌تان با من بیدار می‌ماند. حالا همه‌تان خوابید. فاطمه و فرزانه و یلدا. حالا همه‌تان خوابید. کاش امشب آن شکایت‌هایی که تا همین حالا، روی قلبم نگه داشته‌ام باز می‌شد. کاش می‌شد برای کسی گفت. حالا باید منتقدان را خبر کرد؛ اگر منتقدند تجربه دردهای شاعرانه را در این سه جمله پیدا کنند و اگر نکردند منتقد نیستند. کاش می‌شد برای کسی گفت، همین امشب. 
که نمی‌شود.
که نمی‌شود.
که همه‌تان خوابید.
#حسین_منزوی :منبع . http://bihich.blog.ir/rss





عزای مجتبی


تیرغم برقلب شیعه درعزای مجتباست/ماه جانسوزصفربین داغهای مصطفاست/درحریم اهل بیت او مظهردلدادگی/وارث خوب پیمبر فاطمه بامرتضاست/اوبود مظلوم دوران همسرش شدقاتلش/خاک گلگون بقیعش مثل خاک کربلاست/گشت تابوت شریفش پرز تیر اشقیاء/غمگسارحضرت او کعبه آن بیت خداست/یوسف زهرابرای جد خود گریان شده/اندر این روز مصیبت شیعه در شورو عزاست/
:منبع . http://hajipoor.blog.ir/rss





دهم ربیع الثانی سالروز وفات حضرت معصومه (س)


دهم ربیع الثانی سالروز وفات حضرت فاطمه معصومه (س) تسلیت باد.
حضرت فاطمه معصومه (س)  در روز اوّل ذی القعده سال 173هـ . ق در مدینه
منوّره دیده به جهان گشود. آنحضرت در سنّ28 سالگی در روز دهم یا دوازدهم ربیع الثانی
سال 201هـ . ق در شهر قم  دیده از جان بربست.
:منبع . http://mustafavi.blog.ir/rss





دهم ربیع الثانی سالروز وفات حضرت معصومه (س)


دهم ربیع الثانی سالروز وفات حضرت فاطمه معصومه (س) تسلیت باد.
حضرت فاطمه معصومه (س)  در روز اوّل ذی القعده سال 173هـ . ق در مدینه
منوّره دیده به جهان گشود. آنحضرت در سنّ28 سالگی در روز دهم یا دوازدهم ربیع الثانی
سال 201هـ . ق در شهر قم  دیده از جان بربست.
:منبع . http://mustafavi.blog.ir/rss






1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 »